منتظر

بقیه الله خیر لکم
نویسنده : ابوالحسن اصفهانی - ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۳
 

                     بقیه الله خیر لکم
                                سلام بر مهدی (عج) 
سلام بر مهدی ، آنکه پیوسته عطر یادش در خاطره ها می پیچید ویاد آ ن محبوب دلها ، شو ق دیدار را بر می انکیزد . آ نکه مهمان دلهای پاک و با صفاست . 
سلام بر مهدی ، آنکه تجلی اعظم خدا بر بسیط خاک است و مژده تولدش ظهور نور وزیبایی است . 
تولش ، میلاد شور وشوق است وجودش خو رشید عصر انتظار است .
سلام بر او که وارث شریعت احمد و احیا گر دین محمد (ص) است . 
فخر آ فرین عصر ظلمت ..... 
                                 السلام علیک یا امام المسیح 
پیوند نا کسستنی بین حضرت مهدی و حضرت مسیح (علیها السلام) بین حضرت مهدی و حضرت مسیح علیها السلام پیوندی نا کسستنی وجود دارد از آ ن جمله هر دو ذخیره الهی و مو عود آ سمانی و دارای عمری طو لانی و در هنگام ظهور ،مروج مرام و توحید قرآنی خو اهند بود .
توجه مسلمین و پیروان مسیح به این نوع حقایق سبب خواهد شد که به جهانی شدن به معنای آ سمانی آ ن روی بیاورند . 
در پگاه ظهور ،هنگامی که دنیای مسیحیت ، حضرت مسیح را در کنار حضرت مهدی علیها السلام می نگرند هر چه بهتر و سریعتر به معارف قرآ نی و حکومت الهی سر فرود می آ ورند 
در متون روایی رایج بین مسلمین 29روایت در هماهنگی و بلکه یک آ هنگی حضرت مسیح و امان زمان ( علیها السلام) برای تشکیل حکو مت عدل و امن الهی آ مده است (منتخب الثر 479صافی گلپایگانی ) در این نوع روایات حتی به نقش کشتن دجال و نا بودی ابلیس هم اشاره شده است در ضمن به این حضرت مسیح در واقعیت هم تصریح دارند که حضرت مسیح علیها السلام به اقتضای افضلیت حضرت مهدی علیها السلام
به او اقتدا خواهد کرد در بعضی زیا رات هم خطاب به حضرت مهدی علیها السلام تعبیر السلام علیک یا امام المسیح آ مده است (صحیفه مهدیه ص582) قا بل توجه است که در متونی چون زبور داود و انجیل مسیحییت نیز در رابطه با مصلح جهان تعبیراتی چون ملک و فر زندش و ملکوت آ سمان ها وجود دارد که به گفته صاحب نظران بر اساس شو اهدی مقصود از این نوع تعا بیر ، کسی جز حضرت مهدی نخو اهد بود ( منجیاز دید گاه اد یان ص31و37علی اصغر رضوانی ) 
  مقدمات ولا دت 
 حضرت نر جس خا تون (ع) والده ما جده حضرت بقیه الله علیهاالسلام نوه قیصر روم است . به نقل همین با نوی صدیقه قیصر تصمیم گرفت او را به کا بین برا در زاده خود در آ ورد . لذا به همین منظور مجلسی با شکوه آ راست که بخصوص نماد های مذهبی چون چلیپا ها و سران مسیحی یعنی کشیش ها در آ ن نما یان بو دند اما همین که انجیل ها را گشو دند تا مراسم عقد را جاری سازند چهل پایه تختی که برادر زاده قیصر بر آ ن نشسته بود شکست و تخت سر نگون و چلیپا ها وا ژگون و تمامی بساط آ نان کا ملا و به نحو نا گهانی و خا رق العاده به هم ریخت . قیصر دستور داد تا مجلسی را از نو آ ما ده نمایند و به کا بین برادر دیگر در بیا ورند با ز هم حا دثه قبل تکرار شد .هر جند همه مبهوت کشتند آما در همان مر حله اول کشیش ها این مطلب را فهمیدند و حتی تصریح نمو دند که این عقد نحو سستی دارد دارد که به زوال دین مسیح می انجا مد . شا م همان روز حضرت نر جس خا تون در رؤ یایی صادقانه دید که پیا مبر اعظم و خاتم صلی الله علیه واله همراه با حضرت سید الاو صیاء و ده فر زندش طلو ع نمودند و حضر ت مسیح چون ماه منیر به استقبال دوازده خورشید شتافت و منبری از نور به جای همان تخت وا ژگونه زدند و خا تم پیا مبران صلی اله علیه واله از حضرت مسیح نر جس را که نوه شمعون حواری او بود ، برای نور دیده خود حضرت امام عسگری ع خواستگاری نمود و صیغه عقد را دو پیا مبر او لو العزم خداوند خداوند سبحان جاری سا ختند و نر جس خاتون پس از گذراندن مراحلی به خد مت امام ها دی آ مد و همسر امام عسگری کر دید ( منتح الامال ج//ص/597شیخ عباس قمی ) 
و در پانزدهم شعبان نور مهدی از او طا لع شد نفس این وقایع به حدی گو یا هست که نیازی به هیچ تو ضیحی احساس نمی شود اما در عین حال به خا طر اهمییت مسئله به مواردی در راستای مقصود اشاره می نماییم 
الف: سر انجام خدا وند متعال منبری از نور به جای تخت هایی که مایه بد بختی بشرییت هستند بر قرار خوا هد ساخت . 
ب: انوار الهی در مراکز فر ماندهی عا لم مستقر خوا هند شد و به جای قا نون ها و پیمانها منشا شرور . عهد الهی و معا رف آ سمانی را برای بنی نوع بشر منتشر خو اهند فر مو د . 
ج: به واسطه حضرت مهدی و حضرت مسیح علیها السلام نماد های دروغین مذاهب چون چلیپا ها همه از بین خوا هند رفت . 
د: مقدمه ولا دت مو لود آ سمانی هما نند حضرت مهدی ع با ید فضای نورانی و به واسطه انسانها ی نو رانی فر اهم شود . 
                              صحبت کردن از حضرت مهدی (ع)
  صحبت کردن از حضرت مهدی(ع) و نشانه‏های ظهور ایشان در واقع صحبت کردن از حوادثی است که بناست در آینده اتفاق بیفتد و لذا بجاست که از خود بپرسیم: اگر در مورد احادیث نقل شده در این زمینه بررسی اسناد صورت گرفت و مطمئن شدیم که آنها از معصوم(ع) صادر شده است، آیا می‏توان مطمئن بود که حتماً همة آن حوادث آن‏گونه که در روایات شریف ما آمده‏اند وقوع یابند؟ پاسخ به این پرسش در کتب عقیدتی و فلسفی تحت عنوان «بداء» داده می‏شود که طی این بخش از مطالب به آن می‏پردازیم.
                                    « بداء در لغت»
«بداء» در لغت به معنای ظهور و روشن شدن پس از مخفی بودن چیزی است و اصطلاحاً به روشن شدن چیزی پس از مخفی بودن از مردم اطلاق می‌شود؛ بدین معنا که خداوند متعال بنا بر مصلحتی، مسئله‏ای را از زبان پیامبر یا ولی‏ای از اولیای خویش به گونه‏ای تبیین می‏کند و سپس در مقام عمل و ظهور و بروز، غیر آن را به مردم نشان می‏دهد. در قرآن آمده است: 
خداوند هر چه را بخواهد محو یا اثبات می‏کند در حالی که ام‏الکتاب نزد اوست و خود می‏داند عاقبت هر چیزی چیست.1 

  و در آیه‏ای دیگر: 
  و بدالهم سیّئات ما کسبوا.2 
  بدی‏هایی را خود کسب کرده بودند و برای آنها مخفی بود برایشان نمایان شد. 

  یا: 
ثمّ بدالهم من بعد ما رأؤا الآیات.3 

پس از آنکه نشانه‏ها را دیدند حقیقت امر بر آنها روشن شد. 

این ظهور پس از خفا، تنها برای انسان رخ می‏دهد و در مورد خداوند متعال ابداً صدق نمی‏کند وگرنه لازمه‏اش این است که خداوند نسبت به آن موضوع جهل داشته باشد که این امر محالی است. خداوند، چنانکه قرآن کریم می‏فرماید به همه چیز آگاه و داناست 4 و نسبت به همه چیز در همة زمان‌ها و مکان‌ها چه حاضر باشند و چه غایب، چه موجود باشند و چه فانی و چه در آینده به وجود بیایند، علم حضوری دارد. قرآن کریم در این زمینه می‏فرماید: 

هیچ چیزی در آسمان و زمین از نظر خداوند متعال مخفی نمی‏شود.5 
از همین روست که مسئلة بداء و ظاهر کردن آن امر مخفی به خداوند نسبت داده می‏شود: 
و بدالهم من الله مالم یکونوا یحتسبون.6 
خداوند آنچه را گمان نمی‏کردند، برای آنها ظاهر کرد. 

براساس آیة:
خداوند چیزی را که از آنِ مردمی است دگرگون نکند تا آن مردم خود دگرگون شوند.7 
و با استفاده از دیگر آیات و روایات می‏توان چنین برداشت کرد که برخی اعمال حسنه نظیر: صدقه، احسان به دیگران، صلة رحم، نیکی به پدر و مادر، استغفار و توبه، شکر نعمت و ادای حقّ آن و... سرنوشت شخص را تغییر داده و رزق و عمر و برکت زندگی‌اش را افزایش می‏دهد، همان‏طور که اعمال بد و ناشایست اثر عکس آن را بر زندگی شخص می‏گذارد. 

پیش از شرح این عبارت که بداء در حقیقت ظاهر شدن چیزی است که از ناحیة خداوند متعال برای مردم مخفی و برای خودش مشخص بود، لازم است یادآور شویم که خداوند متعال بنا بر آیات قرآن دو لوح دارد: 

  الف) لوح محفوظ 
لوحی که آنچه در آن نوشته می‏شود؛ پاک نشده و مقدّرات آن تغییر نمی‏یابند؛ چون مطابق با علم الهی است: 
بَل هُوَ قُرآنٌ مَجیدٌ ٭فی لَوحٍ مَحفوظٍ.8 
بلکه آن قرآن مجیدی است که در لوح محفوظ ثبت گردیده است. 

  ب) لوح محو و اثبات 
بنا بر شرایط و سننی از سنت‌های الهی، سرنوشت شخص یا جریانی به شکلی خاص می‏شود، با از بین رفتن آن سنت‌ها یا مطرح شدن سنت‌های جدید سرنوشت آن شخص یا آن جریان تحت‏الشعاع سنت‌های جدید قرار می‏گیرد. به عنوان مثال بناست که شخص در سن 20 سالگی فوت کند امّا به واسطة صلة رحم یا صدقه‏ای که می‏دهد، 30 سال به عمرش اضافه می‏شود و تا 50 سالگی زنده می‏ماند یا به عکس، آن شخص بناست 50 سال عمر کند به واسطة گناه کبیره‏ای خاص، 30 سال از عمرش کاسته می‏شود در همان 20 سالگی می‏میرد. که البته خداوند متعال از اوّل می‏دانست که بناست اوّلی 50 سال و دومی 20 سال عمر کند ولی برای روشن شدن این سنت‌های الهی مطلب به این شکل از زبان پیامبران یا اولیای الهی(ع) بیان می‏شود. 

در قرآن کریم هم آمده است: 
یمحوا الله ما یشاء و یثبت و عنده امّ الکتاب.9 
یا این آیه: 
آنگاه مدتی را [برای شما عمر] مقرّر داشت و اجل حتمی نزد اوست.10 
با توجه به این دو لوح و مطالبی که تا به حال به آنها پرداختیم، این پرسش به ذهن می‏رسد که: آیا ظهور حضرت مهدی(ع) و نشانه‏هایی که برای آن بیان شده است، در لوح محفوظ‌اند یا محو و اثبات. به عبارت دیگر آیا ممکن است اصلاً مسئله‏ای به نام ظهور ایشان تا آخر عمر بشریت و هستی اتفاق نیفتد یا ظهور بدون تحقّق نشانه‏ها رخ دهد یا همة نشانه‏ها باید رخ دهند؟ در پاسخ به این پرسش باید نشانه‏های ظهور را به دو دسته تقسیم کنیم: 

1 . امور و علایم مشروط 
2. امور و علایم حتمی. آنگونه که امام باقر(ع) امور را به موقوفه و حتمیه11 و امام صادق(ع) به حتمی12 و غیر حتمی تقسیم کرده‏اند. مسئلة بداء هم در چهار زمینه با موضوع ظهور حضرت مهدی(ع) ارتباط می‏یابد: 

1. نشانه‏های مشروط و غیر حتمی ظهور 
جز نشانه‏هایی که صراحتاً در احادیث به حتمی بودن آنها اشاره شده است، بقیة نشانه‏های ظهور همگی از امور موقوفه به شمار می‏روند، چنانکه بزرگانی مانند شیخ مفید، شیخ صدوق و شیخ طوسی بدان تصریح کرده‏اند. بدین معنا که به جز نشانه‏های حتمی ظهور بقیة آنها بنا بر مشیت و ارادة الهی ممکن است دچار تغییر و تبدیل، تقدّم یا تأخّر شوند. به عبارت دیگر آنها از جمله امور لوح محو و اثبات به حساب می‏آیند و ممکن است با تغییر و تبدیل در شرایط آنها و عوض شدن علل رخ دادن آنها به گونة دیگری پدید آیند یا اصلاً رخ ندهند. البته بسیاری از رویدادهایی که در احادیث ما به آنها اشاره شده است تا کنون اتفاق افتاده‏اند و دچار بداء در اصل تحقّق خویش نشده‏اند. 
مثلاً اگر در حدیث به نزول بلایی (مشروط) اشاره شده باشد به واسطة توسل و استغفار مؤمنان و مسلمانان ممکن است در نزول آن تأخیر رخ دهد یا اصلاً چنین بلایی به جهت عظمت عمل صالح ایشان نازل نشود یا اینکه با برخی اعمال صالح یا ناصالح ظهور حضرت را دچار تعجیل یا تأخیر کنند. 
شاید بتوان علت بیان چنین اخباری را این دانست که اگر مسئله به این شکل تبیین نمی‏شد، مؤمنان هم از احتمال حدوث آن حادثه باخبر نمی‏شدند و بدان مبتلا می‏گشتند امّا پس از صدور حدیث از ناحیة معصوم(ع) و آگاه شدن مؤمنان و مسلمانان از آن، با دعا و توسل و استغفار از پدید آمدن چنان حادثة ناگواری ممانعت به عمل آورند یا سبب حدوث اتفاقی خوشایند شوند. البته فراموش نکنیم که عکس این مطلب هم کاملاً صادق است به این معنا که شخص معصوم(ع) با اعلام نزول بلا و علّت آن، حجت را بر مردم تمام می‏کنند که شما با وجود آنکه می‏توانستید، آن بلا را از خویش دفع نکردید یا فلان خیر را به سوی خویش جلب ننمودید و از همین روست که روایت شده است: خداوند متعال، به چیزی مثل بداء عبادت نشده است.13 

2. علایم ظهور و امور حتمی 
پنج مورد از نشانه‏های ظهور در بسیاری از روایات که از حدّ تواتر گذشته است؛ از جمله نشانه‏های حتمی ظهور برشمرده شده‏اند: 

1- خروج سیّد خراسانی و2- یمانی3- ندای آسمانی مبنی بر حقّانیت حضرت مهدی(ع)4- شهادت نفس 5- فرو رفتن سپاهیان سفیانی در منطقة بیداء (بیابان بین مدینه و مکّه).14 
این نشانه‏های پنج‌گانه را احادیث از علایم حتمی شمرده و هیچ‏گونه احتمال بدایی در مورد تحقّق آنها نداده‏اند وگرنه خلاف حتمی بودن آنها می‏شد. این نشانه‏ها شدیداً با مسئلة ظهور ارتباط داشته و همگی مقارن ظهور رخ خواهند داد ان‏شاءالله. بزرگوارانی چون مرحوم آیت‏الله خویی در پاسخ به نویسندة کتاب سفیانی و علامات ظهور15، علّامه سیّد جعفر مرتضی عاملی، در کتاب خویش و شیخ طوسی، در غیبت خویش16 نسبت به این موضوع تصریح و اذعان کرده‏اند که: 

هر چند بنابر تغییر مصلحت‌ها با تغییر شروط اخباری که به حوادث آینده می‏پردازند، ممکن است دچار تغییر و تبدیل شوند؛ جز آنکه روایت تصریح کرده باشد که وقوع آن جریان حتمی است که (با توجه به اعتماد ما به معصومین(ع)) ما هم یقین به حدوث آنها در آینده پیدا می‏کنیم و قاطعانه می‏گوییم در آینده چنین خواهد شد.17 

اشکال اساسی که به این نظر گرفته می‏شود؛ متکی به حدیثی است که نعمانی در کتاب خویش آورده است که: ابوهاشم داوود بن قاسم جعفری گفته است: نزد امام جواد(ع) بودیم و صحبت از حتمی بودن آمدن سفیانی شد، از آن حضرت پرسیدم: آیا در مورد امور حتمی هم بداء رخ می‏دهد؟ فرمودند: آری. گفتم: می‏ترسم در مورد خود حضرت مهدی(ع) بداء رخ دهد. حضرت فرمودند: 
ظهور حضرت مهدی(ع) وعدة الهی است و خداوند خلف وعده نمی‏کند.18 

علّامه مجلسی، هم در بحارالانوار پس از نقل این حدیث این توضیح را اضافه کرده‏اند که: 
شاید محتوم، معانی مختلفی داشته باشد که با توجه به اختلاف در تعاریف ممکن است در مورد برخی از آنها بداء رخ بدهد. مضاف بر اینکه شاید منظور از بداء در مورد خصوصیات آن حادثة محتوم و حتمی باشد و نه اصل تحقّق آن، که مثلاً پیش از زوال حکومت بنی‏عباس سفیانی جنبش‌های خویش را آغاز می‌کند.19 

این فرضیه چندان قابل قبول نیست؛ زیرا در صورت پذیرفتن آن، چه فرقی بین حتمی و غیر حتمی خواهد بود؟ مضاف بر اینکه روایت مورد بحث ما از حیث سند، ضعیف است.20 در ضمن نمی‏توان از آن همه حدیث و روایتی که به شدت بر حتمی بودن این پنج نشانه و امتناع احتمال رخ دادن بداء در آنها تأکید می‏کنند، چشم‏پوشی کرد و به احادیث انگشت‏شماری از این دسته تمسک نمود؛ چون ممکن است در شرایط خاصی (به فرض قوت و اعتبار سندی آنها) معصوم(ع) مجبور شده باشند از روی تقیه، چنین سخنی بگویند. 

عبدالملک بن اعین گوید: به امام باقر(ع) در مورد حضرت مهدی(ع) گفتم: می‏ترسم که زود بیایند و سفیانی نباشد. حضرت فرمودند: والله نه. سفیانی از حتمیاتی است که حتماً خواهد آمد.21 
امور یا موقوفه‏اند یا حتمیه که سفیانی از دستة حتمیاتی است که حتماً خواهد بود.22 

یا امام صادق(ع) فرمودند: از حتمیاتی که پیش از قیام حضرت مهدی(ع) خواهند بود اینهاست: شورش سفیانی، فرو رفتن در بیداء، شهادت نفس زکیّه و منادی که از آسمان ندا در دهد.23 
حمران بن اعین از امام باقر(ع) راجع به آیة: 
ثمّ قضی اجلاً و اجلٌ مسمّی عنده؛24 
می‏پرسد. حضرت می‏فرمایند: 
دو اجل وجود دارد: محتوم و موقوف. 

- محتوم چیست؟ 
- جز آن نخواهد شد. 
- و موقوف؟ 
- مشیت الهی در رابطة آن جاری می‏شود. 
- امیدوارم که سفیانی جزء موقوف‌ها باشد. 
- والله که نه و از محتومات است. 25 

3. بداء و قیام حضرت مهدی(ع) 
ظهور حضرت حجت(ع) از اموری است که در اسلام نسبت به آنها به شدت تأکید شده و در حتمیت آن ذره‏ای شک و شبهه وجود ندارد. پیش از این گفتیم که در آیاتی نظیر آیة 55 سورة نور، خداوند متعال به مؤمنان وعده داده است که فرمانروای زمین گردند و بر آن سیطره یابند که چنین واقعه‏ای در تمام طول تاریخ تا کنون اتفاق نیفتاده است و از آنجا که « ان الله لا یخلف المعیاد»26 و خداوند در وعدة خویش تخلف نمی‏کند، در آینده‏ای دور یا نزدیک حتماً چنین اتفاقی خواهد افتاد. ان‌شاء‌الله. 
علاوه بر اینکه در موارد بسیاری رسول مکرم اسلام(ص) و معصومین(ع) شدیداً تأکید نموده‏اند که: 
حتی اگر از عمر هستی بیش از یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن قدر این روز را طولانی می‏کند که حضرت مهدی(ع) ظهور کرده و جهان را مملو از قسط و عدل گردانند.27 
  علا یم ظهور حضرت مهدی(ع)
امیرالمو منین (ع) به صعصعه بن صو حان : فر مودند مطالبی که می گویم به خاطر بسپارید و بدان که علائم خروج دجال به شرح زیر است : 
1. مردم نماز را تر ک می کنند و در میان مردم می میرد 
2. امانت ها را ضایع می کنند 
3. دروغ کفتن را حلال می شمارند 
4. ربا خوردن یکی از کارهای معمولی جامعه می شود 
5. رشوه خواری در میان مردم رواج پیدا می کند 
6. ساختمانها را محکم می سازند 
7. دین را به دنیا می فرو شند 
8. نا بخردان و مردم کم عقل بر کارها می کمارند 
9. زنان را در کارهای اجتماعی و شخصی طرف مشورت قرار می دهند
10. قطع صله ارحام می کنند 
11. در کارها ی زندگی از هوی و هوس پیروی می کنند 
12. در کشتار و خون ریزی بی باکهستند 
13. بر د بر باری و حلم را به حساب ضعف و نا توانی می گذارند .
14. ظلم وبیداد گری را مایه مباحات و فخر قرار می دهند .
15. زمامداران در ان زمان از فا سقان و فاجران ( گناهکاران) اند 
16. وزیران دو لتها ستمگران جامعه هستند .
17. عارفان و مدعیان مقام تهذیب نفس وتقوا خیانتکارانند 
18. قاریان قران از افراد فاسق هستند .
19. شهادت دادن ب راساس زور به وجود می اید . 
20. گناهان علنی شده حیاء و شرم از میان بر داشته می شود .
21. بهتان بر خلاف واقع کوئی نسبت به مردم رایج می شود 
22. سر کشی و طغیان علنی می شود 
23. مساجد از لحاظ ساختمان مزین می سازند 
24. قران را با چاپ های زرین و جلد های زر کوب در اختیار مر دم قرار دهند 
25. مناره های مساجد را بسیار مر تفع می سازند 
26. اشرار و مردم دور از خدا و معنویت در جامعه محترم هستند 
27. مر دم در راه باطل و تقویت و پشتیبانی از اشرار صفوف فشرده خواهند داشت 
28. در کارهای فردی و اجتماعی هواهای نفسانی مختلف است و هر دسته یک راه برای خود انتخاب می کنند 
29. پیمان شکنی رایج می شود وو عده الهی نزدیک می گردد
30. زنان با مردان به جهت حرص به دنیا در کارها تجارت شرکت می کنند 
31. صدای فساق بر خیزد و به ندای آنها گو ش فرا داده شود 
32. زعیم و حاکم بر آن مردم رذل ترین افراد جامعه است. 
33. مردم از بد کاران و فاسقان می تر سند .
34. دروغگویان از طرف مردم به عنوان راستگویان تا یید می شوند .
35. خیا نتکاران به عنوان امین مردم و پر چمدار امانت معرفی می شوند 
36. هنر پیشه های آ وازه خوان تر بیت می شوند .
37. مر دم گذشتگان را لعنت می کنند.
38. زنها سوار زینها می شوند .
39. مردان از نظر لباس و چهره شباهت به زنها پیدا می کنندو نیز زنان شبیه به مر دها می شوند. 
40. بی انکه از افراد شهادت بخوا هند برای خوشایند اهل دنیا خود را بعوان شاهد معرفی می کنند.
41. احکام و علوم دین را برای دنیا می آ مو رند و اعمال دنیوی را بر کارها ی به آخرت تر جیح می دهند بردل های گرگ صفتشان جامه ی میش می پوشند و قلبهای انها آ کنده از کثا فت است به طوری که از هر مرداری گندیده تر است. 



4. تعیین زمان ظهور حضرت مهدی(ع) 
بسیاری از روایات، ما را از توقیت (مشخص کردن زمان ظهور) یا تعیین محدودة زمانی برای ظهور حضرت به شدت نهی کرده‏اند و شیعیان را امر کرده‏اند که هر که را چنین کرد تکذیب کنند و دروغ‌گو بشمارند؛ زیرا این مطلب در زمرة اسرار الهی است و کسی آن را نمی‏داند؛ امام صادق(ع) به محمدبن مسلم فرمودند: 
محمد! اگر کسی وقتی از جانب ما برای ظهور حضرت مهدی(ع) نقل کرد، از تکذیب کردن او نترس! چرا که ما برای احدی تعیین وقت نمی‏کنیم.28 

وقتی فضیل از امام باقر(ع) می‏پرسد که آیا این مسئله وقت مشخص دارد؟ حضرت سه مرتبه می‏فرمایند: «آنها که وقت تعیین می‏کنند دروغ می‏گویند».29 یکی از یاران امام ششم(ع) به ایشان عرضه می‏دارد: این مسئله‏ای که چشم انتظارش هستیم کی خواهد آمد؟ حضرت می‏فرمایند: 
ای مهزم! آنها که وقت تعیین کنند دروغ می‏گویند، آنها که عجله کنند هلاک می‏شوند و آنها که تسلیم امر خداوند باشند نجات می‏یابند و به سوی ما باز می‏گردند.30 

آنگونه که از احادیث برمی‏آید، ظهور حضرت حجت(ص) از جمله اموری است که خداوند متعال آن را از مردم پنهان نموده است و هر زمان که خداوند تبارک و تعالی اراده کنند و شرایط و علل فراهم و مناسب باشد؛ زمین را از برکات وجودی آن امام همام(ع) بهره‏مند خواهند نمود. 

البته نهی از تعیین وقت، شامل نشانه‏های حتمی ظهور نمی‏شود؛ چرا که خود معصومین(ع) در این موارد به فاصلة زمانی میان حدوث آن نشانة حتمی و ظهور حضرت اشاره کرده‏اند که مثلاً از ابتدای شورش‌ سفیانی تا قیام حضرت بیش از 9 ماه طول نخواهد کشید یا مثلاً 15 روز پس از شهادت نفس‌زکیّه حضرت در مکه ظهور می‏کنند. ولیکن دیگر نشانه‏ها حداکثر به این اشاره می‏کنند که ظهور آن وجود مقدس نزدیک شده است و نه بیش از این. چنانکه دیدیم برخی از نشانه‏های ظهور قرن‌هاست که اتفاق افتاده‏اند و گذشته‏اند و هنوز ظهور رخ نداده است. که البته به جهت ایجاد امید در دل شیعیان مبنی بر نزدیک شدن ظهور معصوم(ع) از آن به عنوان نشانة قیام حضرت صاحب(ع) یاد کرده‏اند. 

ضمناً اگر بنا بود زمان ظهور مشخص شود و همگان بدانند که ایشان بناست چه زمانی قیام جهانی خویش را آغاز کنند؛ ستمگران و ظالمان تمام عِدّه و عُدّه خویش را برای آن روز مهیا و آماده می‏کردند ـ که به خیال خام و واهی خود ـ آن نور الهی را خاموش کنند و نگذارند عدالت را در جهان گسترش دهند و مؤمنان و مستضعفانی هم که قرن‌ها با حدوث این حادثة عظیم و بزرگ فاصله داشتند مبتلا به یأس و کسالت و خمودی می‏شدند حال آنکه قرن‌هاست بسیاری در انتظار آن یار غایب از نظر، دیده‏ها را خون‌بار کرده و هر صبح و شام دست دعا به تعجیل در فرج ایشان برداشته‏اند و امید دارند که در زمرة یاران و یاوران ایشان باشند. مشخص نبودن زمان ظهور خواب از چشم‏های ستمگران ربوده و هر صبح و شام از این هراسناکند که شاید آن عزیز مقتدر امروز ظهور کند و پایه‏های حکومت شیطانی‏شان را درهم شکند. 

به امید آنکه آن روز را ببینیم و از یاوران حضرتش باشیم. ان‏شاءالله. 

پی‏نوشت‏ها : 
1. سورة رعد(13)، آیة 39. 
2 . سورة زمر(39)، آیة 48. 
3 . سورة یوسف(12)، آیة 35. 
4 . سورة نساء (4)، آیة 35. 
5 . سورة آل‏عمران (3)، آیة 5. 
6 . سورة زمر(39)، آیة 48. 
7 . سورة رعد(13)، آیة 11. 
8 . سورة بروج(85)، آیات 21 و 22. 
9 . سورة رعد(13)، آیة 39. 
10. سورة انعام(6)، آیة 2. 
11. نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، ص204؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج52، ص249. 
12. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص202. 
13. کلینی، اصول کافی، ج 1، باب البدأ، ح 1 و صدوق، محمد بن علی بن حسین، التوحید، باب 54، ح 2. 
14. صدوق، محمد بن علی بن حسین، کمال‏الدین، ج2، ص650، طوسی، محمد بن حسن، الغیبة ص267، نعمانی، همان، صص169 و 172؛ مجلسی، محمد باقر، همان؛ ج52، ص204، طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، ص426؛صافی گلپایگانی، لطف‌الله، منتخب‏الاثر، صص439 و 455. 
15. فقیه، محمد، السفیانی و علامات الظهور، ص102. 
16. عاملی، جعفر مرتضی، دراسته فی‏علامات الظهور، ص60. 
17. طوسی، محمد بن حسن، همان، ص265. 
18. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص205، مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص250. 
19. مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص251. 
20. رک: فقیه، محمد، همان، ص102. 
21. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص203؛ مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص249. 
22. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص204؛ مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص249. 
23. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص176، صافی گلپایگانی، لطف‌الله، همان، ص455. 
24. سورة انعام، آیة 2. 
25. مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص249. 
26. سورة آل عمران(3)، آیة 9. 
27. رک: شیخ مفید، الارشاد، ج2، ص340، طبرسی، فضل بن حسن، همان، ص401، مجلسی، محمد باقر، همان، ج51، ص133. 
28. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص195، طوسی، محمد بن حسن، همان، ص262؛ آل سید حیدر، مصطفی، بشارةالاسلام، ص298، مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص104. 
29. طوسی، محمد بن حسن، همان، ص262؛ مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص103؛ صافی گلپایگانی، لطف‌الله، همان، ص463. 
30. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص198؛ طوسی، محمد بن حسن، همان، ص262؛ مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص104؛ آل سید حیدر، مصطفی، همان، ص299؛ صافی گلپایگانی، لطف‌الله، همان، ص463.

 












  علا یم ظهور حضرت مهدی(ع)
امیرالمو منین (ع) به صعصعه بن صو حان : فر مودند مطالبی که می گویم به خاطر بسپارید و بدان که علائم خروج دجال به شرح زیر است : 
1. مردم نماز را تر ک می کنند و در میان مردم می میرد 
2. امانت ها را ضایع می کنند 
3. دروغ کفتن را حلال می شمارند 
4. ربا خوردن یکی از کارهای معمولی جامعه می شود 
5. رشوه خواری در میان مردم رواج پیدا می کند 
6. ساختمانها را محکم می سازند 
7. دین را به دنیا می فرو شند 
8. نا بخردان و مردم کم عقل بر کارها می کمارند 
9. زنان را در کارهای اجتماعی و شخصی طرف مشورت قرار می دهند
10. قطع صله ارحام می کنند 
11. در کارها ی زندگی از هوی و هوس پیروی می کنند 
12. در کشتار و خون ریزی بی باکهستند 
13. بر د بر باری و حلم را به حساب ضعف و نا توانی می گذارند .
14. ظلم وبیداد گری را مایه مباحات و فخر قرار می دهند .
15. زمامداران در ان زمان از فا سقان و فاجران ( گناهکاران) اند 
16. وزیران دو لتها ستمگران جامعه هستند .
17. عارفان و مدعیان مقام تهذیب نفس وتقوا خیانتکارانند 
18. قاریان قران از افراد فاسق هستند .
19. شهادت دادن ب راساس زور به وجود می اید . 
20. گناهان علنی شده حیاء و شرم از میان بر داشته می شود .
21. بهتان بر خلاف واقع کوئی نسبت به مردم رایج می شود 
22. سر کشی و طغیان علنی می شود 
23. مساجد از لحاظ ساختمان مزین می سازند 
24. قران را با چاپ های زرین و جلد های زر کوب در اختیار مر دم قرار دهند 
25. مناره های مساجد را بسیار مر تفع می سازند 
26. اشرار و مردم دور از خدا و معنویت در جامعه محترم هستند 
27. مر دم در راه باطل و تقویت و پشتیبانی از اشرار صفوف فشرده خواهند داشت 
28. در کارهای فردی و اجتماعی هواهای نفسانی مختلف است و هر دسته یک راه برای خود انتخاب می کنند 
29. پیمان شکنی رایج می شود وو عده الهی نزدیک می گردد
30. زنان با مردان به جهت حرص به دنیا در کارها تجارت شرکت می کنند 
31. صدای فساق بر خیزد و به ندای آنها گو ش فرا داده شود 
32. زعیم و حاکم بر آن مردم رذل ترین افراد جامعه است. 
33. مردم از بد کاران و فاسقان می تر سند .
34. دروغگویان از طرف مردم به عنوان راستگویان تا یید می شوند .
35. خیا نتکاران به عنوان امین مردم و پر چمدار امانت معرفی می شوند 
36. هنر پیشه های آ وازه خوان تر بیت می شوند .
37. مر دم گذشتگان را لعنت می کنند.
38. زنها سوار زینها می شوند .
39. مردان از نظر لباس و چهره شباهت به زنها پیدا می کنندو نیز زنان شبیه به مر دها می شوند. 
40. بی انکه از افراد شهادت بخوا هند برای خوشایند اهل دنیا خود را بعوان شاهد معرفی می کنند.
41. احکام و علوم دین را برای دنیا می آ مو رند و اعمال دنیوی را بر کارها ی به آخرت تر جیح می دهند بردل های گرگ صفتشان جامه ی میش می پوشند و قلبهای انها آ کنده از کثا فت است به طوری که از هر مرداری گندیده تر است.