منتظر

فلسفه بعثت،آغاز رسالت، اعلام ولایت
نویسنده : ابوالحسن اصفهانی - ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢۸
 

بعثت ، آغاز  رسالت ، اعلام ولایت

 

فلسفه بعثت :

خداوند حضرت محمد صلی الله علیه واله را به حق بر انگیخت ، تا بندگان خود را از پرستش دروغین بت ها رهایی بخشیده ، به پرستش خود راهنمایی کند و آ نان را از پیروی شیطان نجات داده به اطاعت خود کشاند . با قرآنی که معنی آن را آشکار کرد و اسا سش را استوار فرمود تا بندگان عظمت و بزرگی خدا را بدانند که نمی دانستند ، و پر وردگار ، اعتراف کنند ، پس از انکار های طو لانی اعتراف کردند ، واورا پس از آ ن که نسبت به خدا آشنایی نداشتند ، به درستی بشناسند .

روز بیست هفتم رجب از جمله اعیاد بزرگ است و روزی است که حضرت رسول صلی الله علیه واله در انروز برسالت مبعوث گردید . برای آ ن روز چند عملست .

1.      اول غسل

2.      دوم روزه  ، وآن روز یکی از چهار روزی است که در تمام سال  دارد و برای روزه گرفتن و برا بر است با روزه هفتاد  سال .

3.      سوم صلوات فرستادن

4.      زیارت حضرت رسول و امیر المؤ منین علیهما و الهما السلام .

این روز مبارک را به شما تبریک می گو یم .

حضرت رسول الله الا عظم در طول 23 سال رسالت خود همواره و همیشه ولا یت ، امامت ، خلافت و وصا یت  امیر المؤ منین ع را یاد آ وری کرده است و تنها به جمعیت پر شور یکصد و بیست هزار نفری غدیر اکتفا ننمود .

1-   حدیث ولایت « انَّ علیاّ منیّ و انا منه و هو ولی کل مؤمن بعدی » مسند احمد ج4ص438،ترمذیج5ص632  

2-   حدیث دار« انّ هذا علی اخی وصیّ و خلیفتی فیکم ، فا سمعوا و اطیعوا » تاریخ طبری ج2ص220

3-   حدیث وصایت « لکل نبی وصی و وارث و انّ علیا وصیّ و وارثی .( تاریخ ابن عساکر ج3/ص5)

4-   حدیث منزلت « علیّ منیّ بمنزله هارون من موسی الاّ انّه لا نبیّ بعدی »

5-   و گاهی به صورت غیر مستقیم خطاب به امیر المؤ منین می فر مود « أنتَ مِنّی أنا منکَ (بخاری ج4ص118

6-   حدیث مد ینه العلم « أنا مدینه العلم و علی بابها فمن اراد المدینه فلیات الباب»( مستدرک حاکم ج3ص126)

7-   حدیث حق «علیّ مع الحق و الحق مع علیّ لن یفترقا حتی یرد علی الحوض » (تاریخ بغدادیج4/ص321 )

8-   حدیث صدیق و فاروق « و انت صدیق الاکبر ، و انت فاروق الذی تفرق بین الحق و الباطل» (تاریخ دمشقج/42/ص42

9-   حدیث نور « خلقت أنا و علی من نور واحد » ( تد کره الخواص ص46)

10-     حدیث اول مسلمان « اوّلکم واردا ورودا- علیّ الحوض اولکم اسلا ما علی ابن ابیطالب »      ( مستدرک حاکم /ج3/ص147ج/4662 )

11-     حدیث سد ابواب « سدّوا ابواب المسجد کلها الاّ باب علی »( سنن ترمدی ج/5ص641)

12-     حدیث اخوت « انت اخی و صاحبی » (مسند احمد ج1 ص230)

13-     حدیث طیر « کان عندالنبیّطیر . فقال : اللهمّ ائتنی با حبّ خلقک الیک یأکل معی هذالطیر فجاء علی » ( ترمذی ج5ص595)

امیر المؤ منین علی ابن ابیطالب را به عنوان امام وصی و خلیفه بعد از خود معرفی نمود و کاهی با نقل و تاکید بر آ یاتی که در ولایت و امامت امیر المؤ منین نا زل شده بود

1.      آ یه ولایت ( مائده55)

2.      آیه تبلیغ(مائده67)

3.      آیه اکمال(مائده 3)

4.      آیه خیر البریه(بینه 7)

5.      آیه سأ ل سا ئل (معارج1و2) 

و ....... هر گونه شک وشبهه در ولایت و خلافت بلا فصل امیر المؤ منین را بر طرف کرد سؤالی که مطرح است این که اولین باری که رسول الله الاعظم ، ولایت و امامت امیر المؤ منین را بیان نمد چه زمانی بود ؟

امیرالمؤ منیندر خطبه 192( قاصعه) نهج البلاغه می فر ماید : « هنگام بعثت رسول خدا در غار حراء کنار رسول خدا بودم و نور وحی و رسالت را می دیدم و بو ی نبوت را استشمام


 
 
به مناسبت شهادت امام موسی کاظم (ع)
نویسنده : ابوالحسن اصفهانی - ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢٦
 

سالروز  شهادت هفتمین اختر اسمان  امامت را به امام رضا ع و حضرت معصومه س

و شما خوانند گان محترم تسلیت می گو یم

درودما بر آن سر وری که در تنگنای زندانها و در تاریکیهای زیر زمین ها حلقه های زنجیر پاهای مبارکش را مجروح ساخته بود . 

مو لای ما ا مام مو سی بن جعفرع در سال 183هـ،ق . در سن 55 سالگی ، در زندات سند بن شا هک و به دستور ها رون الرشید ملعون به شهادت رسید آ ن حضرت در سن 20 سالگی به امامت رسید ند و مدت 35سال امامت را به عهده دا شتند پذیرش ولایت و اما مت آ ن حضرت شرط ایمان و قبولی اعمال و رمز ملاقات خداوند در کمال و طهارت و نو رانیت است . پس ازشهادت بدن مطهر آ ن حضرت را طبق دستور ها رون با جامعه های کهنه و همراه با غل و زنجیر روی نر دبانی گذاردند و بر دوش چهار حمال نهادند واز زندان بیرون آور دند در حالی که کسی جلو جنازه صدا می زد این امام شیعیان است آن گاه شیعیان با خبر شدند و گل اور دند و احترام کردند و بدن آ ن حضرت را در کمال شکوه و احترام به خاک سپردند . بود روشنگر دلها ولای مو سی جعفر شود جان همه عالم فدا ی مو سی جعفر اگر خواهی شوی در وادی حق عارف عاشق همیشه پیشه کن صدق صفای مو سی جغفر امام موسی کا ظم (ع): « دنیا چون مار است ،برونش نرم و درو نش زهر کشنده ،خردمندان از آن دوری کنند و کو دکان به آن دست یا زند » اجکام صلوات : صلوات که شریف ترین ذکر و بر ترین دعاست و خداوند متعال و فرشتگان او مشغول به آن هستند از جمله مسائلی است که در فقه اسلام پرامون بحث شده است که به مواردی ارر آن اشاره می شود . 1- اگر کسی نام مبارک حضرت محمد ص ذکر کند یا بشنود مستحب است صلوات بفرستد . اگر چه در نماز با شد و برخی از علماء به وجوب آ ن فتوا داده اند 2- فرقی نمی کند که کدام نام آن بزگوار ذکر شود . «محمدص » « احمدص » یا کنیه « ابو لقاسم » یا لقب « مصطفی ص » « رسو ل ص » «نبی ص» یا به ضمیر ذکر شود 3- هر گاه نام آن حضرت ص مکر ر ذکر شود مستحب است صلوات را نیز تکرار کند . 4- احتیاط آن است که ما بین ذکر نام آن حضرت و فرستادن صلوات فاصله طولانی ایجاد نشود و صلوات را برای درک فضیلت بلا فاصله بفرستد . 5-اگر نام مبارک حضرت بنویسید مستحب است جمله صلوات را به صورت کا مل کنار آن بنویسد مانند صلی الله علیه واله { اکتفا نمو دن به نوشتن (ص) و (غ) و (س) نا درست است و نقل شده است . اولین کسی که به جا ی صلوات حرف (ص) را گذاشت – بد لیل آن که قصد بی احترامی داشت دستش فلج شد } 6- اگر اسم آ ن بزگوار را در دل هم بگذراند بهتر است صلوات بفرستد . 7- هر گاه اسم سایر انبیاء الهی یا ائمه اطهار صلی الله علیه واله ذکر شود . صلوات بر انها مستحب است ولی در صلوات بر انها اول بر محمد ص و ال او صلوات فرستد بعد از ان بر انبیا ء مگر در اسم مبارک حضرت ابراهیم علیه السلام مثلا هر گاه نام حضرت نوح برده می شود چنین بگو ید . علی نبیّنا و اله و علیه السلام ( عر وة الو ثقی . فصل فی تعقیب الصلاه ) کیفیت صلوات در روایات متعددی که از طریق شیعه و سنی نقل شده است سفارش شده که بعد از صلوات بر نبیّ مکرم اسلام . اهل بیت آن حضرت (علیه السلام) نیز ذکر شود ( اَلّلهمَّ صلی علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم قال رسو ل الله صلی الله علیه واله من صلی علی ّو لم یصلّ علی آلی لم یجد ریح الجنه ( مالی صدوق سفینه البحار ماده صلّ ) کسی که تنها بر من صلوات بفر ستد و بر اهل بیت من صلوات نفرستد بو بهشت به مشام او نخواهد رسید درحالی که بوی بهشت از 500سال راه به مشام می رسد . امام صا دق ع نیز مفر ماید : کسی که بعد از نماز صبح و ظهر صلوات همراه با و عجل فر جهم بفر ستد نمی میرد مگر آن که قا ئم آل محمد(صلی الله علیه واله)را را در ک خواهد کرد ( احتجاج طبرسی 86-سفینه البحار 5/170) امام هادی علیه السلام فر مود« انمّا اتخذ الله ابراهیم خلیلا لکثره صلاته علی محمد و ال محمد » شیخ الا نبیا ء حضرت ابراهیم به دلیل اینکه زیاد صلوات می فرستاد به مقام خلیل اللهی رسید . علل اشریع /1/35 بر روی زمین و آ سمانها و کرات در بین مناجات و تمام کلمات زیبا تر از این دعا ندیده کسی بر خاتم انبیاء محمد صلی الله علیه والهصلوات اللهمّ صلّ علی محمد وال محمد و عجل فر جهم وا للعن اعدائهم . نوشته شد در تاریخ 22/4/88 ساعت بیست


 
 
امیر کاروان مهد ویت
نویسنده : ابوالحسن اصفهانی - ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٧
 

امیر کاروان مهد ویت به مناسبت وفات عقیله بنی هاشم حضرت زینب علیها السلام: حضرت زینب علیها السلام ، در حلم و بصیرت ، در کرم و سخاوت و در زهد و عبادت مشحور عرب وخاندان بنی هاشم بود آ ن حضرت بین جمال و جلال ،صورت وسیرت واخلاق وفضیلت جمع کرده بود. شب ها را به بهجد و عبادت و روز ها به روزه و اطاعت سپری می ساخت تا جایی که به «اهل تقوا» معروف گشته بود القاب آن حضرت بسیا ر است .از جمله عقیله بنی ها شم ، صدیقه صغرا ،عصمت صغرا ولیه الله، الراضیه بالقدرو القضاء، امینهالله، عالمه غیر معلمه، فهیمهغیر مفهمه ، محبوبه المصطفی ، ثا نیه الزهرا . در عظمت آن بانوی قهرمان همین بس که به فرموده شیخ صدوق علی ا.. : آ ن مخدره از جانب امام حسین علیه السلام دارای « نیابت خاص » بود و این نیابت تا پایان بیماری امام زین العا بدین علیه السلام اداوه داشت . توسل به امّ المصا ئب : رسول اکرم ص : هر کس بر مصیبت های این دختر بگر ید ، همانند کسی است که بر برادرش حسن وحسین علیه السلام گر یسته با شد . تا قلم لب بر مرکب می زند بو سه هر جای پای زینب می زنـــــــــد می گذارد سر به صحرای جنون می نگارد نقشی از در یای خــــــــــو ن می کشد از نهاد ی سوخته از ضمیر خیمــــه ای افروخــــــــــــته کر بلا می مر اگر زینب نبود شیعه می پژ مرد اگر زینب نبـــــــــــــود کعبه بی نام نشان می ماند اگر زینب نبود کر بلا در کربلا می ماند اگر زینب نبــــــود کاروان مهدویت بر مسیر فتنه ها بی امیر کاروان می مان اگر زینب نبـــــــود محمد رضا آ غاسی


 
 
تغدیه ایرنی
نویسنده : ابوالحسن اصفهانی - ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٥
 

بنام خالق هستی ولادت با سعادت امیر المومنین ع یعسوب الدین را به شما عزیزان تبریک عرض می کنم 
ظهور عشق خداوند 
 فاطمه بنت اسد ع می گوید پس از رفتن با نوان بهشتی ( ساره ، حوا،آسیه، ومریم) پیامبران الهی آدم ،نوح، ابراهیم، موسی،وعیسی ع امدند و با و سلام کردند مولود کعبه ، تبسمی کرد وجواب فرمودند پس از رفتن ایشان ملائکه آمدند و اورا به آسمانها بر دند و وقتی اورا باز گرداندند به من گفتند« اورا از چشم نظر کنندگان حفظ کن » که او ولی پروردگار علمیان است وارد بهشت نمی شود مگر کسی که ولایت اورا بپذیردو امامت اورا تصدیق نماید خوشا به حال که پیرو او گرددو بدا به حال کسی که از او روی گرداند مثل او چون کشتی نوح است هر که به او پبوست نجات یافت و هر که از او باز ماند هلاک گشت . 
 مو لود کعبه همین که قدم بر زمین کعبه نهاد به سجده افتاد وپس از شهادت به توحید ونبوت و امامت فر مود « حق امد و با طل رفتدر آن هنگام تمام بته بهصورت به زمین افتادند آ سمان غرق نور وسرور گشت و شیطان فریاد بر آورد ای وای بر بتان و وای وای بر بت پرستان از این فرزند . 
  شبی که عرش گل آذین به شوق نور تو بود 
وجود کعبه خواهش حضور تو بود
بــه روز واقعه خلقت ای یگانه تـــــــریـن
ظهور عشق خداوند با ظخور تو بود . 




انتخاب غذا بر حسب طبع و مزاج فرد
 در طب ایرانی تئوری بنیادینی داریم به نام اخلاط چهار گانه {بلغم، سودا، صفرا، خون } 
و نیز مفاهیم {سردی، گرمی،خشگی،تری}که اساس این طب و تمام راه کار های بهداشتی و در مانی آ ن بر این تئوری و مفاهیم بنا نهاده شده است غذا و اصول تغذیه نیز از این تئوری اخلاط رابعه وسردی و گرمی پیروی می کند . 
هر انسانی به طور سر شتی و ژینتیکی دارای طبیعتی است که یا سرد است یا گرم . طبیعت گرم: یعنی فرد گرمایی ا ست (تحمل گرما را ندارد و هوای خنک برای وی مناسب تر است ) 
در زمستان لباس کم می پوشد . آب زیاد می خورد . میل به خنکی ها و غذا های سرد نظیر ماست وخیار وتر شی دارد .در صورت مصرف غذا های گرم نظیر عسل ؛ خرما و دار چین ، بدن او دجار ا لتهاب شده و ممگن است جوش ، خارش و کهیر پیدا کند .صورت او سرخ و دستا نش داغ است و پر انرژی است . 
 طبیعت سرد :
 یعنی فرد سرمایی ا ست ( تحمل سرما را ندارد و هوای گرم برای وی منا سب تر است )‌
 در زمستان لباس زیاد می پوشد . آ ب کم می خو رد . میل به گر می ها و غذا های گرم نظیر عسل ، کنجد ،زنجبیل و شیرنیها دارد ، در صورت مصرف غذا های سرد نظیر ما ست ، خیار ، دوغ و گو شت گو ساله دچار نا رحتی ها یی نظیر آ بر یزش دهان پر خوابی ، درد اندام ها و استخوان درد ، سستی عضلات و کسالت و بی حالی و بی حو صلگی خو اهد شد . به غیر از گرمی و سردی طبیعت خشکی و تر ی هم داریم . امتزاج خشکی و تری و گرمی و سردی صفات اخلاط چهار گانه را تشکیل می دهد . 
اخلاط جهار گانه تر کیباتی هستند سیال و مایع که بدین گونه شکل می گیرند : 
 غذایی که می خوریم در کبد تغیر ما هیت داده و فعل و انفعالاتی روی ان صورت می گیرد و به چهار شکل در می ایند : 
1- تر کیب قر مز متمایل به زرد به نام صفرا ، که به هزم غذا کمک می کند حرکات روده را افزایش می دهد ، مسیر گردش خون در عروق را با ز می کند ، سبب افزایش حا فظه تیزی هوش و ذهن می شود و توانایی های مغزی را افزایش می دهد صفرا ضد عفو نت ها است 
اگر خون را در یک ظرف بریزیم صفرا از تمام خلط ها سبک بوده و در صدر خوا هد اسیتاد  
2- تر کیب دیگردم یا خون سرخ رنگ است و نام دم یا خلط خون به خود می گیرد که حمل کننده اکسیژن و مواد غذایی به بافت ها و سلول های بدن است و لایه دوم و پایین تر از صفرا خواهد ایستاد . 
3- تر کیب سوم بلغم :که این ماده قر مز صورتی یا قرمز کم رنگ است که پایین تر از دم یا خون خواهد ایستاد و بلغم نام دارد و وظیفه ان تسهیل کار مکانیکی و لغزش مفا صل روی هم ، تشکیل بافت عصبی و سلول های مغزی ، آب میان بافتی و شبکه های لنفاوی می باشد ، همچنین ترشحات تناسلی زن و مرد عمدتا از ماده بلغم می با شد . 
4- سودا : تر کیب چهارم قرمز تیره و جگری رنک است که سودا نا دارد و پایین ترین و سنگین ترین خلط است . وظیفه آن تحریک اشتها و تشکیل با فت استخوانی است 
 صفرا طبیعت گرم وخشک دارد . سودا طبیعت سرد و خشک دارد . دم طبیعت گرم وتر دارد و بلغم طبیعت سرد و تر دارد . 
 این اخلاط چهار گانه با یکدیگر تعامل و تعادلی دارند که در مسیر گردش خون در جایگاه طبیعی خود به میزان تعریف شده و متعادل قرار گرفته و وظایف ذاتی خود را انجام می دهند . 
مشکل درد و بیماری ها از آن جا آ غاز می گردد که قرار گیری این ا خلاط چهار گانه ( سودا ، صفرا ، بلغم، خون ) در جایگاه های خاص خود به هم می خورد و خلط وارد جایکاه دیگری می شود ( خلط نا بجا ) و یا این که کمتر و بیشتر از حد لازم در مکانی حضور یابند ویا این که کیفیت آن ها ضایع شده و به اصطلاح خلط های فاسد وبد تشکیل شود . 
 
روز دوشنبه 15/4/1388 ساعت 5 بعد ازظهر 


 
 
نگاه قران به آشوبگران
نویسنده : ابوالحسن اصفهانی - ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٤
 

اول خشم، دیوانگی و آخرش پشیمانی استفرا رسیدن سال روزولادت اولین امام اسمان ولایت امامت رابه شما تبریک می گویم

نگاه قران به اشوب گران



جامعه نیازمند امنیت و آرامش است؛ زیرا خوشبختی و سعادت را جز به آرامش و آسایش نمی داند. هرگونه رفتاری که به این بخش از زندگی بشر آسیب رساند به عنوان رفتاری نابه هنجار و غیرقانونی شناخته شده و به شدت با آن مقابله می شود. 

قرآن نیز به سبب آن که براساس فطرت انسانی نازل شده شامل آموزه های دستوری در این باره است تا محیطی آرام و امن برای شهروندانی که از آن به نام امت یاد می کند فراهم آورد. 

نویسنده در مقاله حاضر کوشیده است تا نقش آشوبگران و اغتشاشگرانی را که با روش ها و رفتارهای ضدقانونی خود امنیت اجتماعی را به خطر می افکنند، بر پایه آموزه های قرآنی تحلیل و واکاوی کند. با هم مطلب را از نظر می گذرانیم. 

 
آشوب و اغتشاش، دشمن قانون و امنیت 

زمانی که امیرمومنان علی(ع) به دنبال انقلاب توده های مردم به همراهی گروهی از نخبگان و یاران خاص پیامبر(ص) به خلافت ظاهری دست یافت، می دانست که بازگشت به مسیر خط مستقیم پیامبر(ص) بسیار سخت و دشوار است؛ زیرا جامعه پیش از پیامبر(ص) در شرایطی به سر می برد که به دور از هرگونه مدنیت و قانون گرایی بود. پیامبر(ص) توانست از مردمانی که به عنوان کودکانی در حوزه فرهنگ و تمدن بودند، مردانی قانونگرا و مدنی بسازد. جامعه مدنی در حقیقت یک جامعه مدنی به اصطلاح امروز بود که قانون و مدنیت در آن پایه و اساس رفتاری مردم را شکل می بخشید. از این رو شهری که پیش از این تنها به سبب حضور توده ای مردم و انباشت گروهی، شکل شهری داشت و از قانون و کتاب و مدنیت بی بهره بود به عنوان یک دولت شهر با تمامی اشکال و ابعاد مدنیت شکل می گیرد و نام آن به مدینه النبی تغییر می یابد. 

اما در پی یک انتخاب و تحمیل نابه جای برخی از صاحبان قدرت در کنار گروه هائی از منافقان قدیم و جدید، مسیر تمدنی جامعه و امت اسلامی تغییر می یابد و در یک فرآیند زمانی، اشرافیت مدرن و پیشرفته ای در جامعه اسلامی پدید می آید. این جامعه اشرافی مدرن به سبب آگاهی از قانون و حتی قدرت در تغییر قانون و وضع قوانین جدید توانستند تا امت و منابع دولت را به سمت و سویی بکشانند که منافع مادی آنان را تامین کند.

پذیرش مردمی به عنوان بنیانگذاران نهضت و همراهی با رهبری جامعه به آنان مشروعیت خاصی بخشیده بود تا بتوانند هر چیزی را به نام دین و دولت جا بزنند و منافع خود را تامین کنند. و بدین ترتیب اشرافیت جدید در عصر اسلامی شکل می گیرد. 

در این میان به سبب تجاوزطلبی و فشارهای سنگین به توده ها برخی از رهبران آشنا به پیامبر(ص) و اهداف جنبش و انقلاب اسلامی می کوشند تا آب را در مسیر اصلی خود بازگردانند و دولت اسلامی را چنان که خواست رسول الله(ص) بود پدید آورند. 

پس از انقلاب دوم و پیروزی بر مفسدان اقتصادی و سیاسی جامعه اشرافیت جدید با پشتوانه حضور در کنار بنیانگذار مکتب اسلام می کوشد تا به مقابله با دولت عدالت علوی برخیزد. 

این گونه است که سه جریان در عصر علوی(ع) پدید می آید و اجازه بازگشت به عدالت نبوی را از امت و امام سلب می کند. 

جریانات سه گانه زمان علی(ع) 

امیر مؤمنان علی(ع) به سه جریان مارقین و ناکثین و قاسطین رو به رو می شود. نخستین جریانی که در برابر امیر مؤمنان(ع) قد علم می کنند، مارقین هستند. آنان خود روزگاری عضوی از نهضت انقلاب اسلامی و رهبری آن بودند، ولی اشرافیت پس از پیامبر(ص) آنان را از خط مستقیم اسلام و اهداف آن دور می کند. از این رو چون تیری به جای آن که دشمن امت و امام را نشانه گیرد راه کج کرده و به سوی امام و امت نشانه می رود. پیمان شکنان یعنی ناکثینی که در این زمان پدید می آیند در حقیقت نه تنها نسبت به امام و قراردادی که با وی بسته اند پیمان شکنی می کنند بلکه با زیر پا گذاشتن قانون، نسبت به جامعه مدنی و قانون، بی حرمتی روا می دارند و اهل امت و جامعه مدنی را تضعیف می کنند. 
گروهی از بهترین یاران پیامبر(ع) چون طلحه و زبیر که سیف الاسلام پیامبر(ص) بود با همراهی عایشه همسر پیامبر(ص) از مدینه النبی خارج می شوند تا بیرون از قانون اسلام و برخلاف شیوه و خواسته و اهداف پیامبر(ص) خواسته های نامشروع و غیرقانونی خود را با شورش و آشوب و اغتشاش تحمیل کنند. این جاست که نخستین گروه اهل بغی و آشوبگران تاریخ اسلامی پدید می آید و در برابر دولت عدالت خواه علوی قد علم می کند. در کنار این ناکثین و پیمان شکنان، گروهی دومی به نام قاسطین که همان اشرافیت و نفاق قدیم است به رهبری فرزند ابوسفیان شکل می گیرد. قاسطین کسانی هستند که اصولا با عدالت، میانه ای ندارند و تنها خواهان آزادی های جاهلی و بی بند و باری های آن دوران هستند. دشمنی آنان با قانون چنان معروف و زبانزد است که کسی از گروه قاسطین در دوره پیامبر(ص) و پس از آن را نمی توان یافت که بر اجرای قانون توجه داشته و یا آن را براساس وجدان خویش اجرایی کرده باشد. آنان هرگز تن به قوانین اسلام نداده و در دوره پیامبر(ص) همواره با قانون شکنی و قانونگریزی بر آن بودند تا اشرافیت خود را حفظ کنند و خوش گذرانی ها و بی بند و باری های خود را داشته باشند. این گروه دوم از قانون گریزان و دشمنان عدالت به همین نام نیز در تاریخ معروف شدند؛ زیرا پیامبر(ص) پیش از این به حضرت امیر مؤمنان علی(ع) اخطار داده بود که با سه گروه از آشوب گران و قانون گریزان مواجه خواهد شد. در حقیقت اگر پیامبر(ص) برای تنزیل و نزول قوانین ناچار شده بود تا با گروه ها و احزاب مختلف جنگ کند، حضرت امیر مؤمنان علی(ع) ناچار بود تا برای تاویل و اجرایی کردن همان قوانین و مدنیت نازل شده از سوی خداوند در جامعه با سه گروه از اغتشاشگران و آشوب طلبان ضدقانون بجنگد. 
همکاری و هماهنگی دو گروه ناکثین و قاسطین، دو جنگ بزرگ و خطرناک را بر جامعه اسلامی تحمیل کرد و قوانین مسلمانان و دولت اسلامی را به تحلیل برد. گروه ناکثین در بصره، جنگ جمل را به رهبری عایشه و طلحه و زبیر بر اسلام و دولت اسلامی تحمیل کردند و اجازه ندادند تا قوانین اسلامی عدالت محور، منابع مادی و معنوی را به طور یکسان در میان مردم توزیع نماید.

اندیشه این که دولت عدالت بخواهد از علل ثروت هنگفت و راه های درآمدی آنان بپرسد و یا آنان را به غارت و چپاول بیت المال متهم سازد، چون خوره خواب را بر ایشان حرام کرده بود و جان و تنشان را می خورد. آنان دریافته بودند که اگر سکوت کنند راهی جز اعمال قانون و مصادره بسیاری از اموال در پیش رو نخواهند داشت. از این رو با ثروت های باد آورده به جمع لشکر و بسیج آنان پرداختند و گروه های دیگری را با نام عایشه و انقلابیون دیروز تحریک و بسیج کردند. این گونه است که پول و ثروت در کنار چهره های موجه دیروزین اپوزیسیونی را گردآورد تا با اصل نظام علوی به سبب عدالت به جنگ پردازند. حربه آنان این بود که دین از مسیر اصلی خارج شده و آنان نسبت به دولت اسلامی و امت، احساس خطر می کنند؛ زیرا دولت علوی همانند دولت های گذشته براساس سنت ابوبکر و عمر و عثمان مدیریت نمی شود و می خواهد تا براساس دولت نبوی و شرایط زمانی خود عمل کند. 

جنگ دوستان دیروز و پیمان شکنان امروز به بهانه بازگشت به اصول دولت های گذشته، موجب شد تا قاسطین دور معاویه، نیز به میدان آیند و دشمنان تنزیل امروز به عنوان دشمنان تأویل به اصل انقلاب حمله کنند. این گونه است که دو گروه مخالف یکی به رهبری معاویه از ا شراف و نفاق قدیم عصر تنزیلی و دیگری به رهبری عایشه و طلحه و زبیر از نفاق و اشرافیت جدید در کنار هم ریشه انقلاب دوم را تهدید می کنند. 

یورش ها و آشوب های دو گروه نخست قاسطین و ناکثین موجب شد تا گروه ساده لوح و متعصب به سبب حضور برخی از اصحاب پیامبر(ص) گمان کنند که شاید علی(ع) اشتباه می کند و آن دو گروه بزرگ حق دارند. این گونه است که از دل دو جنگ جمل و صفین، گروه مارقین بیرون می آیند و در رهبری و سیاست های علی(ع) تشکیک می کنند و گروه مارقین را پدید می آورند که خواهان مصالحه و عدول از برخی از قوانین سخت عدالت خواهانه می شوند تا دست کم دولت اسلامی در ظاهر و شکل، باقی وبرقرار بماند و خون به ظاهر مسلمانان ریخته نشود. 

به سخن دیگر، ناکثین (پیمان شکنانی) که جنگ بصره را بر دولت علوی تحمیل کردند، در کنار قاسطینی که جنگ صفین را ایجاد کردند زمینه را برای حضور و مخالفت گروه سومی فراهم می آورند که پیامبر اکرم (ص) از آنان به نام مارقین یاد می کند. آنان کسانی هستند که از فرمان رهبری عبور می کنند و به دلایل داخلی و خارجی، همانند تیری از کمان بیرون رفته از هدف دور می افتند و شرایطی را بر دولت قانونی و قانون گرا و عدالت محور تحمیل می کنند. 

آشوب های داخلی سه گروه پدید می آورد و موجب می شود تا اهل بغی که در آیات قرآنی از آنان یادشده در عصر علوی به خوبی خود را نشان دهند آنان چنان زمینه را برای تخریب امنیت و آرامش مردم فراهم می آورند که دشمنان دین و ملت به سادگی در شهر «انبار» وارد بر خانه های زنان مسلمان و زنان اهل پیمان از شهروندان امت اسلامی می شوند و خلخال از پاهای زنان و گوشواره از گوش هایشان بیرون می کشند وشهر را غارت کرده و به آتش می کشند و هر کاری را انجام می دهند بی آن که از سوی کسی مقاومتی انجام شود.

امیرمومنان علی (ع) به عنوان امام امت و رئیس دولت اسلامی از شنیدن وضعیت پدید آمده به شدت اندوهگین می شود و بیان می دارد که اگر کسی از شنیدن این مساله دق کند و بمیرد بر او ملامتی نیست. 
تهدید امنیتی آشوبگران 

آن چه در آشوب ها و اغتشاشات داخلی پدید می آید، فقدان امنیت و آرامش و آسایش مردم است. جامعه ای که در آتش آشوب و اغتشاش می سوزد نه تنها گرفتار بی قانونی و نابودی عناصر جامعه مدنی و مدنیت است بلکه مهم ترین عنصر سعادت و خوشبختی فردی و جمعی یعنی امنیت و آرامش را از دست می دهد و اضطرب و نگرانی و تشویق دایمی، آن را در بر می گیرد. 

از این رو خداوند به شدت با هرگونه آشوب و اغتشاش برخورد می کند و آنان را به عنوان اهل بغی از کسانی می داند که فساد در زمین کرده و خون ایشان هدر است. 

از آن جایی که آشوب و اغتشاش گری دقیقا در برابر قانون و جامعه مدنی قرار می گیرد، اسلام به گونه ای با آنان رفتار می کند که خودشان می خواهند. به این معنا که اغتشاش و آشوب، رفتار و رویه ای است که قانون را نادیده می گیرد و جامعه مدنی را با خطر هرج و مرج و قانون گریزی رو به رو می سازد. از این رو قرآن فرمان می دهد که با قانون شکنان و آشوبگران همانند آنان رفتار شود و اعمال قانون در حق آنان به یک معنا بی معناست. 

به سخن دیگر، اگر افرادی از امت و شهروندان جامعه اسلامی به هر شکل و علتی قانون شکنی کردند، با آنان براساس قوانین برخورد می شود، اما کسانی که آشوب گر و اغتشاش آفرین هستند و اصولا با قانون و جامعه مدنی مشکل دارند، می بایست به گونه ای دیگر رفتار کرد. از این رو، لازم نیست که قوانین درباره آنان به همان شکلی که با دیگران عمل می شود، اعمال شود، بلکه شکل دیگری از اعمال مجازات برای آنان تعیین می شود که بسیار شدیدتر و سخت تر است؛ زیرا اصل مقابله به مثل و قصاص است که در این موارد خود را بر قوانین، حاکم و تحمیل می کند. 

خداوند درباره اهل بغی و آشوبگران و اغتشاش گرانی که جامعه مدنی و قانون را نادیده می گیرند و می کوشند تا نابه هنجاری و ضد قانون گرایی را در جامعه نهادینه کنند، رفتاری بسیار سخت را در پیش گرفته است. براساس این رویه فوق العاده و خاص خداوند اموری را که برای دیگران حلال است بر ایشان حرام می کند. (بقره آیه 173 و انعام آیه 145 و نحل آیه 115) 

زیرا از نظر اسلام کسانی که اهل بغی می شوند، از دایره اسلام و قوانین آن بیرون می روند و شهروندی امت از آنان سلب می شود و اموری که به سبب همین شهروندی و اسلام برای آنان مجاز و مباح بود، حرام می شود (مائده آیه 54) 

عدم اجرای قانون در حق آشوبگران 

بغی که به معنای ظلم و ستم (ترتیب العین، ج1،ص 181) و طلب تجاوز از حد میانه در اموری است که حد وسط در آن مطلوب می باشد (مفردات راغب اصفهانی ذیل واژه) در اصطلاح شرعی و فرهنگ قرآنی درمورد کسی گفته می شود که از امام و رهبری امت نافرمانی کرده و از اطاعت امام عادل (القاموس الفقهی) و یا امام معصوم (ع) بیرون رود. کسی که بر امام عادلی خروج کند، اهل بغی و آشوبگری است که می بایست قانون خاصی را درباره او اجرا کرد که یکی از این امور، عدم اجرای قوانین عادی و جاری درحق اوست. 

به سخن دیگر، خروج از اطاعت امام و نافرمانی نسبت به رهبری و دولت اسلامی عادل موجب می شود تا شخص از حقوق شهروندی خود بیرون رود و قوانین عادی جاری درحق وی اجرا نشود، بلکه قوانین خاص بر او جاری و اعمال گردد. از این رو چیزهایی که برای دیگران حتی در شرایط غیر عادی حلال می باشد و شخص به عنوان مضطر می تواند از آن بهره گیرد، آشوبگر و اهل بغی نمی تواند از آن استفاده کند. 
این بدان معناست که خروج و نافرمانی از رهبری امام عادل و دولت عادل اسلامی وی را از بسیاری از حقوق شهروندی بیرون می برد و شرایط خاص و قوانین خاصی را بر او تحمیل می کند؛ زیرا نافرمانی و خروج از اطاعت امام عادل به معنای تن ندادن به قانون و مدنیت است؛ از این رو رفتار و قوانینی مناسب با آن انجام می گیرد تا دیگر، کسی خیال خروج از قانون وجامعه مدنی را به ذهن خود راه ندهد. 
به عبارت دیگر، جامعه مدنی بر مدار و محور قانون معنا و مفهوم می یابد و این قانون است که حافظ جان و مال و عرض اوست. اکنون آشوب گر و اهل بغی با خروج از اطاعت رهبری، اصل قانون و هسته اصلی آن را نشانه رفته است؛ بنابر این می بایست به گونه ای با او برخورد شود که راهی جز بازگشت به قانون و مدنیت را نیابد و دیگران نیز اجازه قانون گریزی و مخالفت با رهبری را به خود ندهند. 

خداوند درهمین آیات پیش گفته آشوب گران و اهل بغی را بیرون از رحمت خود معرفی می کند و بغی بر امام را سبب محرومیت از آمرزش خود می داند. بنابر این اگر کسی حتی درحال اضطراری قرارگیرد که به دنبال بغی برای او پدید آمده است نمی تواند قوانین اضطراری را برای خود بخواهد و اموری که دراین زمان حلال است برای خود حلال بشمارد، بلکه به سبب آن که خود این شرایط را پدید آورده و از باب اضطرار به اختیار می باشد نمی تواند از قوانین اضطراری سود برد و در صورت استفاده مجازات مضاعف خواهد شد. 
بنابراین شرایط برای اهل بغی و آشوبگر و اغتشاشگر بسیار سخت تر و شدیدتر است و قوانین به شکل دیگر درباره او اجرا می شود؛ زیرا اهل بغی به نوعی دچار ارتداد هستند. به این معنا که ارتدادگاه به خروج از اسلام تحقق می یابد و گاه به نافرمانی از رهبری و اطاعت از وی تحقق پیدا می کند. از این رو امیر مومنان علی (ع) پس از جنگ جمل که با ناکثین و پیمان شکنان رخ داد فرمودند: به خدا سوگند جنگی با اهل این آیه (آیه 54سوره مائده) انجام نشد مگر امروز و آن گاه آن حضرت همین آیه را قرائت نمود.(فقه القرآن، راوندی، ج 1، ص 566 و 568).

دراین آیه به صراحت بیان شده که اهل بغی به سبب و آشوب هایی که درجامعه اسلامی ایجاد می کنند، از امت اسلام بیرون رفته و قوانین شهروندی و ایمانی درباره آنان اعمال نمی شود و اموری که برای دیگران حلال است بر ایشان حرام بوده و به شدت در دنیا و آخرت مواخذه و مجازات خواهند شد. 
علامه شهیر طبرسی در تفسیر خود بر این نکته تاکید می کند که مقصود از قوم در آیه فوق امیرمومنان علی (ع) و اصحاب وی می باشند که با باغیان و آشوبگرانی چون ناکثین و قاسطین و مارقین جنگیده وجهاد کرده اند. (مجمع البیان، ج 3 ص 260) بسیاری از مفسران مفاد آیه مذکور را از اخبار غیبی و بیان واقعه پیش از وقوع آن دانسته اند (کشاف زمخشری، ج 1، ص 644 و تفسیر التحریر، ج 4، جزء 6، ص 235) زیرا این واقعه هرگز درعصر پیامبر (ص) اتفاق نیفتاد بلکه درعصر امیرمومنان (ع) و خلافت ظاهری آن تحقق یافته است چنان که خود آن حضرت (ع) به صراحت اعلام می دارد که این جنگ پیش از جمل اتفاق نیفتاده است. بنابر این باید گفت ارتدادی که در جنگ جمل رخ داد به سبب نافرمانی از رهبری عادل بوده است. 
به سخن دیگر، نافرمانی از قوانین و جامعه مدنی که با نافرمانی از فرمان های رهبری و پیمان شکنی پدید می آید خود نوعی از انواع ارتداد است و قوانین ارتداد بر آنان بار می شود که از جمله این قوانین کشتن و قتل مرتدان به ویژه به دنبال قانون شکنی و تعرض به امنیت و آرامش شهروندان است. 
علت تشدید مجازات وبه شکلی عدم اجرای قوانین عادی نسبت به آنان را می بایست در تهدیدات امنیتی رفتارهای اهل بغی و آشوبگران جست؛زیرا آشوبگران، جامعه را درمسیری قرار می دهند که برخلاف هدف و فلسفه وجودی دین و ارسال پیامبران است؛ چون هدف و فلسفه وجودی دین و پیامبران، آموزش قانون و تربیت انسان ها برپایه قانون است که از آن به تعلیم و تزکیه براساس کتاب یاد شده است. (حدید آیه 25) بنابر این آشوبگران و اهل بغی دقیقا در برابر رسالت هستند. و از آن جایی که قانون شکنی و قانون گریزی و از میان بردن جامعه مدنی، از درون امت انجام می پذیرد، بسیار خطرناک تر و زشت تر است؛ زیرا پایه های جامعه مدنی وامت را از میان می برد و به دشمنان نیز امکان هجوم و یورش و موفقیت آسان را می دهد. بنابر این لازم است که به شدت با اهل بغی و آشوبگران و اغتشاش گران داخلی برخورد کرد تا جامعه و امت براساس آموزه های الهی باقی و برقرار بماند و اهداف و رسالت پیامبران به سرانجام خوشی برسد. 


نویسنده:رضا حامدی


 
 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
نویسنده : پرشین بلاگ - ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٤
 
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com