منتظر

گناه عظیم و توبه بیسا بقه
نویسنده : ابوالحسن اصفهانی - ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٩
 

گناه عظیم و توبه بى‏سابقه

 


توبه از شرک، ایمان آوردن و اظهار شهادتین است . زیرا بعثت انبیا ، براى نجات انسان از شرک و کفر است و اساساً همه اصول ادیان آسمانى را مى‏توان در توحید و یگانه پرستى خلاصه کرد ، تزلزل این اصل معادل است با از میان رفتن تمام مبانى دین .

 


عفو

شرک ، ظلم به انسانیّت است!!

وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى‏ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظالِمُونَ (بقره 51)

و (به خاطر بیاورید) هنگامى که با موسى چهل شب وعده گذاردیم و شما پس از (آمدن) او (به میقات،) گوساله را (معبود خود) گرفتید، در حالى که ستمکار بودید.

نام حضرت موسى علیه السلام در سى و چهار سوره قرآن و 136 مرتبه آمده است.

ماجراى میعاد حضرت موسى ، در سوره‏هاى اعراف و طه نیز آمده است. (اعراف، 142 طه، 86) محلّ وعده ، کوه طور و مدّت آن ابتدا سى شب معیّن شده بود و در وعده‏گاه، ده شب دیگر به آن اضافه شد که این مدّت براى دریافت کتاب تورات بود، ولى بنى اسرائیل على رغم اینکه رهبرى همچون هارون، برادر حضرت موسى را در میان خود داشتند، همه‏ى نعمت‏ها و الطاف الهى را فراموش کرده و به سراغ گوساله پرستى رفتند. گوساله‏اى از طلا که بدست مجسمه سازى هنرمند به نام سامرى، در غیاب موسى ساخته شده بود.

از آیات قرآن استفاده مى‏شود که در این وعده، سه مسئله مورد نظر بوده است:

گرفتن تورات، اثبات مقام خلافت براى هارون، آزمایش بنى اسرائیل.

در سقوط جامعه‏ى بنى اسرائیل به دامن شرک، چند عامل نقش داشت:

الف: حضور نداشتن رهبرى چون حضرت موسى.

ب: حضور منحرفین هنرمندى مانند سامرى.

ج: استفاده از طلا و زیور آلاتى که جاذبه داشت.

د: بوق‏هاى پر سر و صداى تبلیغاتى. زیرا گوساله سامرى صدا مى‏کرد.

ه: مردم ساده و زود باور و نبود ایمان عمیق.

و: زمینه‏ى مساعد و سابقه‏ى گاو پرستى.

 

 

پیام‏های آیه:

1 ـ کناره‏گیرى رهبران الهى از جامعه براى مدّت محدود به منظور عبادت خدا، کارى شایسته و نیکو است. (تفسیر راهنما ) «واعَدْنا مُوسى‏ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً»

فرقان، وسیله‏اى است که حقّ را از باطل جدا مى‏سازد. و چون در کتاب آسمانى حقّ از باطل جدا مى‏شود، به آن فرقان گفته مى‏شود. شاید هم مراد از فرقان، با توجّه به اینکه در کنار کتاب آمده است، همان معجزات نُه‏گانه یا حقایق دیگرى باشد که غیر از تورات به حضرت موسى عطا شده است

 

 

2ـ عبادت در چهل شب و به دور از مردم، داراى آثار خاصّى است. «أَرْبَعِینَ لَیْلَةً»

3ـ عدد چهل، در دریافت وحى و الهامات روحانى نقش دارد. «أَرْبَعِینَ لَیْلَةً»

4ـ شرک، ظلم به انسانیّت است. زیرا که انسان دست خود را از دست خداوند برمى‏دارد و در دست نااهلان عاجز مى‏گذارد. «وَ أَنْتُمْ ظالِمُونَ»

 

عفو الهى، زمینه‏اى براى شکرگزارى

 ثُمَّ عَفَوْنا عَنْکُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (بقره 52)

آن گاه پس از آن (انحراف) از شما درگذشتیم تا شاید شکر (این نعمت را) به جاى آرید.

توبه از شرک، ایمان آوردن و اظهار شهادتین است. زیرا بعثت انبیا، براى نجات انسان از شرک و کفر است. بنابراین آیه‏ى «إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ» (نساء، 48 و 116) که مى‏فرماید: خداوند شرک را نمى‏بخشد. مربوط به کسانى است که در حال شرک از دنیا بروند و به توحید و یگانه پرستى باز نگردند.

توبه

پیام‏های این آیه:

1ـ حتّى براى شرک و گوساله‏پرستى نیز راه توبه و بازگشت وجود دارد.«ثُمَّ عَفَوْنا عَنْکُمْ»

2ـ عفو الهى، خود زمینه‏اى براى شکرگزارى است. «عَفَوْنا») ( «لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»

 

هدف از نزول کتب آسمانى، هدایت مردم

وَ إِذْ آتَیْنا مُوسَى الْکِتابَ وَ الْفُرْقانَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ (بقره 53)

و (نیز بخاطر آورید) هنگامى که به موسى کتاب (تورات) و فرقان دادیم، تا شاید شما هدایت شوید.

فرقان، وسیله‏اى است که حقّ را از باطل جدا مى‏سازد. و چون در کتاب آسمانى حقّ از باطل جدا مى‏شود، به آن فرقان گفته مى‏شود. شاید هم مراد از فرقان، با توجّه به اینکه در کنار کتاب آمده است، همان معجزات نُه‏گانه یا حقایق دیگرى باشد که غیر از تورات به حضرت موسى عطا شده است.

 

پیام‏های این آیه:

1ـ کتب آسمانى، بیانگر حقّ و مایه‏ى افتراق آن از باطل هستند. «الْکِتابَ وَ الْفُرْقانَ»

2ـ حجّت از طرف خداوند تمام است، ولى مردم به خاطر هوسها، گاهى حقّ را نمى‏پذیرند.«لَعَلَّکُمْ»

3ـ هدف از نزول کتب آسمانى، هدایت مردم است. «الْکِتابَ» «لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ»

شرک، ظلم به انسانیّت است. زیرا که انسان دست خود را از دست خداوند برمى‏دارد و در دست نااهلان عاجز مى‏گذارد. «وَ أَنْتُمْ ظالِمُونَ»

مرگ در رحمت الهى، بهتر از زندگى در لعنت الهى

وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلى‏ بارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ عِنْدَ بارِئِکُمْ فَتابَ عَلَیْکُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ (بقره 54)

و (بخاطر بیاورید) زمانى که موسى به قوم خود گفت: اى قوم من، شما با (به پرستش) گرفتن گوساله، به خود ستم کردید. پس به سوى خالق خود توبه کرده و باز گردید و یکدیگر را به قتل برسانید، این کار براى شما در پیشگاه پروردگارتان بهتر است، پس خداوند توبه‏ى شما را پذیرفت، زیرا او توبه‏پذیر مهربان است.                    

مراد از «قتل نفس» در جمله: «فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ» خودکشى نیست، بلکه یکدیگر را کشتن است. نظیر آیه‏ى شریفه: «لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ» (حجرات، 11) همدیگر را طعنه نزنید. و یا نظیر آیه‏ى «فَسَلِّمُوا عَلى‏ أَنْفُسِکُمْ» (نور، 61)، یعنى‏ همدیگر را سلام دهید.

پذیرفتن این نحو توبه‏ى سخت، براى یهودیان فضلیت است. زیرا خداوند در انتقاد از مسلمانان منافق مى‏فرماید:«وَ لَوْ أَنَّا کَتَبْنا عَلَیْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِیارِکُمْ ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِیلٌ مِنْهُمْ» (نساء، 66) یعنى: اگر بر آنان فرمان کشتن همدیگر را واجب‏ مى‏نمودیم و یا فرمان خروج از سرزمین خودشان را صادر مى‏کردیم، آن را جز افراد اندکى انجام نمى‏دادند.

 

پیام‏های آیه:

1ـ مردم را با محبّت براى پذیرش حدود الهى آماده کنید.«یا قَوْمِ» «فَاقْتُلُوا»

2ـ شرک، ظلم به نفس است. «ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخاذِکُمُ الْعِجْلَ»

3ـ هر چه برهان و معجزه و دلیل بیشتر عرضه شود، تکلیف سنگین‏تر و تخلّف از آن خطرناک‏تر خواهد بود. گوساله‏پرستى، بعد از دیدن آن همه معجزه، توبه‏اى جز اعدام ندارد. «فَتُوبُوا» «فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ»

4ـ حکم مرتدّ، قتل است. «فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ»

5ـ مرگ در رحمت الهى، بهتر از زندگى در لعنت الهى است. «ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ»

6ـ اجراى حدود الهى، گرچه به قیمت قتل انسان باشد، به نفع اوست.«فَاقْتُلُوا» «ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ»

7ـ اساس دستورات الهى، خیر رسانى به انسان است. «ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ»

8ـ براى جریمه‏هاى سنگین، باید برکات زیادى گفته شود تا مردم آماده پرداخت آن شوند. «فَاقْتُلُوا» «ذلِکُمْ خَیْرٌ»، «فَتابَ عَلَیْکُمْ»، «إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ»

توبه از شرک، ایمان آوردن و اظهار شهادتین است. زیرا بعثت انبیا، براى نجات انسان از شرک و کفر است. بنابراین آیه‏ى «إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ»که مى‏فرماید: خداوند شرک را نمى‏بخشد. مربوط به کسانى است که در حال شرک از دنیا بروند و به توحید و یگانه پرستى باز نگردند

گناه عظیم و توبه بى‏سابقه (جمع بندی این 4 آیه)

شک نیست که پرستش گوساله سامرى، کار کوچکى نبود، ملتى که بعد از مشاهده آن همه آیات خدا و معجزات پیامبر بزرگشان موسى (علیه السلام) همه را فراموش کنند و با یک غیبت کوتاه پیامبرشان به کلى اصل اساسى توحید و آئین خدا را زیر پا گذارده بت‏پرست شوند.

اگر این موضوع براى همیشه از مغز آنها ریشه کن نشود وضع خطرناکى به وجود خواهد آمد، و بعد از هر فرصتى مخصوصا بعد از مرگ موسى (علیه السلام)، ممکن است تمام آیات دعوت او از میان برود، و سرنوشت آئین او به کلى به خطر افتد در اینجا باید شدت عمل به خرج داده شود، و هرگز تنها با پشیمانى و اجراى صیغه توبه بر زبان نباید قناعت گردد، لذا فرمان شدیدى از طرف خداوند، صادر شد که در تمام طول تاریخ پیامبران مثل و مانند ندارد، و آن اینکه ضمن دستور توبه و بازگشت به توحید، فرمان اعدام دسته جمعى گروه کثیرى از گنهکاران بدست خودشان صادر شد.

این فرمان به نحو خاصى مى‏بایست اجرا شود، یعنى خود آنها باید شمشیر به دست گیرند و اقدام به قتل یکدیگر کنند که هم کشته‏ شدنش عذاب است و هم کشتن دوستان و آشنایان.

طبق نقل بعضى از روایات موسى دستور داد در یک شب تاریک تمام کسانى که گوساله‏پرستى کرده بودند غسل کنند و کفن بپوشند و صف کشیده شمشیر در میان یکدیگر نهند!.

ممکن است چنین تصور شود که این توبه چرا با این خشونت انجام گیرد؟

آیا ممکن نبود خداوند توبه آنها را بدون این خونریزى قبول فرماید؟

پاسخ به این سؤال از مباحث مطرح شده روشن مى‏شود، زیرا مساله انحراف از اصل توحید و گرایش به بت پرستى مساله ساده‏اى نبود که به این آسانى قابل گذشت باشد، آنهم بعد از مشاهده آن همه معجزات روشن و نعمتهاى بزرگ خدا.

در حقیقت همه اصول ادیان آسمانى را مى‏توان در توحید و یگانه پرستى خلاصه کرد، تزلزل این اصل معادل است با از میان رفتن تمام مبانى دین، اگر مساله گوساله‏پرستى ساده تلقى مى‏شد، شاید سنتى براى آیندگان مى‏گشت، بخصوص اینکه بنى اسرائیل به شهادت تاریخ مردمى پر لجاجت و بهانه جو بودند، لذا باید چنان گوشمالى به آنها داده شود که خاطره آن در تمام قرون و اعصار باقى بماند و کسى هرگز بعد از آن به فکر بت پرستى نیفتد، و شاید جمله ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ عِنْدَ بارِئِکُمْ (این کشتار نزد خالقتان براى شما بهتر است) اشاره به همین معنى باشد.

 

آمنه اسفندیاری

 

 

بخش قرآن تبیان

 

 


منابع: