منتظر

احادیث در فضیلت نان
نویسنده : ابوالحسن اصفهانی - ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۳٠
 

خداوندا ! ما را بوسیله باران (ثمر بخش) سیراب نما ، و بدین وسیله رحمتت را توسط با ران فراوانت ، از ابری که برای رویاندن کیاهان زیبا و بهجت انگیزدر همه آفاق روان گردیده ، بر ما بگستران.
احا دیث در فضیلت نان 
1. - امیر المؤ منین (ع) فر مو دند : بخو رید انچه از خر ده های غذا بر سفره افتاده که خو ردن ان شفای هر دردی است به امر الهی برای کسی که به ان شفا نماید .
2. در خدمت امام صادق (ع) طعام خو ردیم چ.ن سفره را داشتند بر می چیدند آ نچه در سفره افتاده بود تناول فر مو دند . بعد از ان فرمو دند که خو ردن اینها فقر و در ویشی را بر طرف می کند و فر زندان را زیاد می کند . 
3. رسول اکرم (ص) فرمودند : هر که پاره نانی بیابد بر دارد بخو رد یک حسنه از برای او باشد و هر که پاره نانی در میان جای کثیفی یا نججسی بیابد پس ان را بشوید و بردارد برای او هفتاد حسنه بوده باشد . 
4. رسول اکرم ( صلی الله علیه واله) روزی به خانواده امدند و پاره نانی دیدند که بر زمین افتاده است بر داشتند و تنا ول فر مو دند و گفتند : گرامی دارید نعمت های خدا را بر خو د که نعمت از جماعتی که گریخت دیگر بسوی ایشان بر نمی گردد . 
5. امام رضا (ع ) فر مو دند : هر که در خانه طعامی بخورد و از ان طعام جیزی بیفتد ، ان را بردارد و بخورد والا اگر در صحرا باشد برای پرندگان و حیوانات بگذارد . 
6. در خدمت امام صادق (ع) بودم دیدم بعد از طعام می گردد و انچه بر زمین افتاده بر می دارد فر مود : خو ردن انها فقر را بر طرف می کند از خورنده ان و فرزندان او و فر زندان فر زندان او تانسل هفتم او، هر که بخوردخدا او را از دیوانگی و حما قت . 
7. امام صادق (ع) فر مو دند : هر که خر مایی یا پاره نا نی ببیند ب رزمین افتاده ،پس بردارد و پا ک کند و بخو رد ، بهشت بر او واجب می شود به جهت احترامی که به بر کت خدا نمو ده . 
8. ر سو ل اکرم ( صلی الله علیه واله ) فرمو دند : آ تچه که از سفره می ریزد مهر یه حو رالعین است و فر مو دند نیمه خو رده مو من شفای هفتاد درد است . 
9. در احترام به سفره نقل شده که امام رضا (علیه السلام) فر مو دند به خا دمان خو د که اگر من با لای سر شما امدم در وقت خو ردن ، پس بر نخیزید تا از طعام خو ردن فا رغ شوید . 
10. رسول اکرم ( صلی الله علیه واله) فر مو دند ، گرامی دارید نان را که تلاش کر دهاند برای بدست امدن ملایکه از ما بین عرش تا زمین و بسیاری از اهل زمین بعد فر مو دند که روزی حضرت دا نیال نبی به نزد کشتیبانی امد ه و قرص نانی به او داد که من را از اب بگذران کشتیبان نان را انداخت و گفت این نان به چه درد می خو رد در پیش ما این نان در زیر پا افتاده است ، پس دا نیال دست به سو ی اسمان بلند کرد و فر مو د : پر ور دگار نان را گرامی دارد ، دیدی که این بنده چه کرد با نان و چهگفت ؟! پس خدا وند عا لمیان وحی نمو د به اسمان که با ران نبارد بر ایشان و وحی فر مو د به زمین که گیاه نروید برای ایشان تا انکه کار ایشان به جایی رسید که از گرسنگی یکد یگر را می خو ردند . پس دو زن که هر یک فر زند ی داشتند روز ی یکی به دیگری گفت که بیا من و تو امروز فر زند تو را بخو ریم و فر دا فر زند مرا بخو ریم ، پس چو ن نو بت به فر زند رسید حا ضر نشد فر زندش را بد هد ، نزاع کر دند و مخا صمه به نزد حضرت دا نیال اور دند . حضرت فر مو دند کار شما به انجا رسیده است ؟ گفتند بلی و بد تر . پس دست به اسمان بر داشت و گفت : پ روردگارا بر گردان بر ما فضل ور حمت خو د را و عذاب نکن اطفال و بی گنا هان را به گناه مر دم . پس خدا وند فر مود به اسمان که ببارد و به زمین که گیاه برو یان ، بدرستی که من رحم کردم بر ایشان بواسطه اطفال صغیرشان . 
11. امام صادق (ع) فر مو دند : نان را گرامی دارید ، گفتند گرامی داشتن نان چگونه است ؟ فر مو دند که چون نان در سفره باشد بخو ردن مشغول شوید و منتظر غذای دیگری نمانید 
12. رسول اکرم (صلی الله علیه واله) فر مو دند خداوندا! برکت ده از برای ما در نان و میان ما و نان جدایی میفکن که اگر نان نباشد ، ما نمی نمی توانیم نماز بخوانیم و روزه بگیریم و حج بجا اوریم 
13. امام رضا (ع) : لقمه های نان را کو چک کنید که با هر لقمه ای برکتی است و نان را با دست پاره کنید نه با کارد . 
14. امام رضا (ع) فر مو د ند : فضیلت نان جو بر نان گندم ما نند فضیلت ما اهل بیت است بر سایر مر دم و هیچ پیامبری نیست مگر آنکه دعا کرده است برای خو رنده نان جو و برکت فرستاده است بر او و داخل هیچ شکمی نمی شود مگر آنکه هر دردی که در ان هست بیرون می کند و نان جو وآش جو قوت پیا مبران است و طعام نیکان . 
15. امام با قر (ع) فر مو دند: خو ردن نان و پنیر در صبح مضر است و در شب نافع است و پنیر و مغز گردو را چون با هم بخوری دوا است و هر یک را که تنها بخوری بیماری زااست .
16. امام صادق (ع) فرمو دند: پنج میوه است که از بهشت آ مده است : انار، به ،انکور،خرما، سیبو فر مودند کراهت دارد پوست سیب را کندن ، غم و اندوه را با خوردن انگور در مان کنید و نا شتا خو ردن مویز جمیع مرض ها را دفع می کند و فر مو د میوه صد و بیست نوع است که بهتر از همه انا راست هر مو منی یک ا نا ر را کا مل بخو رد شیطا ن بواسطه رو شنی دل او چهل روز از او دور شود و شعور را می افزاید و فر مود دند اگر مردم بدا نند که چه منا فعی در سیب است بیما ران خو د را در مان نکنند مگر به سیب .
17. امیر المو منین (ع) فر مو دند : خو ردن میوه« به » دل را زیرک و ترسو را شجاع می کند و حکمت را بر زبان او گو یا گر داند تا چهل روز و هر که روز نا شتا هفت دانه خرما تنا ول نما ید هیچ زهری و سحری و شیطانی به او ضرر نر ساند و اگر هنگام خواب بخو رد کر مها ی شکمش را می کشد . 


 
 
کنار تربت زهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا (س)
نویسنده : ابوالحسن اصفهانی - ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٠
 


کنار تر بت زهــــــــــــــــــــــــــرا(س) 
به منا سبت سا لروز شها دت امام صادق (علیه السلام)
امام صا دق (ع) در سال 148 ه-ق بر اثر انگور زهر الود ی که منصور دوانقی به حضرت خو رانید به شهدت رسید . مدت امامت ان حضرت 34 سال و عمر شریف شان 65 سال بود .
یکی از تا کیدات همیشگی ان حضرت تا کید بر پیروی عملی شیعیان از ااهل بیت »علیه السلام »بوده است شما را شما را بهخدا قسممی دهم شیعیان که مرا قب باشیدشیطان شما را به محبت ما نفریبد !با ما برا یت از اتش نیست پذیرش ولایت اهل بیت علیه السلام و اطاعت عملی از ایشان رمز سعا دت در دنیا و آ خرت است و پذیرش ولایت امام صادق (ع) بخشی از این مجمو عه است ولایت ان حضرت رمز ان است که در قیامت نا مه اعمال به دست راست داده شود توسل به ان حضرت برای جمله امور معنوی و اخروی و به ویژه برای طلب علم نا فع و حکمت و معرفت بسیار مجرب است .
بنال ای دل که شور غم به پا شد .
مدینه سر به ســر ما تم ســـرا شد.
به دشت سینه بذر غم بکاریــــــــد 
که سوک حضرت صا دق بپا شد 
کاشکی دشت شقایق می شدم 
سرخ پوش داغ صادق می شـد م 
می نشستم در بقیع پهلوی اشگ 
خیس غر بت چو ن شقا یق می شدم 
کاش می گفتم به عشق او بلی 
نا گهان مجنو ن و عاشق می شدم 
غر ق می گشتم به بحر حکمتش 
تا که غواص حقا یق می شدم 
می نوشتم نور اورا بر دلم 
کا تب قران ناطق می شدم 
فصل رستا خیز داغ صا دق می شدم 
داغ اورا کاش لایق می شدم 

ای خو شید مدینه ی ایمان ... ای صادق آ ل پیامبر (ص) تر بت مطهر شما در بقیع خا مو ش ، همچنان یا دگار مظلو میت مکتبی است که به پاس کلام نو رانی و هدایت های بلیغ شما آ نرا جعفری می خوا نند ... 
و اشک های شیعیان در کنار مزار بی چراغتان ، شا هدی بر غر بت همیشگی آل الله است ....... 
ای پیشوای فضایل ....... کدام دانشوری را می توان شناخت که از گنج دانشت بهره نبرده با شد ؟ 
کدام معلمی را می توان نام برد که به اندازه ی وجود با کرامت شما ،تر بیت شدهای مکتب عترت ، داشته با شد؟ ..... 
کدام حو زه است که شا گردی تو ، بر سر در ان نقش نبسته است ؟ و کدام مر جعی است که خو شه چین خر من حدیث تو نیست ؟ 
سلام بر روح مطهرت که امام صادقی .... 


 
 
سیمای حضرت مسیح در قرآن
نویسنده : ابوالحسن اصفهانی - ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٧
 

سیمای حضرت مسیح (ع) در قرآن 


بررسی سیمای حضرت مسیح (ع) در قرآن و مقایسه اجمالی آن با آموزه های کتاب مقدس مسیحیان بیانگر تفاوت عمیق چهره آن حضرت در این دو کتاب مقدس است. نقل تناقضات گفتاری و کرداری (1) استناد گناه و بی حرمتی به آن حضرت (2) در مجموع ارائه چهره ای که هرگز در شأن والای حضرت مسیح نیست، از جمله نقاط ضعف کتاب مقدس مسیحیان در ارائه چهره مسیح (ع) است. اما قرآن در آیات بسیاری سیمای حقیقی حضرت مسیح را معرفی کرده و به رد پاره ای از اعتقادات نادرست مسیحیان درباره شخصیت ایشان می پردازد که در مقاله حاضر تلاش شده تصویری که قرآن از آن پیامبر عظیم الشان ارائه داده تبیین شود. 
مسیح مبشر 
اولین آیه ای که می تواند به عنوان فصل الخطاب بین مسیحیان و مسلمین باشد آیه بشارت حضرت به آمدن پیامبر اسلام است. قرآن کریم، ایشان را مبشر خاتم الانبیاء می داند: «و (به یاد آورید) هنگامی را که عیسی بن مریم گفت: ای بنی اسرائیل من فرستاده خدا به سوی شما هستم درحالی که تصدیق کننده کتابی که قبل از من فرستاده شده (تورات) می باشم و بشارت دهنده به رسولی که بعد از من می آید و نام او احمد است هنگامی که او (احمد) با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: این سحری است آشکار». (صف . 6) 
بنابر این آیه، حضرت مسیح چند مطلب را برای قوم خود بازگو می کند: اولا من آخرین پیامبر خدا نیستم: ثانیاً بعد از من پیامبری خواهد آمد: ثالثاً اسم آن پیامبر احمد است. 
خلقت و منزلت حضرت مسیح 
در قرآن کریم 

یکی از مسایل مهم در رابطه با حضرت عیسی (ع) مسئله خلقت و چگونگی به دنیا آمدن ایشان است. 
قرآن کریم، مسئله خلقت حضرت را با خلقت حضرت آدم یکسان می داند: «مثل عیسی در نزد خدا، همچون آدم است که او را از خاک آفرید و سپس به او فرمود موجودباش او هم فوراً موجود شد). (آل عمران . 59) 
نحوه آفرینش و خلقت حضرت توسط نیروی قدرتمند الهی به عنوان یک معجزه خداوند مطرح است و همین مسئله، قدر و منزلت حضرت را در پیشگاه الهی به خوبی بازگو می کند. خداوند می فرماید: ... «مسیح عیسی بن مریم فقط فرستاده خدا و کلمه (و مخلوق) اوست، که او را به مریم القاء نمود و روحی (شایسته) از طرف او بود...» (نساء . 171) 
درجایی دیگر درباره شخصیت الهی حضرت عیسی مطلبی را بازگو می کند که نشان می دهد، حضرت قبل از به دنیا آمدن مورد توجه و عنایات خاصه الهی و مورد تأیید خداوند و دارای مقام رفیع بوده است. 
یک مورد زمانی است که فرشته الهی بر مادر حضرت نازل می شود و حضرت مریم (علیها السلام) را بشارت داده و می فرماید: (به یاد آورید) هنگامی را که فرشتگان گفتند: ای مریم خداوند تو را به کلمه ای (وجود با عظمتی) از طرف خودش بشارت می دهد که نامش مسیح عیسی پسر مریم است درحالی که دراین جهان و جهان دیگر صاحب شخصیت خواهد بود و از مقربان (الهی) است.» (آل عمران.45) 
این آیه، نشان می دهد که حضرت، هم در دنیا آبرومند است و هم در آخرت؛ و همچنین جزء مقربان درگاه الهی است. 
معجزات حضرت مسیح (ع) 
در قرآن کریم معجزاتی به حضرت عیسی نسبت داده شده است اما مسئله مهم، درعرضه این معجزات، به اذن الهی بودن آنها است و ذکر این نکته از این جهت مهم است که کسی تصور نکند حضرت مستقلا این گونه کارها را انجام می داده، بلکه ورای این معجزات، اجازه و خواست خداوند بوده است. 
قرآن کریم دراین باره می فرماید:«(به خاطر بیاور) هنگامی را که خداوند به عیسی بن مریم گفت:یاد کن نعمتی را که به تو و مادرت بخشیدم. زمانی که تو را با روح القدس تقویت کردم که در گاهواره و به هنگام بزرگی با مردم سخن می گفتی و هنگامی که کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به تو آموختم و هنگامی که به فرمان من از گل چیزی به صورت پرنده می ساختی و درآن می دمیدی و به فرمان من پرنده ای می شد و کور مادرزاد و مبتلا به بیماری پیسی را به فرمان من شفا می دادی و مردگان را (نیز) به فرمان من زنده می کردی و هنگامی که بنی اسرائیل را از آسیب رساندن به تو بازداشتم در آن موقع که دلایل روشن برای آن ها آوردی، ولی جمعی از کافران آنها گفتند: اینها جز سحر آشکار نیست.» (مائده.110) 
خداوند متعال دراین آیه مبارکه نعمت های خود را، به حضرت یادآوری می کند و متذکر می شود که باید این نعمت های الهی را همیشه بیاد داشته باشی. (3) 
می توان این نعمت ها را این گونه بیان داشت: 
1- تأیید به وسیله روح القدس. 
2- تعلیم کتاب، حکمت، تورات و انجیل. 
3-ساختن پرنده از خاک و دمیدن درآن و زنده شدن آن به اذن خداوند. 
4- شفای کور مادرزاد و شفای مرض پیسی افراد، به اذن خداوند. 
5-زنده کردن مردگان به اذن خداوند. 
6- بازداشتن بنی اسرائیل از آزار حضرت. 
واژه «اذن»چهار بار دراین آیه تکرار شده، و شاید نکته مهم این باشد که حضرت، تمام این معجزات را به اذن و اجازه و به قدرت لایزال خداوند قادر، انجام داده و این شبهه را از اذهان خارج می کند که حضرت نعوذ بالله مستقلا توان این کارها را داشته، و در نتیجه منجر می شود به این مطلب که حضرت خود خدا بوده است، آنچنانکه نصاری معتقد هستند. 
حضرت مسیح(ع) عبد خدا 
یکی از ویژگی های حضرت عیسی بنده محض باری تعالی بودن است که خود آن حضرت به این مقام افتخار می کند. 
علامه طباطبایی دراین باره می نویسد:«قرآن کریم خاطر نشان ساخته که عیسی (ع) بنده خدا و فرستاده اوست و آنچه به وی نسبت می دادند، خود او ادعایش را نکرده و با مردم، جز به رسالت خود، سخن نگفته.» (4) 
قرآن کریم به همین مطلب اشاره دارد:«من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادی چیزی به آن ها نگفتم (به آن ها گفتم) خداوندی را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شماست، و تا زمانی که در میان آن ها بودم مراقب و گواه برایشان بودم ولی هنگامی که مرا از میانشان برگرفتی تو خود مراقب آن ها بوده و تو بر هر چیزی گواهی.» (مائده .117) 
این آیه به خوبی نشان می دهد که حضرت مسیح در ابلاغ رسالت الهی، آنچه که امر خدا بوده را به امت خود رسانده و آن پرستش خداوند یگانه بوده است. در آیه قبل از این آیه، خداوند به حضرت می گوید: ای عیسی بن مریم آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را به عنوان دو معبود غیر از خدا انتخاب کنید». (مائده .116) 
همین سوال و جواب خود دلیلی است بر رد اعتقاد مسیحیت که قائل به پرستش حضرت هستند. قرآن کریم بر این ویژگی حضرت تاکید زیادی دارد زیرا از چندین منظر قابل تامل و دقت است. 
از یک طرف در رد اعتقادات مسیحیت و از طرف دیگر معرفی چهره واقعی حضرت عیسی که این سیمای نورانی جز با عبد بودن حاصل نمی شود. 
حضرت مسیح در رابطه با بنده بودن خود هیچگونه ابایی نداشته، و به خاطر همین ویژگی به مقام قرب الهی رسیده است. 
«هرگز مسیح از این ابا نداشت که بنده خدا باشد و نه فرشتگان مقرب او...» (نساء. 172) 
بنابر این بارزترین ویژگی حضرت که قرآن کریم معرفی می کند مطیع محض الهی و در یک کلام، عبد بودن است. 
رفع تهمت از حضرت مسیح و مادرش 
خداوند متعال صفاتی را برای حضرت مسیح (ع) بیان می کند که هر کدام از آنها دارای حکمت است. 
ذکر این صفات به نحوی از انحاء راه را برای دروغ گویان و غلوکنندگان و تهمت زنان بسته است. افرادی از بنی اسرائیل بر اثر جهل، به مریم عذرا، علیهاالسلام تهمت ناپاکی زدند و افرادی دیگر حضرت را فرزند خدا دانستند و در مجموع، سخنان ناروا به حضرت و مادر مطهرش نسبت دادند. آیات 30 تا 34 سوره مبارکه مریم این سخنان ناروا را پاسخ می دهد:«(ناگهان عیسی زبان به سخن گشود) گفت: من بنده خدایم او کتاب (آسمانی) به من داد. و مرا پیامبر قرار داد - و مرا- هر جا که باشم- وجودی پر برکت قرار داد و تا زمانی که زنده ام مرا به نماز و زکات توصیه کرد. و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داد و جبار و شقی قرار نداد و سلام (خدا) بر من در آن روز که متولد شدم، و در آن روز که می میرم و آن روز که زنده برانگیخته خواهم شد. این است عیسی پسر مریم گفتار حقی که در آن تردید می کنند.» 
اصل تکلم در گهواره و این گفتار که فرمود:«انی عبدالله» باعث رفع این تهمت و رفع این غلو شد زیرا فرزند ناپاک، توان سخن گفتن ندارد. علاوه بر این، عبارت «عبدالله» خود گواه بر این مدعی است که حضرت فرزند خدا نیست بلکه بنده ای از بندگان خداوند است. 
با برکت بودن حضرت مسیح (ع) 
طبق آیه 31 سوره مریم خداوند وجود حضرت را مبارک و با برکت قرارداده است بطوری که هم برکت های ظاهری و هم برکت های باطنی دارد. این برکت در زنده کردن مردگان به اذن الهی و سایر معجزات حضرت مسیح و نیز در احیای معنوی انسانها به وسیله علم و حکمت، نمود می یابد. (5) 
حضرت مسیح کلمه (مخلوق) خدا 
قرآن کریم در دو آیه (آل عمران. 45، نساء 171) به کلمه (مخلوق) بودن حضرت عیسی (ع) اشاره دارد، یکی در هنگام بشارت به حضرت مریم (علیها السلام) و دیگری هنگامی که اهل کتاب را مخاطب قرار می دهد: 
( به یادآورید) هنگامی را که فرشتگان گفتند:«ای مریم! خداوند تو را به کلمه ای (وجود با عظمتی) از طرف خودش بشارت می دهد که نامش مسیح، عیسی پسر مریم است؛ درحالی که دراین جهان و جهان دیگر صاحب شخصیت خواهد بود و از مقربان (الهی) است.» (آل عمران . 45)، ای اهل کتاب در دین خود غلو (زیاده روی) نکنید و درباره خدا غیر از حق نگویید، مسیح عیسی بن مریم فقط فرستاده خدا و کلمه (و مخلوق) اوست که او را بر مریم القا نمود و روحی (شایسته) از طرف او بود.» (نساء. 171) 
در آیه اول، اولین ویژگی که برای حضرت مطرح می کند (درهنگام بشارت به حضرت مریم(س) کلمه خدا بودن حضرت مسیح (ع) است، همچنین در آیه دوم که خطاب به اهل کتاب است این مسئله را گوشزد می کند که اولا در دین خود غلو نکنند و ثانیاً با تأکید و حصر می گوید که حضرت مسیح(ع) رسول خداست و کلمه الهی می باشد.» 
یکی از مفسران درباره مفهوم «کلمات الهی» می گوید: «کلمات الهی عبارت از موجودات جهان خارج است که آن غیب را نشان می دهد و هر کدام که بهتر، آن غیب را نشان دهد، کلمه تامه خواهد بود. بنابر این انبیاء و اولیاء الهی کلمات اند، البته کلمه در برابر کلام نیست بلکه منظور از آن سخن است، و سخن خدا نشانه خداست، چه اینکه اسم او اسمی از اسمای حسنای خداوند است، عیسی کلمه حقی است که از خداوند نشأت گرفته، و از آنجا تنزل و ظهور کرده و تجلی یافته است.» (6) 
راغب اصفهانی نیز در«مفردات» دراین باره اقوالی را ذکر می کند که پاره ای از مفسران قول اول را استوارترین قول شمرده اند. (7) 
اوصاف حضرت عیسی (ع) در قرآن 
1-عیسی از این جهت کلمه نامیده شده که با کلمه الهی «کن» آفریده شده است.(آل عمران. 59) 
2- عیسی (علیه السلام) بنده و رسول خدا بود. (مریم.30) 
3-رسولی به سوی بنی اسرائیل بود.(آل عمران. 49) 
4-یکی از پیامبران اولوالعزم و صاحب شریعت بود و کتابی به نام انجیل داشت. (احزاب 7) 
5-نامگذاری ایشان ازطرف خدا بود. (آل عمران. 45) 
6-کلمه خدا و روحی از خدا بود. (نساء.171) 
7-دارای مقام امامت بود. (احزاب.7) 
8-از گواهان اعمال بود. (نساء.159) 
9-بشارت دهنده به آمدن پیامبر اسلام بود. (صف.6) 
10-در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان بود. (آل عمران.45) 
11-از برگزیدگان بود. (آل عمران.33) 
12-از صالحان بود. (انعام.87) 
13-مبارک بود- هرجا که باشد- زکی و مهذب و آیتی بود برای مردم و رحمتی از جانب خدا- احسانگر به مادرش و از زمره کسانی بود که خداوند به ایشان سلام کرد. (مریم.39- 33) 
14-از کسانی بود که خداوند کتاب و حکمت را به ایشان آموخت. (آل عمران. 48) 
علامه طباطبایی می فرماید: تمامی اوصافی که خداوند متعال این پیامبر بزرگوارش را به آنها ستوده و رفعت داده از مقامات ولایت بود، و آن دو قسم است بعضی از آنها اکتسابی می باشد مانند رسیدن به مقام بندگی و مقام قرب و صلاح و بعضی موهبتی و اختصاصی مانند کلمه بودن حضرت به معنایی که گفته شده و نامگذاری حضرت توسط خداوند.(8) ]مرکز فرهنگ و معارف قرآن[ 

پانوشت ها 
1-انجیل یوحنا، باب 5، آیه 30 و باب 8، آیه 14 
2-انجیل متی، باب 19، آیات 27، 29، انجیل یوحنا، باب 2، آیات 3و 4، انجیل متی، باب 12آیات 46 و 50 
3-تکرار 5بار کلمه «اذ» خطاب به حضرت، چه بسا مؤید این برداشت باشد. 
4-ترجمه تفسیرالمیزان، ج2، ص158 
5-تفسیر موضوعی قرآن، ج7، ص554 
6-همان، ج7، ص579 
7-تفسیرالمیزان، ج6، صص15، 16 
8-همان، ج6، ص158