منتظر

بررسی وفات پیامبر، رحلت یا شهادت
نویسنده : ابوالحسن اصفهانی - ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٩
 
بررسی وفات پیامبر؛ رحلت یا شهادت؟!

یکی از مظلومیتهای حضرت رسول این است که معمولا به کیفیت شهادت ایشان توجه نمی­شود. و معمولا بیان می­شود رحلت حضرت رسول، درحالیکه کتابهای سیره و حدیث مرگ رسول خدا بوسیله سم را تایید و آن را با احادیث متواتر ذکر کرده اند.

ما من نبیٍّ أو وصیٍّ إلا شهیدٌ(بررسی وفات پیامبر؛ رحلت یا شهادت؟!)

وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَی أَعْقَابِکُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَیَ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللّهُ الشَّاکِرِینَ. (آل عمران ایه ۱۴۴)(محمد [ص‏] فقط فرستاده خداست‏؛ و پیش از او، فرستادگان دیگری نیز بودند؛ آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به عقب برمی‏گردید؟ و هر کس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضرری نمی‏زند؛ و خداوند بزودی شاکران را پاداش خواهد داد.)

یکی از مظلومیتهای حضرت رسول این است که معمولا به کیفیت شهادت ایشان توجه نمی­شود. و معمولا بیان می­شود رحلت حضرت رسول، درحالیکه کتابهای سیره و حدیث مرگ رسول خدا بوسیله سم را تایید و آن را با احادیث متواتر ذکر کرده اند.

علمای شیعه و سنّی اتفاق نظر دارند که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله به سبب سمّی که به آن حضرت خورانده شده شهید و از دار دنیا رفته اند نه اینکه به صورت مرگ طبیعی این اتقاق دردناک رخ داده باشد.

ابن سعد می­گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله به سبب سمّ وفات کرد در حالیکه شصت و سه سال سن داشتند. ( المجدد فی الانساب. محمد بن محمد علوی ص۶)

علامه حلی شهادت رسول خدا را به وسیله سم ذکر میکند.( هی المطلب حلی ج? ص۸۸۷)

در کتاب جامع الرواه آمده است: پیامبر (ص) در مدینه مسموم درگذشت.( جامع الرواه محمد علی اردبیلی ج۲ص۴۶?)

شیخ طوسی میگوید: رسول خدا دو شب باقیمانده از ماه صفر در سال دهم هجری مسموم درگذشت.( تهذیب الاحکام ج۶ص۱ و بحار الانوار ج۲۲ص۵۱۴)

بیهقی از عبدالله بن مسعود روایت کرده است که وی گفت: اگر ۹بار قسم بخورم که رسول خدا کشته شده است برایم محبوبتر است از اینکه یکبار قسم بخورم که او کشته نشده است به جهت اینکه خداوند او را پیامبر شهید قرار داده است.( السیره النبویه ابن کثیر دمشقی ج۴ص۴۴۹)

حاکم نیشابور کشته شدن رسول خدا را تایید کرده است. آنجا که میگوید: شعبی گفته است: بخدا قسم رسول خدا و ابوبکر با سم کشته شدند و عمر و عثمان و علی بن ابیطالب با شمشیر کشته شدند و حسن بن علی با سم و حسین بن علی با شمشیر کشته شد.( المستدرک. ج۳ص۶۰)

ابن مسعود شهید شدن پیامبر در سنه ۱۱ هجری تایید و تاکید کرده است.( السیره نبویه ابن کثیر ج۴ص۴۴۹ و البدایه و النهایه ج۶ص۳۱۷و۳۲۲)

امام صادق(ع) فرمود: هیچ پیامبری یا وصی او نیست مگر آنکه شهید میشود.( بصائر الدرجات ص۱۴۸و بحارالانوار ج۱۷ص۴۰۵و ج۴۰ص۱۳۹) و همچنین فرمودند: هیچ کس از ما(اهل بیت) نیست مگر آنکه مسموم یا مقتول خواهد بود.( کفایه الاثر- خراز قمی ص ۱۶۲ و وسائل الشیعه ج۱۴ص۲ و بحارالانوار ج۴۵ص۱ و من لایحضره الفقیه)

بنابراین، شهادت حضرت رسول توسط سم قطعی است و آنچه که جای بحث دارد این است که چه کسی و در چه زمانی ایشان را به شهادت رسانده اند.

در برخی از متون آمده است: «گروهی، زنِ یکی از اشراف یهود را به نام زینب فریب دادند که پیامبر را از طریق غذا مسموم سازد. نقشة وی از این قرار بود که آن زن، کسی را خدمت یکی از یاران پیامبر فرستاد و از او پرسید که پیامبر اسلام کدام عضو از گوسفند را بیشتر دوست می دارد. او در پاسخ گفت: ذراع گوسفند مطبوع‌ترین عضو برای پیامبر است. زینب، گوسفندی را بریان کرد و آن را مسموم ساخت، و بیش از همه در ذراع آن سم داخل نمود و به عنوان هدیه خدمت پیامبر فرستاد. پیامبر نخستین لقمه ای را که به دهان گذارد، احساس کرد مسموم است. فوراً آن را از دهان در آورد، ولی کسی که با ایشان غذا می خورد، یعنی «بشر بن براء معرور» که از روی غفلت چند لقمه خورده بود؛ پس از مدتی بر اثر سم در گذشت. پیامبر دستور داد زینب را احضار کردند و به او گفت: چرا چنین جفایی را بر من روا داشتی؟! وی در پاسخ گفت: تو اوضاع قبیلة ما را هم بر هم زدی، من با خود فکر کردم که اگر فرمانروا باشی، با خوردن این سم از بین خواهی رفت، و اگر پیامبر خدا باشی، قطعاً از آن اطلاع یافته و از خوردن آن خودداری خواهی نمود.

ابن اسحاق گزارش می دهد: «رسول خدا در معرض وفات خود به «امّ بشر» دختر «براء بن معرور» که برای عیادت وی آمده بود گفت: از همان خوراکی که با برادرت در «خیبر» خورده، اکنون رگ دلم قطع می شود. بدین جهت مسلمانان رسول خدا را علاوه بر افتخارات نبوّت دارای مقام شهادت هم می دانستند.

   علامه مجلسی میگوید: احتمال داردکه هر دو سم در شهادت پیامبر مؤثر بوده اند.( بحارالانوار ج۲۲ص۵۱۶)

منظور علامه از دو سم یکی سم خیبر است و دیگری سمی که در روزهای آخر حیاتش به او نوشاندند. دشمنان برای اینکه اسم آنها به عنوان قاتلین حضرت رسول در جامعه پخش نشود به دست و پا افتادند و صحنه را غبار آلود کردند و گفتند: درست است که رسول خدا مسموم شده اما این اثر سم خیبر در سال هفتم هجری بوده است که اینک او را از پای درآورده است.