منتظر

خدمتکار پدر ومادر
نویسنده : ابوالحسن اصفهانی - ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢٩
 

خدمتکار پدر و مادر همنشین انبیا است

روزى حضرت موسى (علیه السلام ) در ضمن مناجات به پروردگار خود عرض کرد خدایا مى خواهم همنشینى که در بهشت دارم ببینم چگونه شخصى است . جبرئیل بر او نازل شد و عرض کرد یا موسى فلان قصاب در محله فلانى همنشین تو خواهد بود. حضرت موسى به درب دکان قصاب آمده ، دید جوانى شبیه شبگردان مشغول فروختن گوشت است .
شامگاه که شد جوان مقدارى گوشت برداشت و بسوى منزل روان گردید. موسى از پى او تا درب منزلش آمد و به او گفت مهمان نمى خواهى ؟ جوان گفت خوش آمدید. او را به درون برد. حضرت موسى دید جوان غذائى تهیه نمود، آنگاه زنبیلى از سقف به زیر آورد و پیرزنى فرتوت و کهنسال را از درون زنبیل خارج کرد. او را شستشو داده غذایش را با دست خویش ‍ به او خورانید. موقعى که خواست زنبیل را به جاى اول بیاویزد زبان پیرزن به کلماتى که مفهوم نمى شد حرکت نمود. بعد از آن جوان براى حضرت موسى غذا آورد و خوردند. حضرت پرسید حکایت تو با این پیرزن چگونه است ؟ عرض کرد این پیرزن مادر من است چون مرا بضاعتى نیست که جهت او کنیزى بخرم ناچار خودم کمر به خدمت او بسته ام .
حضرت موسى پرسید آن کلماتى که به زبان جارى کرد چه بود؟(1)
جوان گفت هر وقت او را شستشو مى دهم و غذا به او مى خورانم مى گوید: غفر الله لک و جعلک جلیس موسى یوم القیمة فى قبته و درجته خداوند ترا ببخشد و همنشین حضرت موسى در بهشت باشى به همان درجه جایگاه .
موسى (علیه السلام ) فرمود اى جوان بشارت مى دهم به تو که خداوند دعاى او را درباره ات مستجاب گردانیده ، جبرئیل به من خبر داد که در بهشت تو همنشین من هستى .(2)


1- در کتاب قرة العین نقل از مختصر الکلام .
2- در جنة العالیه از تحفه شاهى فاضل کاشفى .


 
 
مناظره
نویسنده : ابوالحسن اصفهانی - ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢٩
 

این مناظره درس زندگى مى دهد

سفیان ثورى روزى خدمت حضرت صادق (علیه السلام ) رسید. آنجناب لباسهاى سفیدى مانند پوست تخم مرغ پوشیده بود. گفت این نوع لباس شایسته مثل شما نیست . حضرت فرمود گوش کن آنچه مى گویم ، و حفظ نما، زیرا چیزى که مى گویم براى دنیا و آخرت تو خوب است اگر بر سنت پیغمبر و حق بمیرى نه بر بدعت .
پدرم فرمود حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم ) در زمان تنگدستى و مضیقه بود اما اگر نعمت دنیا و فراخى روى آورد شایسته ترین مردم براى استفاده از آن نیکانند نه فاسقان و منافقین . آنچه تو بر من ایراد کردى به خدا قسم با همین لباس که مشاهده مى کنى از هنگام تکلیف هر حقى از خداوند در مالم تعلق گرفت . روز را به شام نرسانده حق را به محلش رسانیدم .(1)
پس از سفیان دسته دیگر از کسانى که خود را زاهد مى دانستند و مردم را به پارسائى وادار مى کردند آمدند گفتند. سفیان اگر نتوانست جواب دهد اینک ما دلائلى از قرآن براى ادعاى خود داریم . فرمود بگوئید عرض ‍ کردند یکى این آیه و یؤ ثرون على انفسهم و لوکان بهم خصاصة و من یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون دیگران را بر خود مقدم مى دارند گرچه تنگدست و محتاج باشند. هر کس طمع نفس را جلوگیرى کند چنین کسانى رستگارند. در آیه دیگر مى فرماید و یطعمون الطعام على حبه مسکینا و یتیما و اسیرا غذا را با اینکه دوست داشتند (و مورد احتیاجشان بود) به فقیر و یتیم و اسیر مى خوراندند. ما را همین دو آیه کافى است .
یکى از حاضرین در جواب آنها گفت ما نمى بینیم شما نسبت به غذاهاى لذیذ بى میل باشید با اینکه مردم را امر مى کنید دست از اموال خود بردارند تا شما استفاده کنید. حضرت فرمود گفتارى که نفعى ندارد رها کنید.
سپس رو به آنها نموده پرسید. شما اطلاع از ناسخ و منسوخ ، محکم و متشابه قرآن دارید؟ زیرا هر که گمراه یا هلاک شد به واسطه بى اطلاعى نسبت به این قسمت بود جواب دادند به همه آنها اطلاع نداریم . فرمود از اینجاست که به اشتباه افتاده اید. آیه اى که دلیل آوردید. کسانى که نان خود را به دیگرى دادند در آنزمان این کار براى آنها جایز بود. خداوند جزا و پاداش آنها را خواهد داد ولى در آیات دیگر امر مى کند به خلاف کارى که آنها کرده اند همین امر نسخ مى نماید فعل آنها را، نهى خداوند به جهت ترحم بر مومنین است که خود و خانواده شان را به مشقت نیندازند زیرا در میان آنها بچه هاى کوچک و پیران افتاده هستند که صبر بر گرسنگى ندارند.
اگر یک گرده نان داشته باشیم ، آن را تصدق بدهیم آنها از گرسنگى تلف مى شوند از اینرو پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: پنج دانه خرما یا نان و یا دینار و درهم اگر انسان داشته باشد بخواهد آنها را انفاق کند از نظر فضیلت و زیادى پاداش آن یکى که بر والدین خود بدهد بهتر است . دومى که براى خود و خانواده مصرف مى کند در درجه دوم است . در مرتبه سوم آن یکى است که به خویشاوندان بدهد. چهارم آن را که به همسایگان مى دهد. پنجمى را که در راه خدا به فقیرى بدهد فضیلت آن از چهار مصرف قبل کمتر است .
پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) درباره آن مرد انصارى که شش ‍ یا پنج بنده داش و در موقع مردن آنها را آزاد نمود با اینکه چیز دیگرى نداشت و بچه هاى صغیر بجا گذاشته بود فرمود اگر به من مى گفتید نمى گذاشتم او را در میان قبرستان دفن کنید. بچه هاى کوچک را گذاشته براى گذران خود از مردم سوال کنند و بنده هایش را آزاد نموده .
به علاوه خداوند در قرآن به خلاف گفته شما مى فرماید: و الذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواما کسانى که هنگام انفاق اسراف نمى کنند و سخت گیرى هم نمى نمایند بین اسراف و سخت گیرى را ملاحظه مى کنند. آنچه شما مى گوئید که دیگران را باید بر خود مقدم داشت خداوند غیر آن را دستور مى دهد گفته شما را اسراف مى داند.
در آیات زیادى مى فرماید (ان الله لا یحب المسرفین ) خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد، هم از زیاده روى نهى نموده و هم از سخت گیرى ، بین ایندو را براى بندگانش خواسته .
نه آنکه هر چه دارد انفاق کند آنگاه دعا نماید و مستجاب نشود، زیرا پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود چند دسته از امت من هستند که دعاى آنها مستجاب نمى شود.
1. کسى که والدین خود را نفرین کند.
2. آنکس که قرض به دیگرى داده نه شاهد گرفته و نه نوشته اى دارد مدیون قرض خود را نمى دهد او را نفرین مى نماید.
3. مردى که نفرین بر زن خود نماید با اینکه خداوند طلاق را در اختیار او گذاشته .
4. مردى که در خانه بنشیند در طلب روزى حرکت نکند. خداوند مى فرماید بنده من مگر اعضاء و جوارح صحیح به تو نداده ام تا در طلب روزى سعى کنى و تحمیل بر بستگان خود نشوى . اکنون اگر بخواهم روزى مى دهم و اگر نخواهم بر تو تنگ مى گیرم عذرى پیش من ندارى .
5. کسى که خداوند به او روزى زیادى عنایت کند ولى آن شخص همه را انفاق نماید پس از این کار دعا کند خدایا به من روزى ده . مى فرماید بنده من چرا میانه روى نکردى و اسراف نمودى مگر من از اسراف نهى نکرده بودم .
6. شخصى که نفرین به قطع رحم نماید.
خداوند پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) را تعلیم کرد که چگونه انفاق نماید زیرا مقدارى طلا در نزد آن حضرت بود، نخواست شب آنها را نگه دارد همه را صدق داد. صبح سائلى آمده ، درخواستى کرد، ولى چیزى نبود که به او بدهد. سائل پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) را بر نداشتن سرزنش نمود. آنجناب غمگین شد، زیرا بسیار رقیق القلب و مهربان بود.
خداوند پیغمبرش را تاءدیب نموده فرمود: لا تجعل یدک مغلولة الى عنقک و لا نبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا نه دست به گردن ببند و انفاق نکن و نه آنقدر گشاده دستى نما که بعد مورد سرزنش واقع شده ، اندوهگین باشى .
اینها احادیث پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) است که قرآن آن را تصدیق مى کند و قرآن را مومنینى که اهل آن هستند تصدیق مى نمایند. حضرت صادق (علیه السلام ) دلیل دیگرى نیز آورده پس از آن فرمود: مقام سلمان و اباذر را مى دانید همان سلمان هر وقت عطاى خود را مى گرفت . قوت سالیانه اش را برمى داشت تا موقعى که دو مرتبه تقسیم نمایند. گفتند سلمان تو با زهدى که دارى اینطور مى کنى ؟ با اینکه نمى دانى امروز مى میرى یا فردا. جواب مى داد چرا فرض ماندن براى من نمى کنید همانطورى که اندیشه مردنم را دارید، مگر نمى دانید نفس ‍ انسان سرکشى مى کند اگر از لحاظ زندگى مقدارى نداشته باشد که باعث اعتمادش شود، هرگاه اطمینان یافت که به قدر کفایت هست آسوده مى گردد.
ابوذر رضى الله عنه شترها و گوسفندانى داشت که آنها را مى دوشید هرگاه خانواده اش گوشت میل داشتند براى آنها مى کشت اگر میهمان بر او وارد مى شد یا کسانى که در آبکشى برایش کمک مى کردند، وقتى مى دید تنگدستند براى آنها شترى مى کشت و تقسیم مى نمود خودش به مقدار سهم یک نفر برمى داشت .
چه کس از اینها زاهدتر بود، با اینکه پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) درباره آنها چها فرمود هیچگاه نشد به مرتبه اى برسند که مالک هیچ چیز نباشند آنطورى که شما مردم را دستور مى دهید که از هر چه دارند دست بکشند و دیگران را بر خود مقدم دارند.
بدانید شنیدم از پدرم که از پدران خود نقل کردند: حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود از هیچ چیز این مقدار تعجب نمى کنم ؛ خداوند اگر بدن بنده مومن را با مقراض قطعه قطعه کند برایش خوب است ، اگر مالک مشرق و مغرب زمین شود باز براى او خوب است ، هر چه خدا نسبت به مومن انجام دهد به صلاح و خیر اوست .

کاش مى دانستم آنچه امروز شرح دادم شما را کفایت نمود یا اضافه نمایم ، مگر نمى دانید خداوند در ابتداى جهاد، بر مومنین واجب کرد هر یک نفر در مقابل ده تن از مشرکین استقامت نماید و هر کس فرار کند او را تهدید به آتش جهنم نمود. پس از آن ده نفر را به دو نفر تقلیل داد که هر مومن در مقابل دو مشرک مقاومت کند. دستور دوم ده نفر را نسخ نمود. اگر همه مردم آن طورى که شما مایلید اعتناء به هیچ چیز نداشته باشند کفاره قسم یا نذر؛ زکات شتر یا گوسفند و گاو یا طلاق و نقره یا خرما و مویز را به که بدهند. چنانچه شما مى گوئید هیچکس نباید از اموال دنیا نگهدارد در صورت احتیاج به دیگران باید بدهد. راه بدى است طریقى که شما رفته اید، از کتاب خدا و سنت پیغمبر نیز مردم را گمراه مى نمائید چون به ناسخ و منسوخ ، محکم و متشابه و غرایب تفسیر قرآن وارد نیستید.
بعد از این فرمایشات حضرت صادق (علیه السلام ) اقتدار و سلطنت سلیمان پیغمبر و داود و ذوالقرنین و حضرت یوسف علیهم السلام را مثال مى زند در آخر مقدارى نصیحت نموده مى فرماید: آنچه نمى دانید به اهلش برگردانید به کسانى که واردند مراجعه نمائید تا اطلاع از ناسخ و منسوخ ، محکم و متشابه ، امر و نهى قرآن پیدا کنید.(2)


1- در روایت دیگر حضرت در جواب او مى فرماید اگر جدم امیر المؤ منین (علیه السلام ) در این زمان باشد همین نوع لباس خواهد پوشید از ترس ریا. براى اینکه اشتهار به لباسش پیدا نکند. با اینکه امیر المؤ منین (علیه السلام ) والى بود و والى سزاوار است در زندگى مانند یکى از فقراء مسلمین باشد تا فقر براى آنها آسان شود. اما من والى نیستم و ملک از ما غصب شده و اگرنه به او اقتدا مى کردم . آنگاه فرمود سفیان نزدیک بیا. جلو آمد. حضرت دست برد از زیر لباسهایش پیراهن حریرى را نشان داد که روى آن لباسهاى خشن را پوشیده بود با دست او را به زیر لباسهاى خود برده و فرمود ببین من در زیر چه لباسى پوشیده ام . دست سفیان به لباس خشنى خورد. فرمود این لباس براى خدا است آنچه در رو پوشیده ام براى اظهار نعمت خداوند است . انوار نعمانیه .
2- جلد 15 بحار، قسمت دوم ، ص 543 نقل از ابن ابى الحدید و در وافى جلد سوم نقل از کافى ص 10.


 
 
سیاه دانه
نویسنده : ابوالحسن اصفهانی - ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱۸
 

به گزارش سرویس علمی جام نیورز به نقل از قدس، در منابع پزشکی اسلامی از سیاهدانه با عنوان « شونیز» یا « حبه السوداء» یاد شده و همچنین از آن به عنوان شفای هر بیماری ذکر شده است.

 

از جمله در حدیثی از پیامبر(ص) درباره شب معراج آمده است : مامررت بملأ من الملائکه الاان قالوا یا محمد احتجم و أمر امتک بالحجامه و ما تداویتم به الحجامه، الشونیز و القسط؛ شب معراج دراثناء پیمودن راه، به عده ای از فرشتگان برخورد کردم که می گفتند: ای محمد(صلی الله علیه وآله) حجامت را به امّت توصیه بفرما و بهترین درمان برای شما حجامت و خوردن سیاهدانه و قُست است.

 

در احادیث پزشکی فراوانی به خوردن سیاه دانه سفارش شده و از نقش آن در سلامتی سخن به میان آمده است. دانش امروزی هم سیاه دانه را لاغر کننده، رقیق و خارج کننده اخلاط سینه، تصفیه کننده خون، دافع اخلاط زیان آور، زیاد کننده ادرار و شیر، خشک کننده ترشحات زخم ها و تراوش ندول چرکی و غرورها، خنثی کننده خون کثیف شده به علت سردی و بخور و اسپری آن را دورکننده حشرات، ضداسپاسم و قولنج، مسکن سرفه، ضد تنگی نفس افراد آسمی باعسل و نافع برای استفراغ خونی و خونریزی سینه، ضد یرقان و عطش و نارسایی کبد و طحال می داند.

 

ایمنی از زکام

امام رضا علیه السلام درباره خواص اعجاب انگیز سیاه دانه می فرماید:  در سیاهدانه برکت است. در چهل چیز خداوند برکت قرار داده ازحبوبات و جمادات هم سیاهدانه را بر گزیده است.

 

مطابق توصیه امام رضا علیه السلام سیاه دانه و بوییدن گل نرگس خاصیت ایمنی در برابر زکام را دارند. امام رضا (ع) می فرماید: وَلیشُمَّ النَّرجِسَ ؛ فَإِنَّهُ یأمَنُ الزُّکامَ ، وکذلِک الحَبَّةُ السَّوداءُ،؛ گل نرگس ببویید؛ زیرا از زکام، ایمنى مى‏بخشد و همچنین است سیاه  دانه.

 

معجون سیاه دانه و عسل

در بیانی دیگر امام رضا علیه السلام سیاه دانه را باعث نابودی امراض مزمن دانسته اند و می فرمایند: اروی عن العالم علیه السلام ان حبه السودا مبارکه یخرج الداء الدفین من البدن؛ امام موسی بن جعفر علیه السلام روایت شده است که سیاهدانه مبارک است و بیماری های مزمن را از بدن خارج می کند.

 

آن حضرت در بیانی دیگر از معجون سیاه دانه و عسل به نیکی یاد کرده و از خاصیت شفادهندگی آن ستایش کرده و فرموده اند: أن حبة السوداء شفاء من کل داء إلا السام و علیکم بالعسل و حبة السوداء ؛ درسیاه دانه شفای هر دردی است مگر مرگ  و بر شما باد به خوردن عسل و سیاه دانه.

 

یک نکته

در متون طب سنتی برای سیاه دانه خواص مقوی و منحصر به فردی ذکر شده است. بسیاری از حکما و اطبای طب سنتی ایران، هند و چین از سیاه دانه، روغن و عصاره آن به صورت موضعی و خوراکی برای درمان بسیاری از بیماری ها و اختلال های جسمی استفاده می کنند. به اعتقاد این گروه از درمانگران مصرف سیاه دانه می تواند در درمان بسیاری از بیماری ها از قبیل بیماری های دستگاه کلیه، دستگاه گوارش (مثل نفخ، تورم معده، زخم معده) و پیشگیری از ابتلا به انواع بیماری های مزمن و سرطان موثر باشد. مصرف موضعی و خوراکی سیاه دانه علاوه بر جنبه درمانی در حوزه بهداشت و زیبایی نیز کارکردهای متنوعی دارد که مهم ترین آن درمان جوش های چرکی و ناشی از چربی پوست است.

 

2017


 
 
تبریک
نویسنده : ابوالحسن اصفهانی - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱۸
 

روز میلاد امام هادی ع بر شما مبار باد