منتظر

رمضان ، شهر الله
نویسنده : ابوالحسن اصفهانی - ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٩
 

رمضا ن شهرا لله حلول ماه قرآن بر همگان مبارک باد 
خدا یا در این ما ه لذت ترک گناه ، و لذت شیرینی غیبت نکردن را به ما عنا یت فرما 
گزیده ای از بیانات امام خمینی (ره)
ماه امید: 
اکنون در استانه شهرالله و مقام ضیافت الله هستیم و من خود را اقرا ردارم که لایق این ضیافت نیستم . شهر شعبان المعظم ه شهر اما مان است در شرف گذشتن است و ما خودرا نتوانستیم مهیا کنیم برای شهرالله دعا ها را با لقلقه لسان خواندم و از انها جیزی حاصل نشد در این اخر شهر عر ض می کنم اللهم ان لم تکن غفرت لنا فیما مضی من شعبان فا غفر لنا فیما بقی منه از رحمت حق تعالی مایوس نیستم و مباش در دنیا (مبادا ) روزی که گناهان به انجا رسد که از رحمت حق ما یوس شویم . (1) 
اصلاح با طن :
این ماه مبارک با ان همه برکاتی که دارد ، ما نمی توا نیم از عهده شکر یکی اش برا ییم ولی با ید کو شش کنیم که در این ماه مبارک رمضان که بر ما گذشت اگر حالی پیدا شد این حال را تا ماه رمضان دیگر نگه داریم و اگر حالی پیدا نشد متاسف باشیم و کو شش کنیم که پیدا کنیم . این هیا هو ها همه رفتنی است ، تمام شدنی است انچه که هست انی است که پیش خو د ماست ان باقی است و با ما ست با ید کو شش کنیم که باطن خو دمان را اصلاح کنیم (2) 
ما یده ها ی اسمانی : 
در این ماه فر ق داشته با شیم با سایر ماه های و دنبال این باشیم که ان شا ء الله « لیله القدر » را در یا بیم ، برکات « لیله القدر » را که قران در ان نازل شده است همه سعا دت عالم در ان شب نا زل شده است و از این جهت از همه شبها ی عا لم با لا تر است ، این را بتوانیم ادراک بکنیم در ک بکنیم ، خدا وند ان شا ء الله شما ها را تو فیق بدهد که با سلامت و سعا دت وارد در « ضیا فه الله » بشوید و از ان ما یده های اسمانی که قران و ادعیه است انشا ء الله همه مان مستفیض بشویم و با یک روح سالمی وارد بشویم و « لیله القدر » را هم در یابیم سلام هی حتی مطلع الفجر (3) 
ارزش دعا : 
این دعا هایی که در ما هها است در روزها است خصو صا در ماه رجب وشعبانو ماه مبارک رمضان ، اینها انسان را انچنان تقویت روحی می کند اگر کسی اهلش باشد ما ها که نیستیم انسان را تقویت روحی می کند و راه را برای او باز می کند و نور افکن است برای اینکه این بشر را اظلمتها بیرون بیاورد و وارد نور بکند که معجزه اسا ست به این دعا ها عنایت بکنید .(4) 
عمل کنید
و از همه با لاتر این است که انسان خو دش را اصلاح کند در ماه رمضان ، ما محتاج به اصلاح هستیم محتاج به تهذیب نفس هستیم تا ان دم اخر ما محتاجیم پیغبر ها هم محتاجند انبیای بزرگ هم محتا جند منتها انها احتیاج خو دشان را فهمیده اند و دنبالش عمل کرده اند و ما از باب اینکه حجاب داریم نتوانیستیم بفهمیم و به تکا لیف خو دمان عمل نکردیم ا مید وارم که انشا ء الله این ماه مبارک رمضان به همه شما مبا رک با شد . و مبارک بو دن به این است که بنا بر این بگذارید که به تکا لیف خدا عمل کنید . (5) 
میهما نخانه الهی : 
این ضیا فت همه اش تر ک است ، ترک شهوات از قبیل خو ردنیها ، نو شید نیها و جهات دیکر ی که شهوات انسان اقتضا می کند خدا وند دعوت کرده است ما را به انیکه شما با ید وارد بشوید در این مهمانخانه و این و ضیافت هم جز ترک ، چیزی نیست ترک هواهها تر ک خو دیها ترک منیها منییتها اینها همه در این میهمانخا نه است و با ید حساب کنیم ببینیم که ایا وارد شدیم در این میهمانخانه یا اصلا وارد نشدیم ، راهمان دادهاند به این ضیا فتخانه یا نه ، استفاده کردیم از این ضیا فت الهی یا نه البته حساب امثال من با کرام الکاتبین است اما من به شما اقا یان و به هر کس که این کلمات می رسد و خصو صا طبقه جوان عر ض می کنم که ایا در این مهما نخانه رفتید . استفاده کردید از شهوات معنوی چشم پو شیدید یا مثل من هستید . (6) 
دعوت : 
در این ماه مبارک خودتان را تقویت کنید به قوتهای رو حانی ، در یک حدیثی است که پیغمبر اکرم فر مو دند که ماه رمضان امد اقبال کرد در ضمن می فر مایند که دعیتم الی ضیافه الله . ضیا فه های خدا با ضیا فتهای مردم این است فر قش که وقتی شمار ایک اشخاصی دعوت بکند به یک مهمانی وقتی بروید در ان مهمانی به حسب فرا خور حال یک چیزهایی برای خوردنی و یک چیز هایی تفریح و این جیز ها ست . ضیافت خدا در ماه رمضان یک شعبه اش روزه است . آ ن ضیا فت خداست ؛ یک شعبه اش روزه است ویک امر امر مهمش که ما یده غیبی و آ سمانی است قران است . شما دعوت شده اید به مهمانی خدا وشما در ماه رمضان مهمان خدا هستید مهماندار شما ، شما را وادار کرده است به اینکه روزه بگیرید این راههایی که به دنیا باز است و شهوات است اینها را سدش کنید تا مهیا بشوید برای ورود در ماه مبا رک رمضان و در ضیا فه الله (7) 
تز کیه و ذکر الله:
اگر همین ماه مبارک رمضان مسلمین خو دشان را طور جمعی به ضیا فت خدا وا رد کرده بو دند ؛ تز کیه و تصفیه کر ده بو دند ممکن نبود زیر بار ظلم بروند زیر با ر ظلم رفتن مثل ظلم کردن ، هر دو اش از نا حیه عدم تز کیه است ( قَد اَ فْلَحَ مَنْ تَزَکْی ،) در نماز عید مستحب است این سوره را بخوا نند امر به تز کیه و ذکرالله است ، ذکر الله ذکر اسم الله : قَدْ اَفْلَحَ مَن تَزَکْی و ذَکَرَ اسْمُ رَبِّهِ فَصَلْی ، تز کیه اسم الله و صلوه ، اینها مراتبی است ، اگر ما به این رسیده بو دیم انه حال انفعالی پیدا می کر دیم برای پذیرش ظلم و نه ظالم بو دیم همه از این است که تز کیه نشدیم . (8)
خوف : 
من خوف این را دارم که در این ماه مبا رک رمضان که ماه تهذیب نفس است و همه را خدا به ضیا فت خو دش دعوت کرده است ما با صاحب خانه کاری بکنیم که عنا یتش از ما بر گردد.(9)

پی نوشت :
1. صحیفه امام ج 20 ص253 اردیبهشت 66
2. صحیفه امام ج 20ص53خرداد65
3. صحیفه امام ج 13ص36تیر ماه 59
4. صحیفه امام ج 13 ص21 تیر ماه 59
5. صحیفه امام ج 18 ص 480 خرداد 63
6. صحیفه امام ج 13 ص 36 تیر ماه 59
7. صحیفه امام ج 13 ص 30 تیر ماه 59
8. صحیفه امام ج 18 ص 449تیر ماه 63
9. صحیفه امام ج 18 ص 476 خرداد 63


 
 
بقیه الله خیر لکم
نویسنده : ابوالحسن اصفهانی - ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۳
 

                     بقیه الله خیر لکم
                                سلام بر مهدی (عج) 
سلام بر مهدی ، آنکه پیوسته عطر یادش در خاطره ها می پیچید ویاد آ ن محبوب دلها ، شو ق دیدار را بر می انکیزد . آ نکه مهمان دلهای پاک و با صفاست . 
سلام بر مهدی ، آنکه تجلی اعظم خدا بر بسیط خاک است و مژده تولدش ظهور نور وزیبایی است . 
تولش ، میلاد شور وشوق است وجودش خو رشید عصر انتظار است .
سلام بر او که وارث شریعت احمد و احیا گر دین محمد (ص) است . 
فخر آ فرین عصر ظلمت ..... 
                                 السلام علیک یا امام المسیح 
پیوند نا کسستنی بین حضرت مهدی و حضرت مسیح (علیها السلام) بین حضرت مهدی و حضرت مسیح علیها السلام پیوندی نا کسستنی وجود دارد از آ ن جمله هر دو ذخیره الهی و مو عود آ سمانی و دارای عمری طو لانی و در هنگام ظهور ،مروج مرام و توحید قرآنی خو اهند بود .
توجه مسلمین و پیروان مسیح به این نوع حقایق سبب خواهد شد که به جهانی شدن به معنای آ سمانی آ ن روی بیاورند . 
در پگاه ظهور ،هنگامی که دنیای مسیحیت ، حضرت مسیح را در کنار حضرت مهدی علیها السلام می نگرند هر چه بهتر و سریعتر به معارف قرآ نی و حکومت الهی سر فرود می آ ورند 
در متون روایی رایج بین مسلمین 29روایت در هماهنگی و بلکه یک آ هنگی حضرت مسیح و امان زمان ( علیها السلام) برای تشکیل حکو مت عدل و امن الهی آ مده است (منتخب الثر 479صافی گلپایگانی ) در این نوع روایات حتی به نقش کشتن دجال و نا بودی ابلیس هم اشاره شده است در ضمن به این حضرت مسیح در واقعیت هم تصریح دارند که حضرت مسیح علیها السلام به اقتضای افضلیت حضرت مهدی علیها السلام
به او اقتدا خواهد کرد در بعضی زیا رات هم خطاب به حضرت مهدی علیها السلام تعبیر السلام علیک یا امام المسیح آ مده است (صحیفه مهدیه ص582) قا بل توجه است که در متونی چون زبور داود و انجیل مسیحییت نیز در رابطه با مصلح جهان تعبیراتی چون ملک و فر زندش و ملکوت آ سمان ها وجود دارد که به گفته صاحب نظران بر اساس شو اهدی مقصود از این نوع تعا بیر ، کسی جز حضرت مهدی نخو اهد بود ( منجیاز دید گاه اد یان ص31و37علی اصغر رضوانی ) 
  مقدمات ولا دت 
 حضرت نر جس خا تون (ع) والده ما جده حضرت بقیه الله علیهاالسلام نوه قیصر روم است . به نقل همین با نوی صدیقه قیصر تصمیم گرفت او را به کا بین برا در زاده خود در آ ورد . لذا به همین منظور مجلسی با شکوه آ راست که بخصوص نماد های مذهبی چون چلیپا ها و سران مسیحی یعنی کشیش ها در آ ن نما یان بو دند اما همین که انجیل ها را گشو دند تا مراسم عقد را جاری سازند چهل پایه تختی که برادر زاده قیصر بر آ ن نشسته بود شکست و تخت سر نگون و چلیپا ها وا ژگون و تمامی بساط آ نان کا ملا و به نحو نا گهانی و خا رق العاده به هم ریخت . قیصر دستور داد تا مجلسی را از نو آ ما ده نمایند و به کا بین برادر دیگر در بیا ورند با ز هم حا دثه قبل تکرار شد .هر جند همه مبهوت کشتند آما در همان مر حله اول کشیش ها این مطلب را فهمیدند و حتی تصریح نمو دند که این عقد نحو سستی دارد دارد که به زوال دین مسیح می انجا مد . شا م همان روز حضرت نر جس خا تون در رؤ یایی صادقانه دید که پیا مبر اعظم و خاتم صلی الله علیه واله همراه با حضرت سید الاو صیاء و ده فر زندش طلو ع نمودند و حضر ت مسیح چون ماه منیر به استقبال دوازده خورشید شتافت و منبری از نور به جای همان تخت وا ژگونه زدند و خا تم پیا مبران صلی اله علیه واله از حضرت مسیح نر جس را که نوه شمعون حواری او بود ، برای نور دیده خود حضرت امام عسگری ع خواستگاری نمود و صیغه عقد را دو پیا مبر او لو العزم خداوند خداوند سبحان جاری سا ختند و نر جس خاتون پس از گذراندن مراحلی به خد مت امام ها دی آ مد و همسر امام عسگری کر دید ( منتح الامال ج//ص/597شیخ عباس قمی ) 
و در پانزدهم شعبان نور مهدی از او طا لع شد نفس این وقایع به حدی گو یا هست که نیازی به هیچ تو ضیحی احساس نمی شود اما در عین حال به خا طر اهمییت مسئله به مواردی در راستای مقصود اشاره می نماییم 
الف: سر انجام خدا وند متعال منبری از نور به جای تخت هایی که مایه بد بختی بشرییت هستند بر قرار خوا هد ساخت . 
ب: انوار الهی در مراکز فر ماندهی عا لم مستقر خوا هند شد و به جای قا نون ها و پیمانها منشا شرور . عهد الهی و معا رف آ سمانی را برای بنی نوع بشر منتشر خو اهند فر مو د . 
ج: به واسطه حضرت مهدی و حضرت مسیح علیها السلام نماد های دروغین مذاهب چون چلیپا ها همه از بین خوا هند رفت . 
د: مقدمه ولا دت مو لود آ سمانی هما نند حضرت مهدی ع با ید فضای نورانی و به واسطه انسانها ی نو رانی فر اهم شود . 
                              صحبت کردن از حضرت مهدی (ع)
  صحبت کردن از حضرت مهدی(ع) و نشانه‏های ظهور ایشان در واقع صحبت کردن از حوادثی است که بناست در آینده اتفاق بیفتد و لذا بجاست که از خود بپرسیم: اگر در مورد احادیث نقل شده در این زمینه بررسی اسناد صورت گرفت و مطمئن شدیم که آنها از معصوم(ع) صادر شده است، آیا می‏توان مطمئن بود که حتماً همة آن حوادث آن‏گونه که در روایات شریف ما آمده‏اند وقوع یابند؟ پاسخ به این پرسش در کتب عقیدتی و فلسفی تحت عنوان «بداء» داده می‏شود که طی این بخش از مطالب به آن می‏پردازیم.
                                    « بداء در لغت»
«بداء» در لغت به معنای ظهور و روشن شدن پس از مخفی بودن چیزی است و اصطلاحاً به روشن شدن چیزی پس از مخفی بودن از مردم اطلاق می‌شود؛ بدین معنا که خداوند متعال بنا بر مصلحتی، مسئله‏ای را از زبان پیامبر یا ولی‏ای از اولیای خویش به گونه‏ای تبیین می‏کند و سپس در مقام عمل و ظهور و بروز، غیر آن را به مردم نشان می‏دهد. در قرآن آمده است: 
خداوند هر چه را بخواهد محو یا اثبات می‏کند در حالی که ام‏الکتاب نزد اوست و خود می‏داند عاقبت هر چیزی چیست.1 

  و در آیه‏ای دیگر: 
  و بدالهم سیّئات ما کسبوا.2 
  بدی‏هایی را خود کسب کرده بودند و برای آنها مخفی بود برایشان نمایان شد. 

  یا: 
ثمّ بدالهم من بعد ما رأؤا الآیات.3 

پس از آنکه نشانه‏ها را دیدند حقیقت امر بر آنها روشن شد. 

این ظهور پس از خفا، تنها برای انسان رخ می‏دهد و در مورد خداوند متعال ابداً صدق نمی‏کند وگرنه لازمه‏اش این است که خداوند نسبت به آن موضوع جهل داشته باشد که این امر محالی است. خداوند، چنانکه قرآن کریم می‏فرماید به همه چیز آگاه و داناست 4 و نسبت به همه چیز در همة زمان‌ها و مکان‌ها چه حاضر باشند و چه غایب، چه موجود باشند و چه فانی و چه در آینده به وجود بیایند، علم حضوری دارد. قرآن کریم در این زمینه می‏فرماید: 

هیچ چیزی در آسمان و زمین از نظر خداوند متعال مخفی نمی‏شود.5 
از همین روست که مسئلة بداء و ظاهر کردن آن امر مخفی به خداوند نسبت داده می‏شود: 
و بدالهم من الله مالم یکونوا یحتسبون.6 
خداوند آنچه را گمان نمی‏کردند، برای آنها ظاهر کرد. 

براساس آیة:
خداوند چیزی را که از آنِ مردمی است دگرگون نکند تا آن مردم خود دگرگون شوند.7 
و با استفاده از دیگر آیات و روایات می‏توان چنین برداشت کرد که برخی اعمال حسنه نظیر: صدقه، احسان به دیگران، صلة رحم، نیکی به پدر و مادر، استغفار و توبه، شکر نعمت و ادای حقّ آن و... سرنوشت شخص را تغییر داده و رزق و عمر و برکت زندگی‌اش را افزایش می‏دهد، همان‏طور که اعمال بد و ناشایست اثر عکس آن را بر زندگی شخص می‏گذارد. 

پیش از شرح این عبارت که بداء در حقیقت ظاهر شدن چیزی است که از ناحیة خداوند متعال برای مردم مخفی و برای خودش مشخص بود، لازم است یادآور شویم که خداوند متعال بنا بر آیات قرآن دو لوح دارد: 

  الف) لوح محفوظ 
لوحی که آنچه در آن نوشته می‏شود؛ پاک نشده و مقدّرات آن تغییر نمی‏یابند؛ چون مطابق با علم الهی است: 
بَل هُوَ قُرآنٌ مَجیدٌ ٭فی لَوحٍ مَحفوظٍ.8 
بلکه آن قرآن مجیدی است که در لوح محفوظ ثبت گردیده است. 

  ب) لوح محو و اثبات 
بنا بر شرایط و سننی از سنت‌های الهی، سرنوشت شخص یا جریانی به شکلی خاص می‏شود، با از بین رفتن آن سنت‌ها یا مطرح شدن سنت‌های جدید سرنوشت آن شخص یا آن جریان تحت‏الشعاع سنت‌های جدید قرار می‏گیرد. به عنوان مثال بناست که شخص در سن 20 سالگی فوت کند امّا به واسطة صلة رحم یا صدقه‏ای که می‏دهد، 30 سال به عمرش اضافه می‏شود و تا 50 سالگی زنده می‏ماند یا به عکس، آن شخص بناست 50 سال عمر کند به واسطة گناه کبیره‏ای خاص، 30 سال از عمرش کاسته می‏شود در همان 20 سالگی می‏میرد. که البته خداوند متعال از اوّل می‏دانست که بناست اوّلی 50 سال و دومی 20 سال عمر کند ولی برای روشن شدن این سنت‌های الهی مطلب به این شکل از زبان پیامبران یا اولیای الهی(ع) بیان می‏شود. 

در قرآن کریم هم آمده است: 
یمحوا الله ما یشاء و یثبت و عنده امّ الکتاب.9 
یا این آیه: 
آنگاه مدتی را [برای شما عمر] مقرّر داشت و اجل حتمی نزد اوست.10 
با توجه به این دو لوح و مطالبی که تا به حال به آنها پرداختیم، این پرسش به ذهن می‏رسد که: آیا ظهور حضرت مهدی(ع) و نشانه‏هایی که برای آن بیان شده است، در لوح محفوظ‌اند یا محو و اثبات. به عبارت دیگر آیا ممکن است اصلاً مسئله‏ای به نام ظهور ایشان تا آخر عمر بشریت و هستی اتفاق نیفتد یا ظهور بدون تحقّق نشانه‏ها رخ دهد یا همة نشانه‏ها باید رخ دهند؟ در پاسخ به این پرسش باید نشانه‏های ظهور را به دو دسته تقسیم کنیم: 

1 . امور و علایم مشروط 
2. امور و علایم حتمی. آنگونه که امام باقر(ع) امور را به موقوفه و حتمیه11 و امام صادق(ع) به حتمی12 و غیر حتمی تقسیم کرده‏اند. مسئلة بداء هم در چهار زمینه با موضوع ظهور حضرت مهدی(ع) ارتباط می‏یابد: 

1. نشانه‏های مشروط و غیر حتمی ظهور 
جز نشانه‏هایی که صراحتاً در احادیث به حتمی بودن آنها اشاره شده است، بقیة نشانه‏های ظهور همگی از امور موقوفه به شمار می‏روند، چنانکه بزرگانی مانند شیخ مفید، شیخ صدوق و شیخ طوسی بدان تصریح کرده‏اند. بدین معنا که به جز نشانه‏های حتمی ظهور بقیة آنها بنا بر مشیت و ارادة الهی ممکن است دچار تغییر و تبدیل، تقدّم یا تأخّر شوند. به عبارت دیگر آنها از جمله امور لوح محو و اثبات به حساب می‏آیند و ممکن است با تغییر و تبدیل در شرایط آنها و عوض شدن علل رخ دادن آنها به گونة دیگری پدید آیند یا اصلاً رخ ندهند. البته بسیاری از رویدادهایی که در احادیث ما به آنها اشاره شده است تا کنون اتفاق افتاده‏اند و دچار بداء در اصل تحقّق خویش نشده‏اند. 
مثلاً اگر در حدیث به نزول بلایی (مشروط) اشاره شده باشد به واسطة توسل و استغفار مؤمنان و مسلمانان ممکن است در نزول آن تأخیر رخ دهد یا اصلاً چنین بلایی به جهت عظمت عمل صالح ایشان نازل نشود یا اینکه با برخی اعمال صالح یا ناصالح ظهور حضرت را دچار تعجیل یا تأخیر کنند. 
شاید بتوان علت بیان چنین اخباری را این دانست که اگر مسئله به این شکل تبیین نمی‏شد، مؤمنان هم از احتمال حدوث آن حادثه باخبر نمی‏شدند و بدان مبتلا می‏گشتند امّا پس از صدور حدیث از ناحیة معصوم(ع) و آگاه شدن مؤمنان و مسلمانان از آن، با دعا و توسل و استغفار از پدید آمدن چنان حادثة ناگواری ممانعت به عمل آورند یا سبب حدوث اتفاقی خوشایند شوند. البته فراموش نکنیم که عکس این مطلب هم کاملاً صادق است به این معنا که شخص معصوم(ع) با اعلام نزول بلا و علّت آن، حجت را بر مردم تمام می‏کنند که شما با وجود آنکه می‏توانستید، آن بلا را از خویش دفع نکردید یا فلان خیر را به سوی خویش جلب ننمودید و از همین روست که روایت شده است: خداوند متعال، به چیزی مثل بداء عبادت نشده است.13 

2. علایم ظهور و امور حتمی 
پنج مورد از نشانه‏های ظهور در بسیاری از روایات که از حدّ تواتر گذشته است؛ از جمله نشانه‏های حتمی ظهور برشمرده شده‏اند: 

1- خروج سیّد خراسانی و2- یمانی3- ندای آسمانی مبنی بر حقّانیت حضرت مهدی(ع)4- شهادت نفس 5- فرو رفتن سپاهیان سفیانی در منطقة بیداء (بیابان بین مدینه و مکّه).14 
این نشانه‏های پنج‌گانه را احادیث از علایم حتمی شمرده و هیچ‏گونه احتمال بدایی در مورد تحقّق آنها نداده‏اند وگرنه خلاف حتمی بودن آنها می‏شد. این نشانه‏ها شدیداً با مسئلة ظهور ارتباط داشته و همگی مقارن ظهور رخ خواهند داد ان‏شاءالله. بزرگوارانی چون مرحوم آیت‏الله خویی در پاسخ به نویسندة کتاب سفیانی و علامات ظهور15، علّامه سیّد جعفر مرتضی عاملی، در کتاب خویش و شیخ طوسی، در غیبت خویش16 نسبت به این موضوع تصریح و اذعان کرده‏اند که: 

هر چند بنابر تغییر مصلحت‌ها با تغییر شروط اخباری که به حوادث آینده می‏پردازند، ممکن است دچار تغییر و تبدیل شوند؛ جز آنکه روایت تصریح کرده باشد که وقوع آن جریان حتمی است که (با توجه به اعتماد ما به معصومین(ع)) ما هم یقین به حدوث آنها در آینده پیدا می‏کنیم و قاطعانه می‏گوییم در آینده چنین خواهد شد.17 

اشکال اساسی که به این نظر گرفته می‏شود؛ متکی به حدیثی است که نعمانی در کتاب خویش آورده است که: ابوهاشم داوود بن قاسم جعفری گفته است: نزد امام جواد(ع) بودیم و صحبت از حتمی بودن آمدن سفیانی شد، از آن حضرت پرسیدم: آیا در مورد امور حتمی هم بداء رخ می‏دهد؟ فرمودند: آری. گفتم: می‏ترسم در مورد خود حضرت مهدی(ع) بداء رخ دهد. حضرت فرمودند: 
ظهور حضرت مهدی(ع) وعدة الهی است و خداوند خلف وعده نمی‏کند.18 

علّامه مجلسی، هم در بحارالانوار پس از نقل این حدیث این توضیح را اضافه کرده‏اند که: 
شاید محتوم، معانی مختلفی داشته باشد که با توجه به اختلاف در تعاریف ممکن است در مورد برخی از آنها بداء رخ بدهد. مضاف بر اینکه شاید منظور از بداء در مورد خصوصیات آن حادثة محتوم و حتمی باشد و نه اصل تحقّق آن، که مثلاً پیش از زوال حکومت بنی‏عباس سفیانی جنبش‌های خویش را آغاز می‌کند.19 

این فرضیه چندان قابل قبول نیست؛ زیرا در صورت پذیرفتن آن، چه فرقی بین حتمی و غیر حتمی خواهد بود؟ مضاف بر اینکه روایت مورد بحث ما از حیث سند، ضعیف است.20 در ضمن نمی‏توان از آن همه حدیث و روایتی که به شدت بر حتمی بودن این پنج نشانه و امتناع احتمال رخ دادن بداء در آنها تأکید می‏کنند، چشم‏پوشی کرد و به احادیث انگشت‏شماری از این دسته تمسک نمود؛ چون ممکن است در شرایط خاصی (به فرض قوت و اعتبار سندی آنها) معصوم(ع) مجبور شده باشند از روی تقیه، چنین سخنی بگویند. 

عبدالملک بن اعین گوید: به امام باقر(ع) در مورد حضرت مهدی(ع) گفتم: می‏ترسم که زود بیایند و سفیانی نباشد. حضرت فرمودند: والله نه. سفیانی از حتمیاتی است که حتماً خواهد آمد.21 
امور یا موقوفه‏اند یا حتمیه که سفیانی از دستة حتمیاتی است که حتماً خواهد بود.22 

یا امام صادق(ع) فرمودند: از حتمیاتی که پیش از قیام حضرت مهدی(ع) خواهند بود اینهاست: شورش سفیانی، فرو رفتن در بیداء، شهادت نفس زکیّه و منادی که از آسمان ندا در دهد.23 
حمران بن اعین از امام باقر(ع) راجع به آیة: 
ثمّ قضی اجلاً و اجلٌ مسمّی عنده؛24 
می‏پرسد. حضرت می‏فرمایند: 
دو اجل وجود دارد: محتوم و موقوف. 

- محتوم چیست؟ 
- جز آن نخواهد شد. 
- و موقوف؟ 
- مشیت الهی در رابطة آن جاری می‏شود. 
- امیدوارم که سفیانی جزء موقوف‌ها باشد. 
- والله که نه و از محتومات است. 25 

3. بداء و قیام حضرت مهدی(ع) 
ظهور حضرت حجت(ع) از اموری است که در اسلام نسبت به آنها به شدت تأکید شده و در حتمیت آن ذره‏ای شک و شبهه وجود ندارد. پیش از این گفتیم که در آیاتی نظیر آیة 55 سورة نور، خداوند متعال به مؤمنان وعده داده است که فرمانروای زمین گردند و بر آن سیطره یابند که چنین واقعه‏ای در تمام طول تاریخ تا کنون اتفاق نیفتاده است و از آنجا که « ان الله لا یخلف المعیاد»26 و خداوند در وعدة خویش تخلف نمی‏کند، در آینده‏ای دور یا نزدیک حتماً چنین اتفاقی خواهد افتاد. ان‌شاء‌الله. 
علاوه بر اینکه در موارد بسیاری رسول مکرم اسلام(ص) و معصومین(ع) شدیداً تأکید نموده‏اند که: 
حتی اگر از عمر هستی بیش از یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن قدر این روز را طولانی می‏کند که حضرت مهدی(ع) ظهور کرده و جهان را مملو از قسط و عدل گردانند.27 
  علا یم ظهور حضرت مهدی(ع)
امیرالمو منین (ع) به صعصعه بن صو حان : فر مودند مطالبی که می گویم به خاطر بسپارید و بدان که علائم خروج دجال به شرح زیر است : 
1. مردم نماز را تر ک می کنند و در میان مردم می میرد 
2. امانت ها را ضایع می کنند 
3. دروغ کفتن را حلال می شمارند 
4. ربا خوردن یکی از کارهای معمولی جامعه می شود 
5. رشوه خواری در میان مردم رواج پیدا می کند 
6. ساختمانها را محکم می سازند 
7. دین را به دنیا می فرو شند 
8. نا بخردان و مردم کم عقل بر کارها می کمارند 
9. زنان را در کارهای اجتماعی و شخصی طرف مشورت قرار می دهند
10. قطع صله ارحام می کنند 
11. در کارها ی زندگی از هوی و هوس پیروی می کنند 
12. در کشتار و خون ریزی بی باکهستند 
13. بر د بر باری و حلم را به حساب ضعف و نا توانی می گذارند .
14. ظلم وبیداد گری را مایه مباحات و فخر قرار می دهند .
15. زمامداران در ان زمان از فا سقان و فاجران ( گناهکاران) اند 
16. وزیران دو لتها ستمگران جامعه هستند .
17. عارفان و مدعیان مقام تهذیب نفس وتقوا خیانتکارانند 
18. قاریان قران از افراد فاسق هستند .
19. شهادت دادن ب راساس زور به وجود می اید . 
20. گناهان علنی شده حیاء و شرم از میان بر داشته می شود .
21. بهتان بر خلاف واقع کوئی نسبت به مردم رایج می شود 
22. سر کشی و طغیان علنی می شود 
23. مساجد از لحاظ ساختمان مزین می سازند 
24. قران را با چاپ های زرین و جلد های زر کوب در اختیار مر دم قرار دهند 
25. مناره های مساجد را بسیار مر تفع می سازند 
26. اشرار و مردم دور از خدا و معنویت در جامعه محترم هستند 
27. مر دم در راه باطل و تقویت و پشتیبانی از اشرار صفوف فشرده خواهند داشت 
28. در کارهای فردی و اجتماعی هواهای نفسانی مختلف است و هر دسته یک راه برای خود انتخاب می کنند 
29. پیمان شکنی رایج می شود وو عده الهی نزدیک می گردد
30. زنان با مردان به جهت حرص به دنیا در کارها تجارت شرکت می کنند 
31. صدای فساق بر خیزد و به ندای آنها گو ش فرا داده شود 
32. زعیم و حاکم بر آن مردم رذل ترین افراد جامعه است. 
33. مردم از بد کاران و فاسقان می تر سند .
34. دروغگویان از طرف مردم به عنوان راستگویان تا یید می شوند .
35. خیا نتکاران به عنوان امین مردم و پر چمدار امانت معرفی می شوند 
36. هنر پیشه های آ وازه خوان تر بیت می شوند .
37. مر دم گذشتگان را لعنت می کنند.
38. زنها سوار زینها می شوند .
39. مردان از نظر لباس و چهره شباهت به زنها پیدا می کنندو نیز زنان شبیه به مر دها می شوند. 
40. بی انکه از افراد شهادت بخوا هند برای خوشایند اهل دنیا خود را بعوان شاهد معرفی می کنند.
41. احکام و علوم دین را برای دنیا می آ مو رند و اعمال دنیوی را بر کارها ی به آخرت تر جیح می دهند بردل های گرگ صفتشان جامه ی میش می پوشند و قلبهای انها آ کنده از کثا فت است به طوری که از هر مرداری گندیده تر است. 



4. تعیین زمان ظهور حضرت مهدی(ع) 
بسیاری از روایات، ما را از توقیت (مشخص کردن زمان ظهور) یا تعیین محدودة زمانی برای ظهور حضرت به شدت نهی کرده‏اند و شیعیان را امر کرده‏اند که هر که را چنین کرد تکذیب کنند و دروغ‌گو بشمارند؛ زیرا این مطلب در زمرة اسرار الهی است و کسی آن را نمی‏داند؛ امام صادق(ع) به محمدبن مسلم فرمودند: 
محمد! اگر کسی وقتی از جانب ما برای ظهور حضرت مهدی(ع) نقل کرد، از تکذیب کردن او نترس! چرا که ما برای احدی تعیین وقت نمی‏کنیم.28 

وقتی فضیل از امام باقر(ع) می‏پرسد که آیا این مسئله وقت مشخص دارد؟ حضرت سه مرتبه می‏فرمایند: «آنها که وقت تعیین می‏کنند دروغ می‏گویند».29 یکی از یاران امام ششم(ع) به ایشان عرضه می‏دارد: این مسئله‏ای که چشم انتظارش هستیم کی خواهد آمد؟ حضرت می‏فرمایند: 
ای مهزم! آنها که وقت تعیین کنند دروغ می‏گویند، آنها که عجله کنند هلاک می‏شوند و آنها که تسلیم امر خداوند باشند نجات می‏یابند و به سوی ما باز می‏گردند.30 

آنگونه که از احادیث برمی‏آید، ظهور حضرت حجت(ص) از جمله اموری است که خداوند متعال آن را از مردم پنهان نموده است و هر زمان که خداوند تبارک و تعالی اراده کنند و شرایط و علل فراهم و مناسب باشد؛ زمین را از برکات وجودی آن امام همام(ع) بهره‏مند خواهند نمود. 

البته نهی از تعیین وقت، شامل نشانه‏های حتمی ظهور نمی‏شود؛ چرا که خود معصومین(ع) در این موارد به فاصلة زمانی میان حدوث آن نشانة حتمی و ظهور حضرت اشاره کرده‏اند که مثلاً از ابتدای شورش‌ سفیانی تا قیام حضرت بیش از 9 ماه طول نخواهد کشید یا مثلاً 15 روز پس از شهادت نفس‌زکیّه حضرت در مکه ظهور می‏کنند. ولیکن دیگر نشانه‏ها حداکثر به این اشاره می‏کنند که ظهور آن وجود مقدس نزدیک شده است و نه بیش از این. چنانکه دیدیم برخی از نشانه‏های ظهور قرن‌هاست که اتفاق افتاده‏اند و گذشته‏اند و هنوز ظهور رخ نداده است. که البته به جهت ایجاد امید در دل شیعیان مبنی بر نزدیک شدن ظهور معصوم(ع) از آن به عنوان نشانة قیام حضرت صاحب(ع) یاد کرده‏اند. 

ضمناً اگر بنا بود زمان ظهور مشخص شود و همگان بدانند که ایشان بناست چه زمانی قیام جهانی خویش را آغاز کنند؛ ستمگران و ظالمان تمام عِدّه و عُدّه خویش را برای آن روز مهیا و آماده می‏کردند ـ که به خیال خام و واهی خود ـ آن نور الهی را خاموش کنند و نگذارند عدالت را در جهان گسترش دهند و مؤمنان و مستضعفانی هم که قرن‌ها با حدوث این حادثة عظیم و بزرگ فاصله داشتند مبتلا به یأس و کسالت و خمودی می‏شدند حال آنکه قرن‌هاست بسیاری در انتظار آن یار غایب از نظر، دیده‏ها را خون‌بار کرده و هر صبح و شام دست دعا به تعجیل در فرج ایشان برداشته‏اند و امید دارند که در زمرة یاران و یاوران ایشان باشند. مشخص نبودن زمان ظهور خواب از چشم‏های ستمگران ربوده و هر صبح و شام از این هراسناکند که شاید آن عزیز مقتدر امروز ظهور کند و پایه‏های حکومت شیطانی‏شان را درهم شکند. 

به امید آنکه آن روز را ببینیم و از یاوران حضرتش باشیم. ان‏شاءالله. 

پی‏نوشت‏ها : 
1. سورة رعد(13)، آیة 39. 
2 . سورة زمر(39)، آیة 48. 
3 . سورة یوسف(12)، آیة 35. 
4 . سورة نساء (4)، آیة 35. 
5 . سورة آل‏عمران (3)، آیة 5. 
6 . سورة زمر(39)، آیة 48. 
7 . سورة رعد(13)، آیة 11. 
8 . سورة بروج(85)، آیات 21 و 22. 
9 . سورة رعد(13)، آیة 39. 
10. سورة انعام(6)، آیة 2. 
11. نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، ص204؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج52، ص249. 
12. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص202. 
13. کلینی، اصول کافی، ج 1، باب البدأ، ح 1 و صدوق، محمد بن علی بن حسین، التوحید، باب 54، ح 2. 
14. صدوق، محمد بن علی بن حسین، کمال‏الدین، ج2، ص650، طوسی، محمد بن حسن، الغیبة ص267، نعمانی، همان، صص169 و 172؛ مجلسی، محمد باقر، همان؛ ج52، ص204، طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، ص426؛صافی گلپایگانی، لطف‌الله، منتخب‏الاثر، صص439 و 455. 
15. فقیه، محمد، السفیانی و علامات الظهور، ص102. 
16. عاملی، جعفر مرتضی، دراسته فی‏علامات الظهور، ص60. 
17. طوسی، محمد بن حسن، همان، ص265. 
18. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص205، مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص250. 
19. مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص251. 
20. رک: فقیه، محمد، همان، ص102. 
21. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص203؛ مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص249. 
22. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص204؛ مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص249. 
23. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص176، صافی گلپایگانی، لطف‌الله، همان، ص455. 
24. سورة انعام، آیة 2. 
25. مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص249. 
26. سورة آل عمران(3)، آیة 9. 
27. رک: شیخ مفید، الارشاد، ج2، ص340، طبرسی، فضل بن حسن، همان، ص401، مجلسی، محمد باقر، همان، ج51، ص133. 
28. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص195، طوسی، محمد بن حسن، همان، ص262؛ آل سید حیدر، مصطفی، بشارةالاسلام، ص298، مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص104. 
29. طوسی، محمد بن حسن، همان، ص262؛ مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص103؛ صافی گلپایگانی، لطف‌الله، همان، ص463. 
30. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص198؛ طوسی، محمد بن حسن، همان، ص262؛ مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص104؛ آل سید حیدر، مصطفی، همان، ص299؛ صافی گلپایگانی، لطف‌الله، همان، ص463.

 












 
 
میلاد شهادت
نویسنده : ابوالحسن اصفهانی - ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳
 

اعیاد شعبانیه
  سالروز ولادت سرور آزادگان امام حسین (ع)
وحضرت ابو الفضل و امام زین العا بدین را به شما تبریک و تهنیت عر ض می کنم 

                            میلاد شهادت
ای حسین (ع) ای پاسدار دین ...
ای حامی شرف ، ای خون خدا در رگ زمان 
 تو ، میلادی در شهادت و شهادتی در میلاد بودی ....
سوم شعبان ، میلاد شهادت بود ..... 
حسین جان :
ای سلاله پا کان ای عصاره قرآن 
دیده شیعیان روشن که در طلوع ماه شعبان ، خورشید جمالت رابه نظاره می ایستند ...
ای حسین ای قا فله سا لار عشق 
معنوییت و توجه به خدا ، نیایش های شبانه ، علم و دانش و بصیرت ، ادب و حسن خلق ، ایثار و سخا وت و مهر و وفا و شهادت را تو بهترین آ مو زگاری ..
و چه سعا دتمندیم ما ، که جان ورو ح وکاممان ، با نام مبارک شما 
عجین گشته است... 
گرامی باد میلاد این مولود ، که هم ولا دتش ، برکت آ فرین است ، هم زندگیش حیاتبخش است و هم شهادتش حماسه آ فرین و شور گستر. .......                                          
  السلام علیک یا ابا عبد الله



                             گریه هنگام تولد امام حسین (ع)

حضرت صفیه دختر عبدالمطلب علیهماالسلام فرمود: من قابله حضرت امام حسین (ع ) بود. وقتى که آن حضرت متولد شد، حضرت رسول (ص ) فرمود: اى عمه فرزندم را بیاور ببینم .
گفتم : یا رسول الله هنوز آن را پاکیزه نکرده ام .
حضرت فرمود: تو آن را پاکیزه کنى ؟! خدا آن را پاکیزه و مطهر خلق کرده .
وقتى که قنداقه حضرت امام حسین (ع ) را خدمت آن حضرت بردم ، قنداقه را در دامن گذاشت و زبان مبارک خود را در دهان حضرت امام حسین (ع ) نهاد، آنحضرت چنان مى مکید که گویا شیر و عسل از زبان آن حضرت بدهان آقازاده میآید.
بعد پیشانى و میان دو دیده او را بوسیده و قنداقه حضرت را بمن داد، در این هنگام صداى گریه حضرت بلند شد و سه مرتبه فرمود: خدالعنت کند گروهى را که تو را شهید مى کنند.
گفتم : پدر و مادرم فداى شما شوند، چه کسى او را خواهد کشت ؟! فرمود: باقى مانده جمعى از ظالمان و ستمگران بنى امیه . ایکه چشم ملک العرش براى تو گریست
در فلک عیسى مریم به عزاى تو گریست
چون على چشم خدا بود برایت گریان
میتوان گفت براى تو خداى تو گریست
آدم بوالبشر از بهر تو شد نوحه سرا
چونکه بشنید ز جبریل رثاى تو گریست
بسکه جانسوز بود واقعه کرببلات
آب آتش شد و آتش به هواى تو گریست
تا سرت را به بسر نیزه اعداد دیدند
آسمان نعره زد و چرخ به پاى تو گریست
چه مگر دید در آن روز امام سجّاد
که چهل سال پس از کرببلاى تو گریست
بیشتر از همه کس اى پسر خون خدا
پسرت مهدى موعود براى تو گریست 


                                   داستان فطرس ملک 
وقتى که حضرت سیدالشهداء (ع ) متولد شد، خداوند تبارک و تعالى حضرت جبرئیل (ع ) را با هزار ملک بر پیغمبر (ص ) نازل فرمود که به پیغمبر(ص ) تهنیت گوید.
همینطورى که حضرت جبرئیل (ع ) بر پیغمبر (ص ) نازل مى شد گذرش به جزیزه اى که فطرس یکى از ملک مقرب که از حاملان عرش الهى بود که بر اثر اشتباهى که از او سرزده بود و در آن جزیزه زندان شده بود و بالش ‍ شکسته بود و به عذاب گرفتار بود و در بعضى روایات بمژه هاى چشمش ‍ معلق و آویزان بود و از زیر او دود بدبویى مى آمد افتاد.
فطرس وقتى که جبرئیل (ع ) را با ملائکه ها دید، گفت : اى جبرئیل با این همه ملک کجا مى روى ؟! آیا خبرى شده ؟
حضرت جبرئیل (ع ) فرمود: خداوند متعال به حضرت محمد(ص ) نعمتى کرامت فرمود. و مرا فرستاده که از جانب خودش به او مبارک باد بگویم .
فطرس گفت : اى جبرئیل اگر مى شود مرا هم با خود ببرید شاید حضرت محمد(ص ) براى من دعا کند و من از این گرفتارى نجات پیدا کنم .
حضرت جبرئیل (بقول ما دلش سوخت و) فطرس را با خودش به محضر مقدس حضرت رسول الله (ص ) آورد. وقتى که خدمت حضرت رسید از طرف حق تعالى تنهیت گفت در ضمن سفارش حال فطرس را هم خدمت آن بزرگوار کرد.
حضرت فرمود: اى فطرس خودت را به این مولود مبارک بمال که انشاء الله حالت خوب مى شود. فطرس ، میگریست و خود را به قنداقه حضرت اباعبدالله (ع ) مالید، بمحض مالیدن متوجه شد پرشکسته اش خوب شد و خدا بخاطر حضرت امام حسین (ع ) توبه اش را قبول کرد.
خلاصه بالا رفت و چون به آسمان رسید گریه مى کرد و صدا مى زد: اى ملائکه ها من آزاد شده حسینم . کیست کسى مثل من که آزاد کرده حسین باشد، بعد برگشت ، و گفت : اى رسول خدا به همین نزدیکى هاى مى آید که این مولود را خواهند کشت و روضه کربلا را براى پیغمبر (ص ) تعریف کرد، هم خودش و هم پیغمبر و هم تمام ملائکه ها گریه کردند و بعد گفت : یا رسول الله در مقابل این حقى که این مولود گردن من دارد من ضامن مى شوم که هر کس بزیارت این شهید غریب برود یا اشکى براى او بریزد چه از راه دور و نزدیک آن سلام و گریه را به حضرتش ابلاغ کنم ... اشکم ز هجر روى تو خوناب شد حسین
مویم ز غصّه رشته مهتاب شد حسین
هر جا کنار آب نشستم زداغ تو
از بسکه سوختم جگرم آب شد حسین
جانسوزتر ز داغ تو دیگر کسى ندید
خورشید هم ز داغ تو در تاب شد حسین
یادت که بود مونس جانم به روزها
شبها چراغ گوشه محراب شد حسین
باز آمدم به شام کنار رقیه ات
جائى که نور چشم تو در خواب شد حسین
تو غرق خون به خاک فتادى و تشنه کام


 
 
فاطمه س پیشگام در عبادت
نویسنده : ابوالحسن اصفهانی - ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱
 



          فا طمه (س) پیشگام در عبادت

                            عبادت و زهد زهرا علیها سلام

               تند یس عبا د ت فاطمه
عن الحسن البصرى مناقب، ج‏3: ص 341 . 
ما کان فى هذه الامة اعبد من فاطمة(س) کانت تقوم حتى تورم قدماها . 
1- ابن شهر آ شوب از حسن بصری نقل کرده که : در این امت ( اسلام) عا بد تر از فا طمه نیست .آ ن اندازه برای نماز بپا خاست که پا هایش ورم کرد .  
2- از امام حسن علیه السلام نقل شده که فرمود : در شب جمعه مادرم فا طمه را دیدم که مشغول عبادت و پیوسته در حال رکوع و سجود و قیام و قعود بود تا صیح طالع شد وزنان مومن و زنان مؤ من دعا می کرد و نا م انها را می برد .
امام فرمود ( به مادرم ) گفتم : مادر جان چرا برای خودت دعا نمی کنی و فقط برا ی دیگر مؤ منان دعا کردی ؟ فر مود : پسر کم اول همسایه سپس خانه . 
3- از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود : روزی رسول خدا به (منزل) فا طمه علیها السلام وارد شد . مشاهده کرد که او لباسی از پشم شتر به تن کرده و با دستش آ سیاب را می گرداند و پسرش را شیر می دهد رسول خدا( ص) چون این حالت را دید گریه کرد و فرمود : دخترکم ! تلخی دنیا به خاطر شیرنی و حلاوت آ خرت بچش . فا طمه عرض کرد : حمد خدا در مقابل نعمتهایش و سپاس در مقابل عطایش پس این آ یه نازل شد : (وَ لَسُوفَ یُعطیکَ رَبُّکَ فَتَرضی) « و به زودی پر وردگارت عطا کند تو را پسخو شنود شوی » 
4- روایت شده که رسول خدا سفرش را از خانه فا طمه آغاز می کرد و پایان سفرش نیز به فا طمه منتهی می شد، زمانی فاطمه زهرا علیها سلام برای با زگشت پدر و همسرش پر دهای از پارچه خیبری مهیّا کرد ( وبه در آ ویخت ) هنگامی که رسول خدا از سفر با زگشت و آن را دید توقف نفرمود و گذشت و آ ثار خشم در چهره اش ظاهر شد تا انیکه آ مد و در مسجد نز دیک منبر نشست ، فا طمه زهرا پرده ا با ز کرد گردنبند و گوشواره ها و دو النگوی خود را نیز بیرون آورد و روی آ ن گذاشت و فرستاده به محضر پیا مبر که در راه خدا مصرف کند .  
چون خدمت پیامبر آ ور دند آ ن حضرت سه مرتبه فر مود: 
همانا انجام داد( آنچه را می یابد انجام می داد ) پدرش فدایش باد  
سپس فقر مود : آل محمد را با دنیا چه کار ؟ زیرا ایشان برای آ خرت آ فرید ه شده اند و دنیا برای ایشان آ فریده شده است.
                      5- حدیث عبادت حضرت زهرا(س)
قصه نیایش حضرت زهرا(س) در آینه عبارت نگنجد. در این بخش چند حدیث زیبا از زبان حضرات معصومین(ع) در ترسم سیماى عبادى حضرت فاطمه(س) به خوانندگان گرامى تقدیم مى‏شود 
                                    6- فروغ فرشتگان
سالت عن اباعبدالله(ع) عن فاطمة لم سمیت الزهرا؟ فقال: لانها کانت اذا قامت فى محرابها و هو نورها لاهل السماء کما تزهر - تزهو - نورالکواکب لاهل الارضعلل الشرایع، ج 1: ص215. 
راوى مى‏گوید : 
از حضرت صادق(ع) علت نامگذارى حضرت فاطمه(س) را به - زهرا - پرسیدم. فرمود: چون وقتى که در محراب عبادتش به نماز مى‏ایستاد فروغ نورش براى ساکنان آسمان مى‏درخشید همانگونه که نور ستارگان آسمان براى زمینیان مى‏درخشد.

                          7 - دلداده حق
سمیت فاطمة بالبتول لانقطاعها الى عبادة الله تعالى مستدرک عوالم، ج 1: ص 80-81 
حضرت فاطمه(س) به این جهت «بتول‏» نامیده شد که از همه بریده و دل به خدا بسته بود 
                                  8  -نیاز نماز  

کانت فاطمة(س) تنهج فی صلاتها من خوف الله تعالی ارشاد القلوب: 105. 
حضرت فاطمه(س) در نمازش از ترس خدا نفس نفس می‏زد و - گریه در گلویش می‏شکست. - 
                             9 -   قدرشناس قدر
   
و کانت فاطمة(س) لا تدع احدا من اهلها ینام تلک اللیلة - لیلة القدر - و تداویهم بقلة الطعام‏و تتاهب لها من النهار و تقول: محروم من حرم خیرها 
دعائم الاسلام، ج 1: 282  
حضرت علی(ع) فرمود: 
فاطمه(س) نمی‏گذاشت کسی از اهل خانه در شبهای قدر به خواب رود به آنان غذای کم می‏داد و از روز قبل برای احیای شب قدر آماده می‏شد و می‏فرمود: محروم کسی است که از برکات این شب محروم باشد. 
                                  10 -   نثار و ایثار
قال موسی بن‏جعفر(ع)  
کانت فاطمة(س) اذا دعت تدعوا للمؤمنین و المؤمنات و لا تدعوا لنفسها فقیل لها یا بنت رسول الله(ص) انک تدعین للناس و لا تدعین لنفسک فقالت: الجار ثم الدار. علل الشرایع، ج 1:216 
حضرت موسی بن‏جعفر از پدرانش نقل می‏کند: هرگاه حضرت فاطمه(س) دعا می‏کرد برای زنان و مردان مؤمن دعا می‏کرد و برای خود دعا نمی‏کرد، به او گفته شد: چرا شما برای مردم دعا می‏کنید اما برای خودتان دعا نمی‏کنید؟ فرمود: اول همسایه آنگاه خانه . 

                                  11-  وقت دعا

عن فاطمة(س) قالت: سمعت النبی(ص) یقول: ان فی الجمعة لساعة لا یراقبها رجل مسلم یسال الله عز و جل فیها خیرا الا اعطاه ... و قال هی اذا تدلی نصف عین الشمس للغروب ... و کانت فاطمة(س) تقول لغلامها:  
اصعد علی الضراب - الظراب - فاذا رایت عین الشمس قد تدلی للغروب فاعلمنی حتی ادعو. معانی الاخبار:399 
حضرت فاطمه(س) گوید: شنیدم پیامبر(ص) فرمود: غروب روز جمعه ساعتی است که هر کس آن را مراقبت کند و در آن لحظه دعا کند دعایش مستجاب شود. - حضرت زهرا - برای درک آن ساعت - به خدمتکارش می‏گفت: بر فراز بلندی برو و هر گاه دیدی نیمه خورشید غروب نمود مرا خبر کن تا دعا کنم.  
                                     12-دو رکعت نماز

قال ابوعبدالله الصادق(ع):  
 
کان لامی فاطمة صلاة تصلیها علمها جبرئیل، رکعتان تقرء فی الاولی: الحمد مرة و: انا انزلناه فی لیلة القدر، ماة مرة و فی الثانیة: الحمد مرة و ماة مرة: قل هو الله احد، فاذا سلمت‏سبحت تسبیح الطاهرة علیها السلام. جمال الاسبوع:173

امام صادق(ع) فرمود:  
مادرم فاطمه(س) همواره دو رکعت نماز را می‏خواند که جبرئیل به او آموخته بود، در رکعت اول آن پس از حمد صد بار سوره قدر و در رکعت دوم پس از حمد صد بار سوره توحید را می‏خوانی، و پس از سلام نماز تسبیحات حضرتش را نیز می‏گویی. 
                                     13-هدیه بی‏نظیر  
ان علی بن‏ابیطالب(ع) امر فاطمة(س) تستخدم رسول الله(ص) فقالت: یا رسول الله انه قد شق علی الرحی - و ارته اثرا فی یدیها من اثر الرحی - فسالته ان یخدمها خادما، فقال: اولا اعلمک خیرا من الدنیا و ما فیها؟ اذا آویت الی فراشک فکبری اربعا و ثلاثین تکبیرة و ثلاثا و ثلاثین تحمیدة و ثلاثا و ثلاثین تسبیحة 
کنزالعمال 2:57 
امیرالمؤمنین(ع) به حضرت زهرا گفت تا برود و از پیامبر خادمی بخواهد، او نیز رفت و ضمن نشان دادن پینه‏های دستش گفت: آسیاب کردن مرا به زحمت انداخته است و آنگاه درخواست‏خادمی کرد. پیامبر در پاسخ فرمود: آیا نمی‏خواهی - به جای خادم - هدیه‏ای به تو دهم که از همه دنیا ارزشمندتر باشد؟ هنگامی که برای خواب آماده شدی سی و چهار بار «الله‏اکبر» و سی و سه بار «الحمدلله‏» و سی و سه بار «سبحان الله‏» بگو. 
                                      14-تسبیح تربت  
ان فاطمة بنت رسول الله کانت مسبحتها من خیوط صوف مفتل معقود علیه عدد التکبیرات فکانت علیهاالسلام تدیرها بیدها تکبر و تسبح الی ان قتل حمزة بن‏عبدالمطلب فاستعملت تربته و عملت التسابیح فاستعملها الناس. وسائل الشیعه، ج 4:1033  
امام صادق(ع) فرمود:  
تسبیح حضرت فاطمه(ع) نخی بود که بر آن به تعداد تکبیرات - 34 عدد گره زده بود و آن را در دستش می‏چرخانید و تکبیر و تسبیح می‏گفت تا وقتی که حمزه شهید شد تسبیحی از تربت او ساخت. و از آن پس ساختن تسبیح در میان مردم رواج یافت
                                        15-نورى از خانه
برخى از روایات نشان مى دهند که گاهى مردم مدینه در حین عبور نیمه شب از در خانه حضرت زهرا علیهاالسلام نورى از خانه او متجلى و ساطع مى دیدند، از پیامبر صلى الله علیه و آله علت را مى پرسیدند و فاطمه علیهاالسلام را در محراب عبادت مى یافتند و هم رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: به هنگامى که فاطمه علیهاالسلام در محراب عبادت است ، هزاران فرشته بر او درود مى فرستند و او را سیده زنان عالم خطاب مى کنند...او اهل سجده هاى طولانى و قیام و رکوع طولانى بود و خداى را با تمام وجودش عبادت مى کرد.(1)
                   16- طعام غیبى در سجده گاه زهرا (س)
 
امیرالمومنین علیه السلام روزى به خانه آمد، دید که فاطمه علیهاالسلام حسنین علیهاالسلام را مى خوابانید، ایشان به خواب نمى رفتند از شدت گرسنگى . فاطمه طاهره عرض کرد: یا اباالحسن ! برو قدرى طعام طلب کن که این کودکان از گرسنگى به خواب نمى روند.
امیرالمومنین علیه السلام نزد عبدالرحمن بن عوف رفت و از وى دینارى قرض خواست ، عبدالرحمن به خانه رفت و کیسه زرى بیرون آورد و عرض ‍ کرد: در این کیسه یکصد دینار است بگیر یا على ! و هرگز عوض آن را مده 
حضرت علیه السلام فرمودند: از تو قبول نکنم که از پیغمبر صلى الله علیه و آله شنیده ام : الید العلیا خیر من ید السفلى . یک دینار به من قرض بده و این حدیث را بشنو که عوض مى دهند و قرض را یکى هیجده عوض ‍ مى دهند
عبدالرحمن یک دینار به جناب امیر قرض داد، آن حضرت چون روانه شد، در راه مقداد را دید که بر کنار راه نشسته فرمود: اى مقداد! در این وقت اینجا چرا نشسته اى ؟
عرض کرد: از جهت ضرورتى 
فرمود: آن ضرورت چیست ؟
عرض کرد: چهار روز است که طعامى نیافته ام 
فرمود: بگیر این دینار را، تو از ما اولى ترى که چهار روز است طعام نیافته اى و ما سه روز است 
مقداد دینار را گرفت و حضرت وقت نماز شام بود روانه مسجد شد، به همراهى پیغمبر صلى الله علیه و آله فریضه را ادا نمود، چون فارغ شد جناب رسول اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: یا على ! امشب به خانه شما مى آیم و مهمان شما خواهم بود
جناب امیر عرض کرد: حبا و کرامة 
از پیش روانه شد و فاطمه زهرا علیهاالسلام را خبر کرد، فورا فاطمه زهرا به مصلى خود رفت و روى مبارک بر خاک نهاد و به ایزد پاک عرض کرد: خداوندا! به حق محمد و آل محمد که بر ما طعامى فرست 
هنوز فاطمه علیهاالسلام در سجده بود که بوى طعام به مشام وى رسید، سربرداشت کاسه بزرگى دید پر از طعام که بوى آن خوشبوتر از مشک بود، آن را برداشته و در خدمت پدر بزرگوار خود نهاد، حضرت فرمود: انى لک هذا الطعام ؟ عرض کرد: من عند الله ، ان الله یرزق من یشاء بغیر حساب 
پس حضرت امیر و فاطمه و حسنین از آن طعام تناول کردند. ناگاه سائلى بر درآمد، امیرالمومنین خواست او را از آن طعام بدهد حضرت رسول صلى الله علیه و آله نگذاشتند و فرمودند: یا على ! این ابلیس است خبر شده که ما از طعام بهشت مى خوریم آمده که با ما مشارکت کند. (2)
                      17-  تابش نور از چادر نماز زهرا(س)


امیرالمومنین علیه السلام از مرد یهودى مبلغى جو قرض گرفت ، یهودى عرض کرد: باید چیزى به رهن بگذارى ؟
آن حضرت چادر نماز زهرا علیهاالسلام را به رهن گذاشت و جو را گرفت و از آن سوى یهودى چادر را به خانه برد و در اتاقى جاى داد، نیمه شب زن یهودى براى حاجتى بدان اتاق رفت و نورى ساطع دید که شعشعه آن نور، چشم را خیره مى کرد، دوید و شوهر را آگهى داد، مرد یهودى آمد و این را دید، خاندان خویش را دعوت کرد، هشتاد تن یهود گرد آمدند، چون بدان نور نظاره کردند و بدانستند از چادر حضرت فاطمه علیهاالسلام است ، همگان اسلام آوردند و در بعضى روایات آمده که نام یهودى زید بود.
                           18 -شریک عبادت پروردگار  

حضرت زهرا علیهاالسلام آنقدر به عبادت پروردگارش علاقه مند و وابسته است که در شب اول زندگانى مشترکش با على علیه السلام او را به عبادت و نمازگزارى فرامى خواند و سه روز بعد از پیامبر از على علیه السلام مى پرسد که فاطمه چگونه همسرى است ، پاسخ مى دهد: نعم العون على طاعة الله ؛ 3 
او بسیار مددکار و یارى کننده به عبادت و طاعت خداوند است .
                      19-تفسیر حى على خیرالعمل

از امام صادق علیه السلام درباره معنى حى على خیرالعمل سوال شد فرمودند: همانا عمل خیر عبارت از نیکى و محبت نسبت به فاطمه و فرزندان اوست .
و در روایت دیگرى آمده است :
عمل خیر عبارت از ولایت فاطمه و اولاد اوست .

                                    20- عبادت در کودکى
یکى از محورهاى اساسى که حضرت زهرا علیهاالسلام بدان توجه و تاکید داشتند بعد پرستش و گرایش فرزندان به انجام تکلیف عبادى و الهى بود. آن حضرت شوق بندگى و خضوع در برابر معبود را از همان دوران کودکى در جان فرزندان خود تقویت نموده و آنان را چنان تربیت کرد که بهترین کارها را عبادت خداوند دانسته و از آن بالاترین لذتها را مى بردند.
دخت گرامى رسول اکرم صلى الله علیه و آله بر این مطلب تاکید داشت که بچه ها را از کوچکى به انجام عبادت فرا خواند و آنان را به خدا پیوند دهد و بذر محبت و ارتباط با معبود را درکام آنان بیفشاند تا انجام تکلیف براى آنان نه تنها رنج و مشقتى نداشته باشد بلکه با شوق و اشتیاق به استقبال آن بروند.
بر این اساس فاطمه علیهاالسلام فرزندان خود را حتى به شب زنده دارى عادت میدادند. البته او شیوه تربیت را به خوبى مى دانست و به گونه اى برخورد مى کرد که در حد توان و استعداد فرزندان باشد
                                  21-کار منزل و عبادت


حضرت فاطمه علیهاالسلام در خانه على علیه السلام بچه دارى مى کند و آب مى کشد و آسیاب مى نماید و غذا درست مى کند و زحمات زیادى را به تنهایى تحمل مى کند، ولى عبادت و شب زنده دارى و در محراب مخصوص خودش راز و نیاز و دعا براى مومنین و پیروزى اسلام و سرفرازى مسلمین را هم فراموش نمى کند، سرور زنان عالم با آن که در منزل خسته و رنجور مى شود، ولى وقتى که على علیه السلام به خانه مى آید، آن چنان چهره بشاش و شادابى دارد که وقتى چشم مبارکش به چهره زیبا و نورانى زهرا علیهاالسلام مى افتد همه خستگى و ناملایمات و رنج هاى او برطرف مى شود و مثل این که على علیه السلام هیچ ناراحتى نداشته است . (4)
                                 22-تشویق فرزندان به عبادت
بسیار مى شد که با مناجات ها و گریه هاى شبانه مادر، بچه ها از خواب بیدار مى شدند. امام حسن علیه السلام مى گوید: در یک شب جمعه دیدم مادر در محراب عبادت ایستاده و تا طلوع صبح در رکوع و سجده بود و همه را دعا مى کرد. گفتم : مادرم ! چرا براى خود چیزى نخواستى ؟
گفت : پسرجانم ! اول همسایه بعد خودت. 
زهرا علیهاالسلام در هنگام غروب نمى گذاشت بچه ها بخوابند و اگر در خواب بودند آن ها را بیدار مى کرد که آن وقت ، وقت استجابت دعاست . و همچنین در شب هاى قدر آن ها را با غذاى سبک دادن بیدار نگاه مى داشت. 
او بچه ها را زیاد به یاد رسول الله صلى الله علیه و آله مى انداخت و به سفارش پدرش بچه ها را دسته گل مى دانست و آن ها را براى یاد گرفتن قرآن و دعا به نزدش مى فرستاد. (5(
                               23-  بیدار کردن کودکان براى عبادت


حضرت زهرا علیهاالسلام در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان کودکان خود را به بیدارى و نخفتن وادار مى کرد. ممکن است کسى تعجب کند که او چگونه بچه ها را به این کار که حتى براى اشخاص بزرگ هم زحمت دارد فرا مى خواند.
حضرت در روز بچه ها را مى خوابانید تا کاملا استراحت کنند و غذاى کمترى به آنان مى داد تا بدین گونه زمینه و موقعیت بهتر و مطلوب ترى از نظر جسمى و روحى براى شب زنده دارى داشته باشند. او به حدى در این کار جدى و قاطع بود که نمى گذاشت احدى از اهل خانه خوابش ببرد و مى فرمود: محروم است کسى که از برکات شب قدر محروم بماند.
گویا فاطمه علیهاالسلام مى خواهد از دوران کودکى در قلب پاک فرزندان خود جمال خدا را به تجلى ، و جان و زبانشان را به حلاوت و شیرینى عبادت آشنا کند و محبوب راستین را به آنان نشان دهد تا در جوانى جذب جلوه هاى دروغین نشود. این روش تربیتى فاطمه علیهاالسلام به عنوان یک سنت بسیار پسندیده و قابل اجرا در گفتار امامان معصوم علیهم السلام نیز به چشم مى خورد.
از جمله امام صادق علیه السلام فرمودند: زمانى که کودک به سن شش ‍ سالگى رسید او را به نماز و چنان چه تحمل گرفتن روزه را داشت ، او را به انجام آن وادار نمایید.
فصل سوم : خوف فاطمه زهرا علیهاالسلام از خداوند

                              24- شب زنده دارى فاطمه


حسن مثنى ، حضرت امام حسن علیه السلام ، نزد عموى خویش ، حضرت امام حسین علیه السلام براى خواستگارى یکى از دخترانش (فاطمه یا سکینه ) آمد.
امام حسین علیه السلام به او فرمودند: فاطمه را براى تو اختیار مى کنم ، زیرا شباهت بیشترى به مادرم فاطمه ، دختر رسول خدا صلى الله علیه و آله دارد. او در دیانت ، تمام شب را بیدار بوده و روز را روزه مى گیرد و در شکل و جمال شبیه حورالعین است . و اما سکینه ، استغراق با خدا بر او غلبه داشته و شایسته نیست که با مردى ازدواج کند. (6)
                          25-مواظبت بر نماز شب در کودکى

حضرت فاطمه علیهاالسلام انس با کسى نمى گرفت جز حضرت رسول صلى الله علیه و آله شب و روز خود را به مراحم آن بزرگوار مشغول مى نمود، حتى در روز روزها و قیام لیالى مراقبت و مواظبت فوق العاده مى کرد و بر عبادات و طاعات اقبال و اهتمام چنان مى نمود که زنان زمانش ‍ متحیر بودند که فاطمه با این کمى سن چگونه تحمل مشقت هاى زیاد صعبه که خارج از عادت بشر است مى نماید.
                                       26-  تهجد زهرا(س )

جمیع بن عمیر از عمه اش روایت کرده که گفت:  
از عایشه پرسیدم : چه کسى نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله محبوب تر از همه بود؟
عایشه گفت : فاطمه. 
گفتم : من درباره مردان سوال کردم. 
گفت : شوهرش ، به خداوند سوگند، هیچ چیز مانع نمى شد از این که در روزها روزه دار، و در شب ها متهجد باشد و چیزى را بگوید که خداوند آن را دوست مى دارد و به آن راضى مى شود.
                                      27-نماز در شب زفاف

سوره الم سجده آیه 16 تتجافى جنوبهم عن المضاجع یدعون ربهم خوفا و طمعا و مما رزقنا هم ینفقون . 
یعنى شبها هنگامى که همه مردم در خواب خوشند از بستر خواب پهلو جدا نموده و بر پا براى عبادت ایستند و پروردگارشان را بخوانند و نماز کنند و از روى بیم از عذاب آخرت و امیدوارى به ثواب و تفضلات الهى در آن عالم و از آن چه ما به آن ها داده ایم از مال و سایر نعمت ها به دیگران بخشش بنمایند . 
این آیه در شب زفاف فاطمه علیهاالسلام نازل گردید، حضرت امیر علیه السلام مى فرماید: در شف زفاف زمانى نگذشت که فاطمه زهرا علیهاالسلام برخاست و چراغ را خاموش کرد از شدت حیا و حجاب ، اسماء گفت : چندان نور از جمال آن دو بزرگوار تابنده و درخشنده بود که خانه روشن و منور گردید، حضرت امیر فرمود: در دفعه اول چون بر رخساره زهرا نظر انداختم ، هیبتى در دل من قرار گرفت که گویى رسول خدا را دیدم و آن مخدره در حسن صورت و استقامت قامت و راه رفتن و سخن گفتن شبیه ترین مردم به پدر بزرگوارش بود، آن گاه اسماء گوید: حضرت امیر از فاطمه اذن خواسته تا به جهت اداى شکر نعمت پروردگار به نماز و ذکر و دعا مشغول شود، فاطمه زهرا اذن داد و خود نیز مشغول به نماز گردید و از براى احیاء آن شب آیه مذکور نازل گردید .
)                            28- میراث حضرت زهرا(س

حضرت زهرا علیهاالسلام شب ها را نماز مى خواند تا نزدیک طلوع آفتاب و دعا به مومنین و مومنان مى کرد ذریه او هم این میراث را داشته اند. (7 )
                            29-طلب حاجت در نماز شب

در روایتى آمده است : روزى حضرت زهرا علیهاالسلام از رسول خدا صلى الله علیه و آله تقاضاى انگشترى نمود، رسول خدا صلى الله علیه و آله این مربى بیدار و هشیار، براى آن که به دخترش درس همیشگى بدهد، در جواب این در خواست عادى او فرمود: نمى خواهى تو را به بهتر از انگشتر راهنمایى کنم ؟ آن گاه ادامه داد: امشب پس از نماز شب خواسته ات را از خدا بخواه ، ان شاء الله به آن خواهى رسید .
زهرا علیهاالسلام نیز همان گونه که پدر گفته بود، پس از نماز شب حاجتش ‍ را از خدا طلبید، به ناگاه هاتفى ندا سر داد: فاطمه آن چه از من خواستى اجابت شد، سجاده خود را کنار بزن  
 زهرا علیهاالسلام در دم ، سجاده را کنار زد، انگشترى گرانبها از یاقوت یافت ؛ بسیار مسرور گشته و در حالى که آن را به انگشت نموده بود خوابید. در رویا دید در بهشت است ، در مقابل سه قصر زیبا که در بهشت مانندش را ندیده بود. پرسید: این قصرهاى بى نظیر از آن کیست ؟ 
گفتند: از براى فاطمه دختر محمد صلى الله علیه و آله با خوشحالى داخل یکى از آن قصرها شد، در آنجا تختى را دید که تنها سه پایه داشت . با تعجب پرسید: پس پایه دیگر تخت چه شده ؟
گفتند: صاحبش در دنیا از خداوند انگشترى تقاضا نموده ، از این رو یکى از این پایه ها به صورت انگشترى براى او درآمده است.  
و این پایان خواب بود و شروع درسى بزرگتر براى زهرا علیهاالسلام از این رو صبح اول وقت خود را به پدررسانید و نگران و محزون خواب خود را تعریف کرد. رسول خدا صلى الله علیه و آله هوشیار و آگاه از قبل چنین صحنه اى را پیش بینى مى کرد و گویا منتظر دخترش بود، فرمود: دنیا براى شما نیست ، آن چه براى شماست سراى دیگر است ، و وعده گاه شما بهشت است ، دنیا فریبنده اى گذرا بیش نیست.  
آن گاه رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: فاطمه جان ! انگشتر را در زیر سجاده بگذار .
او نیز همین کار را کرد و همین که بر روى سجاده اش خوابش برد در رویا دید که داخل همان قصر در بهشت شده ، اما این بار تخت چهارپایه دارد. در حیرت بود که ندا رسید: صاحبش انگشترى را پس فرستاد و پایه هاى تختش هم کامل شد. زهرا از خوشحالى از خواب بیدار شد.(8 )
فصل پنجم : انس فاطمه زهرا علیهاالسلام با قرآن 


                             30-خواندن قرآن در خانه

فاطمه زهرا با قرآن مانوس بود .
سلمان مى گوید: رسول خدا صلى الله علیه و آله مرا براى کارى به خانه فاطمه فرستاد، به در خانه که رسیدم ، صداى زهرا را که در درون خانه قرآن مى خواند شنیدم . (9 )
                            31- قرآن خواندن زهرا(س ) 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله سلمان را نزد فاطمه علیهاالسلام فرستاد .
سلمان مى گوید: من بر درب خانه ایستاده و سلام کردم ، و شنیدم که فاطمه علیهاالسلام در داخل خانه مشغول تلاوت قرآن است و آسیا مى چرخید، در حالى که کسى در آن جا نبود...و سلمان - رحمة الله علیه - در آخر روایت مى گوید :
وقتى این مطالب را به عرض رسول خدا صلى الله علیه و آله رسانیدم ، وى تبسمى کرده فرمود: اى سلمان ! همانا خداوند متعال قلب و جوارح دخترم فاطمه را از ایمان مملو نموده است ، لذا وى بدون دغدغه مشغول عبادت پروردگار مى باشد، پس خداوند ملکى به نام زوقابیل را مامور نموده تا آسیا را بگرداند و خداوند کارهاى دنیا و آخرت فاطمه را عهده دار شده و او را کفایت مى نماید. (10)
 
 
                             32-    حجله عبادت   
حضرت على علیه السلام در شب ازدواج ، همسرش را نگران دید و علت آن را پرسید حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود :
- در پیرامون حال و وضع خود اندیشیدم و پایان عمر و منزلگاه قبر را به یاد آوردم و انتقال - از خانه پدر - به منزل خودم ، مرا به یاد ورود به قبرم انداخت ! تو را به خدا بیا تا در آغاز زندگى مشترک به نماز برخیزیم و امشب را به عبادت خدا بپردازیم . (11 )
   

                                   فهرست منابع

1- در مکتب فاطمه ، ص 171 1  
2-ریاحین الشریعة ، ج 1، ص 122 2
 3- مناقب آل ابى طالب ، ج 3، ص 356 3
 4- فاطمه در کلام اهل سنت ، ص 3474
 5 - - مسند احمد، ج 1، ص 236 5

6فاطمه زهرا(س ) شادمانى دل پیامبر، ص 456 -6
7- ریاحین الشریعة ، ج 3، ص 617
8- - بحارالانوار، ج 43، ص 478
9- - بحارالانوار، ج 93، ص 409
10زندگى حضرت زهرا علیهاالسلام ، ص 291 - 10

11- احقاق الحق ، ج 6، ص 3311 





.